در گفت‌و‌گو با استاد دانشگاه تهران مطرح شد

وضعیت اشتغال زنان در خاورمیانه

از روزی که عباس میرزا، این ولیعهد نوگرای قجری سودای تجدد را در سر می‌پروراند تا امروز، جامعه ایران در پی رشد و توسعه و همواره در تلاش برای مدرن شدن است.

روحیه تجددگرایی فرمانده قاجار که در جنگ‌های ایران و روس شهید شد و هیچ‌گاه نتوانست به تخت سلطنت تکیه بزند، منجر به زایش جنبش‌های اجتماعی و سیاسی شد که در نهایت انقلاب مشروطه را رقم زد. یکی از جنبش‌های برآمده از دل رویکرد مدرنیزاسیون در بین شاهزاده‌های قجری، فعالیت‌های زنان بود که آرام آرام جای خود را در بین سایر جریان‌های فکری باز می‌کرد. البته این فعالیت‌ها هنوز هم برای جامعه ایران شناخته شده نیستند؛ تا جایی که چهره‌های شاخص آن برای اغلب فعالان حقوق زنان هم ناشناس هستند؛ برای مثال می‌توان به چهره‌هایی مانند «سردار بی‌بی مریم بختیاری» و «زینب پاشا» اشاره کرد که باوجود نادیده گرفتن حقوق اولیه زنان در قانون اساسی مشروطه، فتح بابی بودند برای وارد شدن زنان به عرصه‌های اجتماعی که تا پیش از آن به هیچ عنوان برای ایرانیان قابل تصور نبود، اما در 100 سال اخیر زنان ایرانی باوجود مشکلات و موانع پرشمار، همواره برای رشد و توسعه ایران در عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی فعالیت کرده‌اند و به دستاوردهای قابل‌توجهی نیز داشته‌اند. با این وجود در آستانه ورود به قرن پانزدهم خورشیدی باز هم شاهد شکافی عمیق در حوزه‌های مختلف هستیم که فعالیت زنان را در جامعه محدود کرده است. البته این موانع تقریبا در تمام دنیا نیز وجود دارد اما زنان ایرانی در زمینه همکاری در بخش‌های مختلف اقتصادی، در مقایسه با کشورهای توسعه‌یافته و حتی برخی از ملل مسلمان از جمله ترکیه وضعیت چندان مطلوبی ندارند. با این حال وقتی کار به مقایسه ایران با سایر کشورهای خاورمیانه‌ می‌رسد می‌توان به جرات گفت زنان ایرانی در مقایسه با جوامع بسته‌ای چون عربستان، عراق، افغانستان، یمن و... وضعیت بهتری دارند اما کارشناسان معتقدند این جایگاه برای کشوری با بیش از ۱۰۰ سال تلاش در راه رسیدن به توسعه رضایتبخش نیست.

الهه کولایی یکی از چهره‌های آکادمیک ایرانی است که در بین فعالان حقوق زنان به صفت شجاعت و کفایت شناخته می‌شود، چراکه هم در عرصه علمی و هم در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی به درجاتی رسید که فضای مردانه سیاسی ایران هیچ‌گاه تصورش را هم نمی‌کرد که یک زن با اتکا به توانمندی‌های شخصی خود بتواند به آن دست پیدا کند. کولایی که هم‌اکنون استاد علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران است، به‌عنوان نامزد انتخابات مجلس شورای اسلامی در دوره ششم موفق به کسب آرای لازم برای ورود به خانه ملت شد و در طول دوران نمایندگی‌اش به‌عنوان یکی از زنان پیشرو در جامعه ایران شناخته می‌شد. وی که دانش‌آموخته رشته روابط بین‌الملل است، مقالات علمی و آثار پژوهشی زیادی را در کارنامه خود دارد که از جایگاه محکم علمی وی در فضای آکادمیک ایران خبر می‌دهد. از همین رو صمت تصمیم گرفت با این استاد دانشگاه در زمینه موانع اشتغال زنان در ایران به گفت‌وگو بنشیند.
متن این گفت‌وگو را می‌خوانید.

