جمعه 11 اسفند 1402 - 01 Mar 2024
کد خبر: 41045
تاریخ انتشار: 1402/02/30 10:05
صمت به تحلیل روند شاخص بهره‌وری پرداخت

«بهره‌وری» حلقه مفقوده رشد اقتصاد

رشد اقتصادی از دو روش، افزایش کمی نهاده‌ها و عوامل تولید و ارتقای بهره‌وری تحقق می‌یابد.
«بهره‌وری» حلقه مفقوده رشد اقتصاد

رشد اقتصادی از دو روش، افزایش کمی نهادهها و عوامل تولید و ارتقای بهرهوری تحقق مییابد. خلاف رشد گسترده یا نهادهمحور که بر بسط کمی منابع انسانی و سرمایه بهعنوان موتور محرک رشد اقتصادی متکی است، رشد بهرهوریمحور، بر استفاده اثربخش از منابع موجود متمرکز است. بنابراین ارتقای بهرهوری کل عوامل تولید، در مقابل رشد گسترده، منجر به رشد عمیق میشود. اگر رشد عمیق نیز بدون بسط منابع و عوامل تولید در بلندمدت ممکن نیست، اما بهطور کلی، تنها رشد عمیق است که میتواند تضمینکننده رشد اقتصادی پایدار و بهبود کیفیت زندگی جوامع باشد. صمت در این گزارش تحلیلی به بررسی روند شاخص بهرهوری پرداخته و در نهایت به شاخت حلقه گمشده رشد اقتصادی رسیده است. آژانس بهرهوری اروپا، بهرهوری را یک دیدگاه فکری میداند که در تلاش برای بهبود وضع موجود است. بر این اساس، بهرهوری معتقد است انسان میتواند کارها را هر روز بهتر و با نتایجی موفقتر از گذشته به انجام برساند. با ادامه این بینش در حوزه اقتصادی، میتوان ادعا کرد بهرهوری درجه استفاده موثر از عوامل تولید برای دستیابی به ستانده بیشتر و باکیفیتتر را هدف قرار داده است.به گزارش صمت، سازمان بهرهوری آسیا نیز بهرهوری را مفهومی یکپارچه تعریف میکند که ترکیبی از مفاهیم رشتههای گوناگون را در بر میگیرد.

 بهبود بهرهوری بیشتر با تلاشهای مشترک حاصل میشود که موضوعات خاصی را که بر عملکرد یک سیستم اثر میگذارد، هدف قرار میدهد. میتوان بهرهوری را استفاده کارآ و اثربخش از منابع و عوامل بهمنظور کسب ستانده بیشتر از منظر کمی و کیفی، در راستای نیل به اهداف تعریف کرد.مفهوم شدت مصرف انرژی برای محاسبه نابهرهوری اقتصاد یک کشور مورداستفاده بوده و از طریق نسبت کل انرژی مصرفی به تولید ناخالص داخلی محاسبه میشود. برای محاسبه این شاخص مصرف انرژی در تمام بخشها اندازهگیری میشود که متاسفانه در این زمینه ایران شرایط نامناسبی دارد. شدت مصرف انرژی در ایران دو برابر چین و ۲.۵ برابر متوسط جهانی است. ایران امروز دارایی بیشترین میزان شدت مصرف انرژی جهان است. با توجه به این مهم، یکی از اولویتهای اصلی کشور برای ارتقای بهرهوری در حوزه انرژی است. شاخص بهرهوری کل عوامل تولید، تغییر در ترکیب تمام عوامل تولید و اصلاحات ساختاری در نظام تولیدی را نشان میدهد. این شاخص از مهمترین نماگرهای نشاندهنده رشد بلندمدت اقتصادی کشورهاست. بخشی از رشد اقتصادی که نمیتوان آن را به افزایش کمی نهادههای تولید، یعنی رشد موجود سرمایه و رشد ساعات اشتغال نسبت داد را رشد حاصل از بهرهوری کل عوامل تولید نامگذاری کردهاند. از آنجاکه این رشد، ناشی از استفاده بهینه از منابع است، کیفیت رشد را نشان میدهد و پایداری، استمرار و فراگیری رشد اقتصادی منوط به وجود رشد اقتصادی حاصل از بهرهوری کل عوامل تولید است. با توجه به تاثیرات مهم نفت و گاز بر عملکرد اقتصاد ایران، تجزیه رشد اقتصادی به تفکیک کل اقتصاد و اقتصاد بدون نفت میتواند نکاتی را بیان کند.

