گفت‌‌و‌گوی صمت با نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی

«خدمات» مرکز سیبل کرونا شد

کرونا در شرایطی پا به کشور گذاشت که اقتصاد زیر فشار سختی قرار داشت.

کرونا مزید بر مشکلات کشور شد تا وضعیت اقتصادی کشور بحرانی و دشوارتر شود. هرچه تحریم‌ها فشار خود را بر صنایع بزرگ متمرکز کرده بود فشار کرونا بیشتر بر بخش‌های خرد و متوسط کشور بوده است. این مسئله اشتغال کشور را طوری متاثر کرده که به کاهش مشارکت اقتصادی در کشور منجر شده است.

در این راستا، امیر خجسته، نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با صمت ضمن اشاره به بخشی از مشکلات دولت تاکید کرد: نمی‌توان از مردم انتظار داشت در شرایط دشوار فعلی صرفا با شعارها به آینده امیدوار شوند. او ضمن اینکه تصریح کرد راه برای بهبود وضعیت معیشت مردم و حمایت از تولید وجود دارد، خاطرنشان کرد: با مقابله با فساد و استفاده از ابزارهای مالیاتی می‌توان راه را برای رفع مشکلات و حمایت از تولید همراه کرد. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید:

کرونا اقتصاد زیر فشار تحریم ایران را دچار مشکلات بزرگ‌تری کرد.

عملکرد دولت و قوای دیگر در مقابل این بحران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

دولت در‌واقع به‌عنوان بخش اجرایی کشور مهم‌ترین وظیفه را در مقابل بحران‌ها و نوساناتی از این دست دارد.

منظورم این نیست که قوای دیگر هیچ وظیفه‌ای ندارند، وظایف آنها بر جای خود باقی است اما شاید چندان نتوان در این مجال به آنها پرداخت. البته شرایط دولت هم تا حد زیادی تحت تاثیر تحریم‌های ظالمانه امریکا مناسب نبود.

از سال ۹۷ تامین بودجه جاری برای دولت ایران به امری دشوار تبدیل شده بود. همین مسئله به عامل اصلی افزایش نرخ تورم در کشور تبدیل شد. همان‌طور‌ که مشاهده می‌کنیم برای نخستین‌بار در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای ۳ سال پی‌در‌پی نرخ تورم کشور بیش از ۳۰ درصد بوده است.

اما پیش از شیوع کرونا حتی نهادهای مهم بین‌المللی چون بانک جهانی نیز انتظار پایان تورم فزاینده و رشد منفی را برای اقتصاد ایران داشتند. البته که کرونا تمام این پیش‌بینی‌ها را معکوس کرد و اقتصاد ایران هم مانند تمام اقتصادهای جهان از این ویروس منحوس زیان‌های چشمگیری دید.

دولت ایران در شرایط کمبود منابع وعده داد از مشاغل خرد و متوسط در صورتی که کارگران خود را اخراج نکنند، حمایت کند. همچنین بنا بود تسهیلات معیشتی به خانوارهای فرودست و یارانه‌بگیر پرداخت شود. البته بخشی از این وعده‌ها عملی شد اما روند فزاینده تورم سبب شد تا قدرت تسهیلات ارائه‌شده به بخش‌ها کم شود. وقتی ‌اقتصاد دچار تورمی ۳۶ درصدی است یعنی از ابتدا تا پایان همان سال بیش از یک‌سوم قدرت خرید آن پول از بین رفته است. به این ترتیب سیاست‌های حمایتی دولت در دام تورم فرو رفت و در عمل کم‌اثر شد.

در همه جای جهان هنگامی‌ که بحرانی دامن‌گیر جامعه می‌شود، از دولت‌ها انتظار می‌رود شرایط را برای زندگی مردم تسهیل کنند. سیاست‌های حمایتی گسترده‌ای در کشورهای اروپایی برای مقابله با کرونا اجرا شد. حتی در زمان دونالد ترامپ در امریکا به مراتب یارانه نقدی ۲ هزار دلاری هم پرداخت شد. بنابراین من فکر می‌کنم اگر عملکرد دولت ایران را در مقایسه با دیگر دولت‌های جهان بررسی کنیم متوجه می‌شویم که سیاست‌های حمایتی در ایران ناکارآمدتر از آنها بوده است.

