ایران در آستانه «ابرتورم»

ایران دهه‌هاست گرفتار تورم بالا‌ است اما اکنون در آستانه دچار شدن به ابرتورم قرار دارد.

ابرتورم در ادبیات اقتصادی به نرخ تورم بیش از ۵۰ درصد گفته می‌شود؛ نرخی که به گفته نایب‌رئیس کمیسیون امنیتی مجلس شورای اسلامی در فروردین امسال تورم کشور به آن رسیده است.

 حالا تحلیل برخی کارشناسان نشان می‌دهد اوضاع از این هم می‌تواند دشوارتر شود. این پیش‌بینی‌ها تاکید دارند که اقتصاد ایران هم‌اکنون آمادگی رسیدن به یک تورم سه‌رقمی را خواهد داشت؛ نرخی که تنها در سال‌های اشغال کشور در جنگ دوم جهانی تجربه شده بود.

در همین باره محمدرضا عبداللهی، پژوهشگر اقتصاد، در گفت‌وگویی با صمت بر این مسئله تاکید کرد و گفت: در بلندمدت تنها عاملی که موجب تداوم نرخ بالای تورم می‌شود، افزایش نقدینگی است.

 او تصریح کرد اگر مذاکرات وین به نتایج بزرگی دست پیدا نکنند، سه‌رقمی شدن نرخ تورم در ایران نامحتمل نخواهد بود. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید:

گفته می‌شود نقدینگی دلیل اصلی افزایش نرخ تورم است. اما نرخ تورم در سه چهار سال گذشته به مراتب بیش از چیزی بود که انتظار می‌رفت. به عبارت ساده‌تر، نقدینگی از سال ۹۷ به این سو آن اندازه که تورم افزایشی شده، رشد نکرده است.

چرا تورم کشور به ابرتورم تبدیل شد؟

این را به‌درستی شما هم مورد اشاره قرار دادید که در بلندمدت تورم تنها یک عامل دارد و ‌آن هم نقدینگی و نرخ رشد آن است؛ یعنی دست‌کم میان کسانی که اقتصاددان هستند در این مسئله اختلاف چندانی به چشم نمی‌خورد. اما اگر دقت کنیم در تعریف هم تاکید می‌شود که در تورم بلند‌مدت یک عامل وجود دارد و آن افزایش نرخ نقدینگی است. به این ترتیب می‌توانیم بگوییم گرچه تورم یک عامل اصلی دارد اما هر گاه نرخ نقدینگی بالا برود لزوما پشت سر آن نرخ تورم فزاینده نخواهد شد.

پس شما فکر می‌کنید بخشی از مشکلات امروز ناشی از انباشت نقدینگی در سال‌های پیش از ۹۷ است؟

حتما همین‌طور است؛ یعنی روندی که دولت اول روحانی در وزارت اقتصاد و بانک مرکزی در پیش گرفت در نهایت با نخستین شوک تورم بالا و غیرقابل کنترل را برای کشور به ارمغان آورد. برای مثال می‌توانیم به سال‌های ۹۳ تا ۹۶ بازگردیم. در آن زمان نرخ تورم کشور روندی کاهنده به خود گرفته بود. پس از ۳ سال تورم بالا نرخ تورم در سال ۹۳ روندی کاهنده به خود گرفت و به ۱۵ درصد رسید. در سال‌های بعدی نیز نرخ تورم تا ۹ درصد هم کاهش یافت. آن زمان مسئولان اقتصاد‌ کشور پز تورم تک‌رقمی را می‌دادند. در‌حالی‌که همان زمان نرخ نقدینگی در کشور ما به شکلی فزاینده در حال افزایش بود. به این ترتیب مشاهده می‌کنیم با وجود افزایش نقدینگی به‌سرعت تورم روند فزاینده را آغاز نکرد و وقفه‌ای در این مسئله رخ داد.