شاید سوالی کلیشه‌ای به‌نظر برسد اما واقعا نیاز است که مخاطب بالاخره تکلیفش با این مسئله روشن شود که مهم‌ترین موانع اشتغال زنان در ایران چیست؟

پیش از هر چیز باید دانست که موضوع سهم اندک زنان در بازار کار تنها مختص ایران نیست، بلکه در بسیاری از کشورهای جهان نیز این مشکل دیده می‌شود؛ برای مثال در بین کشورهای اسلامی این مشکل کمتر یا بیشتر وجود دارد که مهم‌ترین عامل آن وجود کلیشه‌های جنسیتی مردانه در جوامع مختلف است. این ذهنیت که زن نفقه‌بگیر است و مرد نان‌آور خانواده نیز از جمله مصادیق این نوع نگاه هستند؛ البته قوانین جاری در اغلب کشورها نیز با این ذهنیت تنظیم شده‌اند که باعث شده نقش زنان و مردان به همین شکل تعریف شود. بنا بر دلیل یادشده در شرایط مختلف فرصت‌های شغلی بیش از آنکه برای زنان وجود داشته باشد به مردان اختصاص می‌یابد. شاید بتوان گفت وجود نگاه جنسیت‌زده در اغلب کشورها باعث شده سهم زنان در بازار کار بسیار کمتر از مردان باشد.

آیا در کشورهای منطقه تلاشی برای از میان برداشتن این معضل می‌بینید؟

بله؛ در دهه‌های اخیر شاهد اجرای طرح‌هایی برای بهبود وضعیت زنان در بازار کار بوده‌ایم که محدود به منطقه ما نمی‌شود، بلکه در مناطقی چون شمال افریقا، غرب آسیا و... نیز شاهد سرمایه‌گذاری‌هایی در زمینه‌های بهداشتی، آموزشی و... هستیم.

آیا در ایران نیز از این دست اقدامات انجام شده است؟

بله؛ در کشور ما نیز این نوع سرمایه‌گذاری‌ها انجام شده است. همان‌طور که انتظار می‌رفت پس از انقلاب نیز این دست اقدامات گسترش یافت و به‌ویژه در بخش آموزش راه برای زنان بازتر شد اما متاسفانه این سرمایه‌گذاری‌ها نتوانست تاثیر بسزایی در سهم زنان از اشتغال داشته باشد.

در مقایسه با سایر کشورهای منطقه وضعیت ایران را چطور ارزیابی می‌کنید؟

متاسفانه همان‌طور که پیش‌تر نیز گفته شد برخی از کشورهای منطقه در بحث اشتغال زنان وضعیت به‌مراتب بهتری نسبت به کشورهایی نظیر ایران دارند؛ برای مثال می‌توان به ترکیه، اردن و برخی دیگر از کشورهای منطقه اشاره کرد. این تفاوت‌ها در زمینه دسترسی‌های شغلی و همچنین فرصت‌های برابر کاملا محسوس است و تنها به مسئله اشتغال و نقش زنان در اقتصاد محدود نمی‌شود، این در حالی است که زنان در کشورهای اسلامی از ۱۴ قرن پیش (از زمان پیدایش اسلام) حق استقلال اقتصادی خود را به‌دست آورده‌اند اما در واقع و به‌دور از آرمان‌ها و ایده‌پردازی‌ها، شاهد این هستیم که جایگاه زنان در این کشورها در خانه تعریف شده و فضای فعالیت‌های اقتصادی و سیاسی نیز کاملا مردانه است؛ بنابراین می‌توان گفت آنچه امروز شاهدیم تداوم قرن‌ها حکمفرمایی رویکرد مردسالاری در جوامع است، اما به‌سادگی می‌توان بسیاری از این مشکلات را رفع کرد.

