دوشنبه 07 خرداد 1403 - 27 May 2024
کد خبر: 19611
تاریخ انتشار: 1401/06/20 23:43

بدون آب لیتیوم هم نیست

مسعود باقرزاده‌کریمی-رئیس حوضه آبریز ارومیه در وزارت نیرو

شک باطلی است که گمان کنیم دریاچه بهعمد خشک شده تا از بستر آن لیتیوم استخراج شود، البته شاید کسانی که بهصورت سطحی با این مسئله روبهرو میشوند، فکر کنند، این عنصر معدنی مثل نمک طعام است که اگر دریاچه خشک شود، راحتتر برداشت میشود.

بیشتر دریاچههای شور اینچنینی، ترکیبات کمیابی مثل لیتیوم و منگنز وجود دارد. درباره دریاچه ارومیه هم از سالها پیش نسبت به وجود آن آگاهی داشتهایم و حداقل از 2 دهه پیش مطالعاتی در این زمینه انجام و حتی حجم ذخایر و ارزش اقتصادی آن برآورد شده است، اما بهرهبرداری یا استخراج این مواد معدنی از شورابهها امکانپذیر است، نه از نمک خشک، پس باید دریاچهای وجود داشته باشد تا بتوان از آن لیتیوم برداشت کرد، در غیر این صورت، هزینه برداشت چندبرابر میشود، چون باید این نمک را ببرند و با آب محلول کنند و طی فرآیندهای تقطیر چندمرحلهای، ماده معدنی موردنظر را استحصال کنند، بنابراین اگر قرار بود از اینجا مواد معدنی برداشت شود، بهتر این بود که دریاچه آب داشته باشد.

برای حفظ دریاچه چه میتوان کرد؟ امروزه حتی افراد عادی هم میدانند که اگر آب دریاچه تامین شود، میتوان آن را احیا کرد. حل مسئله ارومیه، پیچیدگی چندانی ندارد. پیچیدگی آنجا است که ما در سیاستگذاریهای کلان خود برای این حوزه، روش درستی اتخاذ نکردهایم.

ما برای این حوزه توسعه کشاورزی را انتخاب کردهایم که حجم آب فراوانی را که به مصرف میرساند، با دریاچه ارومیه سازگار نیست.

این مصیبت دریاچه ارومیه و سایر تالابهای اقماری آن (که کمتر از آنها نام برده میشود در حالی که اهمیت بسیار زیادی دارند) را خودمان با دست خود بهوجود آوردهایم و با اینکه میدانستیم تغییرات اقلیمی در حال وقوع است (که در بروز این مشکل بیتاثیر نبوده است) شرایط توسعهای خود را با تغییر اقلیم سازگار نکردیم. کسی مخالف توسعه نیست و نمیخواهد که مردم دچار فقر و کمبود شوند، اما متاسفانه در حال حاضر نهتنها دریاچه از بین رفته است، بلکه مردم هم دارند فقیرتر میشوند، پس در عمل ما آب را حتی برای رفاه و توسعه هم بهکار نبردهایم.

سال قبل بیش از یک میلیون تن سیب درختی در یکی از خشکترین سالهای دریاچه ارومیه تولید شد که بهگفته کارشناسان این بخش، ۴۰۰ هزارتن آن پادرختی بود و کیفیت مناسبی برای ارائه به بازار نداشت. با این وضعیت اسفناک، بخش زیادی از آب دریاچه برای کاشت محصولات آببری مانند سیب و چغندر بههدر رفته؛ بعد احساس دلسوزی میکنیم و میگوییم که دریاچه رو به نابودی است.

آذربایجانغربی و شرقی، استانهای فقیری نیستند. هم صنعت قوی دارند، هم مرزهای مشترک با کشورهای همسایه و قدمت طولانی، علاوه بر این، از ظرفیتهای پراهمیت دیگری هم برخوردارند که ما میتوانستیم از این ظرفیتها در سالیان متمادی استفاده و مردم را کمتر به کشاورزی کمبازده وابسته کنیم. درباره احیای دریاچه، پیشتر میگفتیم امیدی به احیای دریاچه هست، اگر این کار یا آن کار را بکنیم، اما در حال حاضر امیدی نیست، مگر اینکه فلان با بهمان کار را انجام دهیم. بهعبارت دیگر، اگر ما همچنان دست روی دست بگذاریم و تحولی در رویکرد، نگاهها و گروکشیهای محلیمان ایجاد نکنیم، دریاچه بهطورحتم خشک خواهد شد. آیا میشود برای اینکه اشتغال مردم آن منطقه آسیب نبیند، اقتصاد وابسته به کشاورزی آن منطقه را به اقتصاد متکی بر تولید و استحصال مواد معدنی تغییر داد؟ پاسخ خیر است، زیرا دریاچه باید آب داشته باشد تا بتوان از آن املاح معدنی را استخراج کرد و حالا با لکه آبی به عمق نیم یا یک متر که در بخشهایی کوچکی قرار دارد، میبینیم که دریاچه از دست رفته است. پس نمیتوان خشکی دریاچه و استخراج ماده معدنی را همزمان کرد، چون اگر حقابه کشاورزی را هم به دریاچه اختصاص دهیم، تا آب بیاید و پر شود، چند سالی طول میکشد و در این مدت دولت باید تکلیف مردم را روشن کند. بنابراین موضوع به این سادگی نیست و نمیتوان روی آن حساب کرد. علاوه بر این، مطرح شدن موضوع، زمینه این شائبه پیش میآورد که شاید عمدی در خشک شدن دریاچه بوده تا از ظرفیتهای معدنی آن بهرهبرداری شود. برای احیای دریاچه باتوجه به زمانهایی که از دست رفته است، شاید مجبور شویم چند سالی خشکیهای وسیع دریاچه را تاب بیاوریم، اما فوریترین کاری که باید انجام شود، این است که پروژههای انتقال آب به دریاچه را تمام کنیم. تونل «زاب» و «سیلوه» میتوانند در مجموع ۶۰۰ میلیون مترمکعب آب بیاورند که حتی اگر از این مقدار ۴۰۰ میلیون هم اتفاق بیفتد، برای دریاچه بسیار موثر است. پروژههایی از این دست، بیش از ۹۰ درصد پیشرفت داشتهاند و میتوانند تا فصل زمستان که فصل آبگیری دریاچه است، بهبهرهبرداری برسند. علاوه بر این، باید جلوی برداشتهای غیرمجاز گرفته
 شود.

 این قانونی لازمالاجرا در تمام نقاط کشور است، اما در ارومیه باید بهجدیت بیشتری بر اجرای آن نظارت کرد و این از وظایف دستگاههای مسئول و استانداریها است. نکته دیگر این است که باید از گسترش کشاورزی که متاسفانه در حال حاضر با همه بدبختیهایی که در حوزه آب داریم، کماکان اتفاق میافتد، جلوگیری و مانع از گسترشهای غیر مجاز شود. اینها کارهای فوری است که باید بلافاصله در اولویت قرار بدهیم تا بتوانیم دریاچه را نجات بدهیم. 


کپی لینک کوتاه خبر: https://smtnews.ir/d/3kekeq