جنس نقدینگی چه تاثیری در ایجاد وقفه تبعات تورمی دارد؟

به نکته درستی اشاره کردید. نقدینگی از اجزای مختلف و اقسام گوناگونی تشکیل می‌شود. به طور کلی نقدینگی از مجموع پول و شبه‌پول تشکیل می‌شود. پول یا همان اسکناسی که در اقتصاد می‌گردد بالاترین خصلت تورم‌زایی را دارد چرا‌که قدرت نقدشوندگی هیچ چیزی در اقتصاد به اندازه پول نیست. حال هر‌چه در یک اقتصاد پول سهم بیشتری از کل نقدینگی داشته باشد، جهش‌های تورمی آن می‌تواند مخرب‌تر باشد. در مقابل شبه‌پول سرعت نقد‌شوندگی پول را ندارد و به همین دلیل وقفه در پیامدهای آن مشاهده خواهد شد.

از سوی دیگر، بخش سیال نقدینگی را پول‌های یک اقتصاد تشکیل می‌دهند. دلیل اینکه پول و اسکناس به‌سرعت می‌توانند بر اقتصاد تاثیر بگذارند این است که بسیار سیال هستند و می‌توانند وارد بازارهای مختلف شوند‌ و به‌سرعت آنها را چنان در هم بریزند که در یک فرصت کوتاه نرخ نرخ کالاها و خدمات چندین و چند برابر شود. به همین دلیل هرچه سهم پول از نقدینگی بیشتر شود اثرات تورمی افزایش نقدینگی با سرعتی بیشتر خود را نشان خواهد داد. اما اشتباه بزرگی است اگر تصور شود که شبه‌پول نمی‌تواند تاثیر تورمی داشته باشد. آنها هم اثرات تورمی خود را دارند اما هر زمان که تبدیل به پول شوند.

به سال‌های ۹۳ تا ۹۶ برگردیم. خلق پول ناشی از چه بود و چرا تاثیرات آن با وقفه احساس شد؟

در آن ۳ سال که طلایی‌ترین سال‌های دهه ۹۰ بودند، نرخ سود بانکی بالا رفت. دلیل آن هم ناترازی ترازنامه بانک‌ها بود. بدهی بانک‌ها سبب شده بود که نرخ پول در نظام پولی بالا برود. به همین دلیل مسئولان هم ترجیح دادند با افزایش نرخ سود بانکی کاری کنند که بخش مهمی از نقدینگی در سیستم بانکی باقی بماند. نرخ سود هنگامی که از نرخ تورم بیشتر است سبب می‌شود افراد بیشتری اقدام به سرمایه‌گذاری در این سیستم کنند. سرمایه‌گذاری در بانک‌ها یا همان سپرده‌گذاری بلندمدت از یک جهت به هر سرمایه‌گذاری دیگری مزیت دارد و آن هم امنیت بالای سرمایه‌گذاری است؛ یعنی هیچ بخشی نیست که سود تضمین‌شده را چون سیستم بانکی به سرمایه‌گذار بپردازد. حال در شرایطی که نرخ سود بانکی بیش از نرخ تورم است حجم این سرمایه‌گذاری‌ها رشد می‌کنند.

جنس این نقدینگی ایجاد شده غیرسیال بوده و در ابتدا سهم شبه‌پول را بالا برده است. اما اگر یادتان باشد در همان زمان به این عملکرد اعتراضاتی وجود داشت چراکه از همان زمان می‌شد پیش‌بینی کرد اگر یک شوک به اقتصاد وارد شد، به‌سرعت این نقدینگی ایجاد‌شده وارد بازارهای مختلف کشور می‌شود و همه آنها را بی‌ثبات می‌کند. این نگرانی در آن زمان بارها مطرح شد اما مسئولان وقت به این گفته‌ها بی‌توجه بودند. در آن زمان دولتمردان چنان امیدوار بودند که برجام باقی خواهد ماند و مشکلات از سر راه کشور کنار خواهند رفت که فکر نمی‌کردند ممکن است کسی چون ترامپ بتواند چنین شوکی به اقتصاد ایران وارد کند و با تصمیماتش انتظارات تورمی را یکسره متفاوت کند.

با این حال، سونامی آن نقدینگی ایجادشده از تابستان سال ۹۷ تمام اقتصاد ایران را در‌‌بر گرفت. به نرخ هر کالا یا خدماتی که بنگریم متوجه خواهیم شد در عرض ۳ تا ۴ سال به یکباره چند برابر شدند. اما دستمزد که چنین بالا نرفت. به همین دلیل با بحران قدرت خرید خانوار مواجه شدیم و همین نیز بر میزان رکود در کشور هم افزود. به این ترتیب رکود تورمی به حاکم اقتصاد کشور ما تبدیل شده است و متاسفانه به نظر می‌رسد حتی اگر اندکی از میزان رکود کاسته شود باز هم نرخ تورم کشور ما بالا باشد.