آیا رویکرد دولت‌ها نیز در این زمینه می‌تواند اثرگذار باشد؟

بله؛ کاملا همینطور است. البته باید دولت را مترادف state گرفت؛ یعنی منظورماناز دولت، کابینه و بازوی اجرایی حاکمیت نیست. به هر حال سیاست‌های حکومت‌ها در این زمینه بسیار تاثیرگذار است، برای مثال می‌توان به کشورهای جنوبی خلیج‌فارس اشاره کرد که سیاست‌های دولت‌ها زمینه را برای ایجاد فضای نسبتا برابر فراهم کرده است. همین موضوع نشان می‌دهد سیاست‌های دولت تا چه اندازه می‌تواند در از بین بردن موانع اشتغال برای زنان موثر واقع شود. با اعمال چنین سیاست‌هایی است که می‌توان دسترسی زنان به سرمایه و امکانات را نیز توسعه بخشید. این موضوع نیازمند تغییر نگرش دولت‌ها است که مفهوم جنسیتی کردن برنامه‌های توسعه (تلاش برای از بین بردن تبعیض‌های جنسیتی) یکی از مواردی است که باید مورد توجه قرار بگیرد. نگاه حاکم در دولت‌ها می‌تواند موانع را از میان برداشته و در راستای ایجاد فرصت‌های برابر برای زنان و مردان در استفاده از منابع عمومی اثرگذار باشد.

پاندمی کرونا یکی از مواردی است که اشتغال زنان را شدیدا تحت تاثیر قرار داده و سهم زنان در بازار کار را محدودتر کرده است. ارزیابی شما از این وضعیت چیست؟

همان‌طور که اشاره کردید بحران کرونا باعث شده محدودیت‌های زنان برای دسترسی به منابع عمومی و فرصت‌های برابر افزایش پیدا کند. البته این موضوع در همه کشورهای جهان دیده می‌شود اما محدودتر شدن اشتغال زنان در دوران کرونا در بین کشورهای منطقه بسیار جدی‌تر است.

دلیل حادتر بودن این مشکل در ایران و سایر کشورهای منطقه چیست؟

تفاوت‌های فرهنگی جوامع باعث شده در این زمینه شاهد وجود تفاوت‌های چشمگیری بین کشورهای منطقه با جهان باشیم. متاسفانه این وضعیت به عرصه سیاسی هم کشیده و باعث می‌شود شاهد شکل‌گیری یک دور باطل باشیم که تنها باعث بدتر شدن اوضاع می‌شود.

برای حل این مشکل چه باید کرد؟

مهم‌ترین مسئله این است که دولت‌ها نگاه خود به مسئله اشتغال زنان را تغییر دهند، زیرا همان‌طور که گفته شد اگر چنین اتفاقی رخ ندهد شاهد کمتر شدن سهم زنان در اقتصاد خواهیم بود. علاوه بر این زنان امکان ورود به حوزه‌های سیاسی و فعالیت در این عرصه‌ها را نیز نخواهند داشت، به همین دلیل من شدیدا بر نقش دولت‌ها (state) در حل مسئله اشتغال زنان تاکید دارم. در واقع همه نهادهای حکومتی می‌توانند در رفع موانع اشتغال زنان نقش محوری ایفا کنند و این اتفاق جز در شرایطی که رویکرد حکومت‌ها به مسئله زنان تغییر کند، رخ نخواهد داد.

مثالی در این باره می‌توانید ذکر کنید؟

در این زمینه می‌توان به بالا رفتن سن ازدواج در ایران اشاره کرد که باعث شده جامعه نیز محدودیت‌های بسیار بیشتری را برای زنان در دسترسی به منابع عمومی ایجاد کند. همان‌طور که پیش‌تر نیز گفته شد در کشورهایی نظیر ایران نگاه به زنان به‌عنوان نفقه‌بگیر است، به همین دلیل وقتی زنی از قرار گرفتن در روابطی مانند ازدواج امتناع می‌کند از دید جامعه باید محدود شود. در این شرایط است که متاسفانه جامعه به‌سوی ترویج پدیده‌هایی مانند چندهمسری سوق داده می‌شود؛ البته در بسیاری از جوامع اسلامی این موضوع قابل قبول است اما در کشورهایی مانند ایران مقوله چندهمسری برای جامعه امری مذموم به‌شمار می‌رود، به همین دلیل ترویج چنین مواردی در کشوری مانند ایران باعث بروز مشکلات بیشتری می‌شود که برای حل آنها باید سرمایه‌گذاری‌های بسیار بیشتری انجام داد.






چاپ