دهه ۹۰ مقطعی ناگوار برای اقتصاد ایران بوده؛ بهنحوی که شاخصهای اقتصادی در این دهه وضعیت نامناسبی داشتهاند. نبود فضای باثبات اقتصادی، شرطی شدن اقتصاد به عوامل برونزا و انضباط ضعیف پولی و مالی از مهمترین دلایل عملکرد ضعیف اقتصاد در دهه گذشته بوده است. در طول دهه ۹۰ متوسط رشد اقتصادی ۱.۱ درصد و رشد شاخص بهرهوری کل عوامل -۰.۴ درصد بوده است. این عملکرد در حالی بهدست آمده که در برنامه ششم توسعه رشد اقتصادی ۸ درصدی هدفگذاری شده که تحقق یکسوم آن از محل بهرهوری تعیین شده بود.  گفتنی است شاخص بهرهوری کل عوامل تولید، بدون نفت، به بالاترین میزان خود در ۱۵ سال اخیر رسیده است. این شاخص اگر تداوم داشته باشد، میتواند امسال به بالاترین میزان در یک دهه گذشته هم برسد. رشد اندک موجودی سرمایه در دو سال گذشته، نگرانیهایی درباره ادامه رشد اندک چند سال اخیر را به وجود آورده است. سرمایهگذاری و بهرهوری اثرات متقابل بر یکدیگر دارند و رشد بهرهوری در بلندمدت بدون سرمایهگذاری کافی، امکانپذیر نیست.

تعمیق سرمایه محرک بهرهوری

تعمیق سرمایه به معنای مجهز شدن نیروی کار به فناوریهای سخت و نرم موردنیاز است. تجربه جهانی نشاندهنده آن است که تعمیق سرمایه در طول زمان نقش چشمگیری در افزایش بهرهوری کار داشته؛ بهگونهای که بخش قابلتوجهی از رشد اقتصادی مرهون انباشت سرمایه و تعمیق آن در اقتصاد بوده است. در طول سالهای اجرای برنامه ششم تعمیق سرمایه اغلب روندی منفی داشت. این مهم نشان میدهد نهتنها تعمیق سرمایه موجب رشد بهرهوری نیروی کار نشده که بهصورت منفی رشد آن را کاهش و رفاه اجتماعی را تضعیف کرده است.جزئیات دیگر نشان میدهند بهرهوری کل عوامل تولید در رشد درآمد سرانه کشور از آغاز دولت نهم، تا پایان دولت دوازدهم روندی کاهنده داشته است. مولفههای بازار کار و تعمیق سرمایه نیز در برنامه ششم موجب کاهش درآمد سرانه شدهاند. رشد بهرهوری نیروی کار در سال ۱۴۰۰ و طول برنامه ششم نیم درصد بوده است. در این دوران، رشد بهرهوری کل عوامل تولید مثبت و میزان تعمیق سرمایه بهدلیل کاهش میزان سرمایهگذاری منفی بوده است.