همچنین بنابر گزارش‌های رسمی متعدد از مرکز آمار و بانک مرکزی وضعیت اقشار ضعیف در کشور سخت‌تر از گذشته شده است.

همین نرخ تورم ۳۶ درصدی به معنای تضعیف مزد در طول یک سال است. به همین دلیل حتی اگر طرفدار رونق اقتصادی هم باشیم چاره‌ای جز این نیست که توان خرید مردم را افزایش دهیم تا از این منظر به افزایش تقاضا کمک کنیم.

به هر حال من شرایط دولت و دشواری‌های آن را درک می‌کنم اما نمی‌توان از مردم انتظار داشت در شرایط رکود تورمی و همزمان با شیوع کرونا، از دولت خود انتظارات رفاهی نداشته باشند.

بخش خدمات از آنجا که نیمی از اشتغال کشور را تشکیل می‌دهد از اهمیت بالایی برخوردار است. اما گزارش‌های مرکز آمار نشان می‌دهد این بخش دچار رکودی عمیق شده است.

به نظر شما برای حمایت از مشاغل این بخش چه سیاست‌هایی را می‌توان اجرا کرد؟

همان‌طور که گفتید، نقش خدمات در اشتغال کشور بسیار مهم است اما فراموش نکنیم خدمات بخشی است که بیشترین سرمایه‌گذاری‌های خرد را در خود دارد. درواقع کسانی که دارایی‌های چشمگیری ندارند می‌توانند با حضور در بخش خدمات و با همان سرمایه‌های به‌نسبت‌ اندک خود به اصطلاح کسب‌‌و‌کاری راه بیندازند. کرونا سبب تعطیلی بسیاری از اماکن فرهنگی، آموزشی و ورزشی شد. خود این امر بازدهی اقتصادی بخش خدمات را به شکل چشمگیری کاهش داد.

آن‌طور که من از آمارهای مرکز آمار متوجه شدم جز بخش واسطه‌گری مالی در زیرگروه خدمات تمام بخش‌های دیگر رشدی منفی داشتند. حتی برای فعالیت‌های اجتماعی و مشاوره این رکود به رقم بی‌سابقه منفی ۶۰ درصد هم رسیده است. به این ترتیب تنها سوداگری مالی در این بخش توانایی سوددهی کافی را دارد.

دولت باید برای حفظ اشتغال در این بخش حمایت‌های گسترده‌تری انجام دهد. صرفا کم کردن بخشی از مالیات این بخش نمی‌تواند راهگشای فعالان آن باشد. از آنجا که امسال هم به‌عنوان تولید، پشتیبانی‌ها و مانع‌‌زدایی‌ها نام‌گذاری شده باید مسئولان به‌ویژه سیاست‌گذاران قوه مجریه توجه کافی را به این امر داشته باشند که بیش از ۶۰ درصد اشتغال کشور ما در مشاغل خرد و متوسط است که اغلب آنها هم در بخش خدمات فعال هستند. به همین دلیل باید حمایت‌ها از این بخش به گونه‌ای باشد که مردم تمایل به فعالیت یا دست‌کم ادامه فعالیت‌های خود در این بخش داشته باشند.

من فکر می‌کنم حمایت‌هایی چون لغو حق بیمه کارفرمایان برای آن دسته از کارفرمایانی که نیروهای کار خود را حفظ کردند یک سیاست درست و اصولی است. همچنین باید منابع بانکی کشور در این بخش به شیوه‌ای هدفمند وارد شوند تا گره از کار کارآفرینان باز کنند.

همان‌طور که گفته شد این بخش آسیب‌های فراوانی از کرونا دیده و به همین دلیل باید بیشترین حمایت‌ها هم از این بخش صورت بگیرد. با وجود اینکه آمارهای رسمی از کاهش نرخ بیکاری و تک‌رقمی شدن آن خبر می‌دهند بررسی آمارها نشان می‌دهد این مهم نه از طریق اشتغالزایی بلکه ناشی از کاهش مشارکت اقتصادی بوده است.