با این حال در سال‌های جنگ تقریبا همه کسری بودجه از طریق خلق پول ایجاد می‌شد اما نرخ تورم در آن زمان با وجود جنگی سخت هیچ‌گاه به بیش از ۳۰ درصد نرسید. موضوع چیست؟

واقعیت این است که روحیات و رفتار مردم هم نسبت به گذشته بسیار تغییر کرده است. بعید می‌دانم سبد مصرفی خانوار امروز قابل مقایسه با دوران جنگ باشد. حتی نظام ارزشی و فکری جامعه در طول این ۳ دهه به‌شدت تغییر کرده است. باید توجه کرد افکار مردم گرچه به شکل محسوس به چیزی شکل نمی‌دهد اما در هر حال تاثیر خود را در هر دوره‌ای خواهد داشت. در جامعه‌ای که فردگرایی رشد کرده مفاهیمی چون از خود گذشتگی ممکن است مانند گذشته ارزشمند نباشند. در جامعه‌ای که افراد خود را کانون مسائل می‌بینند عجیب نیست که برای منافع فردی خود ارزش بیشتری از منافع اجتماعی قائل شوند. در این جامعه وقتی شوک یا بحرانی ایجاد می‌شود به‌اصطلاح جمعیت به رفتار گله‌ای روی می‌آورد و همین می‌تواند به مشکلات کشور بیفزاید و حتی بر میزان تورم اضافه کند.

با این وصف می‌توان گفت نرخ تورم برای امسال حتی می‌تواند از سال ۹۹ هم بیشتر باشد؟

هم با استناد به این تغییر رویکرد و رویه این مهم را تصریح کرد و هم با شاخص‌های اقتصادی می‌توانیم نشان دهیم که به واقع تورم امسال می‌تواند شرایطی دشوارتر از هر زمان دیگری را برای کشور ما ایجاد کند. متاسفانه در شرایط فعلی کفه تورم به سوی کالاهای اساسی و مسکن هم سنگین‌تر است. به عبارت ساده‌تر، تورم کشور به جایی رسیده که بیش از پیش می‌تواند به زندگی مردم آسیب بزند و بحران معیشتی را بزرگ‌تر کند.

پس تورمی که کشور امروز به آن دچار است محصول انباشت نقدینگی فزاینده در شرایطی دیگر بوده است؟

بله، اگر بخواهم به صورت خلاصه بحث‌های خود را بیان کنم باید بگویم حتما در بلندمدت مهم‌ترین عامل تورم، نقدینگی است. در این باره میان اقتصادخوانده‌ها هم اشتراک نظر وجود دارد. اما هرگاه نقدینگی اضافه شود لزوما در همان زمان نرخ تورم روند فزاینده به خود نخواهد گرفت. به همین دلیل نقدینگی ممکن است در حالت انفعالی بماند تا زمانی که یک شوک آن را مانند غولی که از چراغ خارج می‌کند وارد اقتصاد کند.

نگرانی‌ها درباره آینده تورمی در ایران را چقدر واقعی می‌دانید؟

به نظر من این نگرانی کاملا واقعی است. مسئله تورم در تمام نیم قرن اخیر بر اقتصاد کشور حاکم بوده و مشکلات فراوانی را برای مردم و صنعت ایجاد کرده است اما متاسفانه هنوز راهکاری اصولی برای خاتمه بخشیدن به آن وجود ندارد. من فکر می‌کنم کسانی که نگران افزایش قیمت‌ها در سال جاری هستند حق دارند و واقعا هم شرایط نگران‌کننده است.

آمار تورم بانک مرکزی به بیش از ۵۰ درصد رسیده اما مرکز آمار از تورم حدود ۴۰ درصدی خبر می‌دهد. شما کدام رقم را واقعی‌تر می‌دانید؟

من بیشتر به آمار بانک مرکزی مراجعه می‌کنم البته بانک مرکزی هنوز گزارش رسمی خود از نرخ تورم امسال را رسما منتشر نکرده اما اخباری که به بیرون درز کرده نشان می‌دهد ‌بانک مرکزی به تورمی بیش از ۵۰ درصدی باور دارد. تفاوت میان ارقام این مرجع رسمی بیش از هر چیز ناشی از روش‌های متفاوت آمارگیری است. به همین دلیل من اینجا مرکز آمار را به کم برآورد کردن متهم نمی‌کنم اما در قانون کار و برخی قوانین بالادستی به آمارهای بانک مرکزی اتکا شده و من نیز بیشتر به این آمار توجه دارم. اما برخی هم آمارهای مرکز آمار را بیشتر می‌پسندند.