بهرهوری نیروی کار چگونه افزایش مییابد؟

درآمد سرانه از دیگر شاخصهای مهم برای سنجش میزان رفاه جامعه و کیفیت زندگی تودههای مردم است. افزایش درآمد سرانه از راه افزایش بکارگیری نیروی کار و رشد بهرهوری نیروی کار حاصل میشود. رشد درآمد سرانه از طریق افزایش نرخ بکارگیری نیروی انسانی، محدود است و خود تا به عوامل ساختاری اقتصاد بستگی دارد. اما افزایش بهرهوری نیروی کار ظرفیت بیشتری برای رشد دارد و بخش عمده افزایش درآمد سرانه کشورهای پیشرفته حاصل افزایش بهرهوری در این بخش است. بهرهوری نیروی کار عبارت است از نسبت ارزشافزوده فعالیتهای اقتصادی به نهاده نیروی کار استفادهشده در تولید. بهرهوری نیروی کار از سنین رشد آغاز و در ۴۵ سالگی به اوج خود میرسد. در کنار افزایش توانمندی و مهارت طبقه کارگر، انگیزه عاملی محوری است. رشد انگیزه با اتصال بهرهوری به نظام جبران خدمات کارکنان و ارتقا، انتصاب و ابقای مدیران راهکاری موثر به نظر میرسد. گزارشی رسمی در سال ۲۰۲۰ میلادی، که به رقابتپذیری جهانی میپرداخت، در مولفه «همبستگی حقوق و دستمزد با بهرهوری» ایران در رتبه ۱۲۶ از ۱۴۳ کشور را بهدست آورد که بیانگر وضعیت نامناسب کشور است. در میان عوامل موثر بر بهرهوری کار، بهرهوری کل عوامل تولید نقش اصلی را دارد چون در صورت ضعف این عامل، در بلندمدت بازدهی سرمایهگذاری به شکل مستمر کاهش مییابد و بهبود کیفیت سرمایه انسانی و تعمیق سرمایه هم نمیتواند به رشد اقتصادی بلندمدت بینجامد. بنابراین رشد بهرهوری نیروی کار و رفاه بلندمدت مردم منوط به بهبود کارآیی ترکیب عوامل تولید است. بررسیها نشان میدهند در فاصله سالهای ۸۴ تا ۱۴۰۰ رشد بهرهوری نیروی کار ۱.۲ درصد بوده که بیشتر از رشد این شاخص در برنامه ششم و سال ۱۴۰۰ است. میزان بهرهوری نیروی کار نشان میدهد که هر فرد چه اندازه ارزشافزوده تولید میکند. سطح بهرهوری نیروی کار میتواند معیاری برای تمرکز بر هر بخش و اولویت قرار دادن آن، جهت دستیابی به رشد اقتصادی باشد. باید توجه کرد که ماهیت بخشها متفاوت و برخی بخشهای چون فناوری اطلاعات کاربر و بخشهایی چون نفت و گاز سرمایهبر است. میانگین سطح بهرهوری نیروی کار در کل اقتصاد ایران ۲۳۲ میلیون تومان در سال ۱۴۰۰، بهازای هر کارگر بوده است. میزان این شاخص در بخش صنعت بیش از میانگین بخشهای دیگر و بهرهوری ساختمان کمتر از دیگر بخشهاست. از سوی دیگر، رشد بهرهوری کل عوامل تولید، نفتو گاز، صنعت، حملونقل، انبارداری و سایر خدمات در سال ۱۴۰۰ بیش از برنامه ششم و میانگین بلندمدت اقتصاد بود. عملکرد مطلوب بخشهایی چون ارتباطات، معادن و تا حدی کشاورزی در کنار عملکرد نامطلوب بخش ساختمان و نفت میتواند در راستای تدوین برنامه هفتم توسعه موردتوجه قرار بگیرد. از سوی دیگر، رشد سالانه بهرهوری سرمایه کل اقتصاد در سال ۱۴۰۰ و برنامه ششم (۹۵ تا ۱۴۰۰) بهترتیب ۳.۹ و ۰.۵ درصد محاسبه شده است. رشد سالانه این شاخص در فاصله سالهای ۱۳۸۴- ۱۴۰۰ -۰.۷ درصد بوده است.

 


کپی لینک کوتاه خبر: https://smtnews.ir/d/2xoj9l