فکر می‌کنید چه چیزی سبب شده تا مردم کمتر به دنبال شغل بگردند؟

وقتی جوانی شانسی برای شاغل شدن خود نبیند ناامید شده و دیگر به دنبال شغل نمی‌گردد. به واقع این نکته می‌تواند گمراه‌کننده باشد چراکه در یک نگاه به نظر می‌رسد وضعیت اشتغال در کشور بهبود پیدا کرده اما در عمل چنین نشده و حتی اوضاع وخیم‌تر از سابق هم شده است.

مشکلات بازار اشتغال کشور ما بسیار پیچیده و ساختاری هستند. از یک سو اقتصاد ایران قادر نیست به اندازه نیاز شغل ایجاد کند و از سوی دیگر می‌بینیم تعداد افرادی که چندشغله هستند افزایش پیدا می‌کند. درواقع این نکته نشان می‌دهد افراد باتجربه‌تر شاغل به دلیل اینکه مزد ناکافی دریافت می‌کنند مجبور به فعال بودن در چند شغل هستند. این افراد اوقات فراغت کافی ندارند و حتی زمان کافی را هم نمی‌توانند در کنار خانواده‌های خود سپری کنند. در مقابل، جوانی که تازه از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده از یافتن یک شغل حداقلی مرتبط با رشته تحصیلی خود ناکام می‌ماند. این خود باید مورد توجه مسئولان وزارت کار قرار بگیرد. مزد ناعادلانه که به نیروی کار در ایران پرداخت می‌شود نه‌تنها به بهبود وضعیت رشد اقتصادی منجر نشده بلکه به رشد بیکاری انجامیده است.

حداقل زمانی که خود من هم در مجلس بودم بارها درباره اینکه چرا مزد توانایی تامین هزینه‌های یک خانواده را ندارد، بحث کردم. در‌حالی‌که بند ۲ ماده ۴۱ قانون کار جمهوری اسلامی تاکید دارد مزد جدا از شدت کار باید بتواند از پس نیازهای معیشتی یک خانواده بربیاید، اما‌ امروز مشاهده می‌کنیم بنا بر مصوبه شورای‌ عالی کار حداقل هزینه‌های زندگی بیش از ۶ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان است اما مزد پایه تصویب شده در کشور ۲میلیون و ۶۰۰ هزار تومان است که با متعلقات دیگر مزدی، فردی صاحب ۲ فرزند هر ماه ۴ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان دریافتی خواهد داشت. به این نکته باید توجه کرد که در یک خانواده ۳ نفره پدر و مادر باید همزمان کار کنند تا حداقل نیازهای زندگی خود و تک فرزندشان را تامین کنند. البته در شهرهای بزرگ و پایتخت این شرایط دشوارتر است. به باور من، خود این وضعیت ناعادلانه به افزایش بیکاری و کاهش جمعیت مشارکت‌کننده در اقتصاد ایران منجر شده است. حمایت از تولید و مانع‌زدایی از آن مسئله اصلی سال ۱۴۰۰ است.

آیا در شرایط تحریم و شیوع کرونا چنین امری ممکن است؟

اگر بخواهیم چون گذشته و تا امروز کشور را اداره کنیم طبیعی است که ممکن نیست. منابع برای نیازهای همه در کشور وجود دارد اما به اندازه طمع همگان نیست. اگر مبارزه با فساد از سطح شعار فراتر برود و با اژدهای هفت‌سر آن مقابله شود، قطعا می‌توان کشور را به مراتب بهتر از امروز اداره و موانع تولید را نیز برطرف کرد. ما اکنون در یک جنگ اقتصادی هستیم اما در ابتدای انقلاب که دولتمردان ما بی‌تجربه‌تر هم بودند جنگی نظامی و گسترده که طولانی‌ترین جنگ قرن بیستم بود را هم اداره کردیم. در آن زمان هیچ‌گاه نرخ تورم چون امروز بالا نمی‌رفت. رشد اقتصادی منفی نمی‌شد و سیاست‌های حمایتی از معیشت مردم را با برچسب پوپولیسم تمسخر نمی‌کردند. البته که در آن زمان کسی بوگاتی و فراری هم سوار نمی‌شد و فرزندان کسی برای ادامه تحصیل ساکن کانادا و انگلستان نمی‌شدند.