اینکه تورم بیشترین بار خود را روی کالاهای اساسی و مسکن قرار داده بیانگر چیست؟

نشان‌دهنده یک سوءمدیریت بزرگ در اقتصاد کشور است و به‌شدت هم خطر تورم را افزایش می‌دهد. تورم در بخش کالاهای خوراکی و مسکن که تقریبا ۷۵ درصد هزینه‌های خانوارهای فقیر کشور را تشکیل می‌دهد در آینده به‌‌شدت بر میزان مصرف جامعه اثر خواهد داشت. این بی‌قراری اجتماعی و نارضایتی عمومی بیش از هر چیز ناشی از نارضایتی‌های اقتصادی است. در اقتصاد هیچ چیزی به اندازه نرخ تورم نمی‌تواند بر میزان فاصله طبقاتی بیفزاید؛ یعنی هر سیاست حمایتی که از سوی دولت هم اجرا شود، هنگامی که تورم بیش از ۵۰ درصدی بر اقتصاد حاکم شده، اثر خود را از دست می‌دهد. تورم به‌راحتی می‌تواند برای صاحبان ثروت و سرمایه سود سرشار بیاورد و برای نیروی کار، فقر گسترده؛ یعنی کسی که مثلا مالک ۱۰ دستگاه آپارتمان است در شرایط تورمی با افزایش دارایی‌های خود مواجه می‌شود اما کسی که با حداقل دستمزد زندگی می‌کند یا به هر حال با کار روزانه کسب درآمد می‌کند در شرایط تورمی هر روز با کاهش قدرت خرید مواجه می‌شود چرا‌که نرخ تورم هر روزه نرخ کالاها و خدمات را افزایش می‌دهد اما نرخ مزد در بهترین حالت سالی یک بار افزایش خواهد یافت. به هر حال سوءمدیریت در این بخش هم قابل مشاهده است و به باور من این مشکل همچنان می‌تواند به اقتصاد و زندگی مردم کشور آسیب بزند. برخی پیش‌بینی می‌کنند تورم امسال به بیش از ارقام فعلی برسد.

چقدر با این امر موافق هستید؟

به باور من هم اگر نرخ رشد پایه پولی و نقدینگی با روند کنونی ادامه داشته باشد و دولت هم نتواند راه‌حلی برای کسری بودجه داشته باشد احتمالا کشور به ابرتورم دچار شود. منظور از تورم نرخ تورم بیش از ۵۰ درصد است. درواقع ما هم‌اکنون دچار ابر‌تورم شده‌ایم اما اگر فکری برای مشکلات اقتصادی و به‌ویژه کسری بودجه نشود وقوع یک تورم سه‌رقمی به هیچ وجه بعید نخواهد بود. می‌توانم ادعا کنم مشکل کسری بودجه می‌رود تا ایران را با بحرانی متفاوت‌تر از همه بحران‌های کنونی آن مواجه کند. متاسفانه چشم‌انداز روشنی هم از اصلاح امور دیده نمی‌شود و اگر مذاکرات وین به نتایج بزرگی نرسد هیچ بعید نیست در پایان سال درباره تورم بیش از ۱۰۰ درصدی که در کشور حاکم شده، صحبت کنیم.

اولویت اصلاحات اقتصادی باید بر کدام بخش متمرکز شود؟

وقتی از فساد ساختاری صحبت می‌کنیم یعنی بخش‌های فراوانی نه‌تنها دچار مشکل و کج‌کارکرد شده‌اند بلکه خود فسادزا شده‌اند. اما با این حال من فکر می‌کنم مشکل اصلی اکنون اصلاح ساختار بودجه است. بودجه کشور ما هم‌اکنون مشکلات فراوانی دارد و نرخ تورم را به‌شدت متاثر کرده است.

 


چاپ