همان‌طور‌ که در زمان نمایندگی خود نیز تاکید می‌کردم مبارزه با فساد در شرایط فعلی مهم‌ترین اقدام حمایتی از تولید است. زمانی ‌که فساد و فعالیت‌های سوداگرانه هزینه‌های سنگینی دربر داشته باشد، آن‌گاه بخش‌های واقعی چون تولید امکان جذب سرمایه و رشد را خواهند داشت.

متاسفانه مسئولان نهادهای اجرایی گاهی توجه نمی‌کنند که مردم عملکرد آنها را زیر نظر دارند. مردم واقعیات را درک می‌کنند و اگر خدمت صادقانه ببینند با کاستی‌ها کنار می‌آیند. مردم نیاز به خدمت صادقانه دارند و صداقت را هم به‌خوبی متوجه خواهند شد.

به آمارهای تورم در دوره جنگ توجه کنید. با وجود همه مشکلات هیچ‌گاه تورم ۳۰ درصدی تجربه نشد. اما در دهه ۷۰ این اتفاق چند بار افتاد و در نیمی از دهه ۹۰ نیز نرخ تورم بیش از ۳۰ درصد بود. در‌‌حالی‌که در دوره جنگ تمام کسری بودجه دولت را باید بانک مرکزی با خلق پول پرقدرت جبران می‌کرد نقدینگی در ۸ سال جنگ تنها ۴ برابر شد اما پس از آن هر ۸ سال نقدینگی ۷ برابر شده است. این نشان می‌دهد پس از جنگ انضباط کافی بر اقتصاد ایران حاکم نبوده و همین بی‌انضباطی‌های گسترده مشکلات مالی و اقتصادی را افزایش دادند.

با این وصف فکر می‌کنید می‌توان از اقشار ضعیف و بنگاه‌های متوسط هم در این شرایط حمایت کرد؟

بله همان‌طور که گفتم اگر اژدهای هفت سر فساد را شکست دهیم آن‌گاه منابع کافی برای حمایت از اقشار و مشاغل را هم خواهیم داشت.

من فکر می‌کنم قبل از هر چیز دولت باید اقدام به اصلاح ساختاری بودجه کند و از این طریق ناترازی در بودجه را کاهش دهد. با کاهش ناترازی می‌توان کسری بودجه را کاهش داد که خود عامل اصلی نرخ تورم بالا در کشور است. امسال صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی کرده که نرخ تورم ایران تا ۴۰ درصد افزایش خواهد داشت. این یک امر بسیار نگران‌کننده است چراکه هیچ‌ چیز به اندازه تورم به زیان فقرا و نیروی کار و به سود صاحبان ثروت و دارایی‌ها تمام نمی‌شود. به همین دلیل دولت با بستن بودجه متوازن می‌تواند از این امر جلوگیری کند.

همچنین بدون تقویت قدرت خرید خانوار نمی‌توان انتظار داشت که رونق به اقتصاد کشور برگردد. رونق اقتصادی نیازمند تقاضا است و در شرایط فعلی کشور ما مهم‌ترین عامل سرکوب تقاضا کاهش قدرت خرید جامعه به‌ویژه نیروی کار و مزدبگیران است. به همین دلیل ضروری است سیاست‌هایی که در این دوره به کار گرفته می‌شود به سود بازتوزیع عادلانه‌تر ثروت باشد. ابزارهایی چون مالیات در این زمینه می‌توانند کمک‌ بزرگی به دولت در جذب منابع و البته سوق دادن اقتصاد کشور به سمت تولید داشته باشد.

عدالت اجتماعی می‌تواند یک جامعه را به سمت تعالی ببرد و نابرابری به افزایش جرم و فساد منجر خواهد شد. همچنین یکی از آرمان‌های مهم انقلاب اسلامی ایران عدالت اجتماعی بود. به نظر من، اگر مفسدان مورد برخورد قرار بگیرند و معیشت مردم در اولویت باشد تا حدود زیادی می‌توان بر این مشکلات غلبه کرد.

درست است که تحریم‌ها اقتصاد کشور را با فشارهای فراوانی مواجه کرده اما اگر بخواهیم از زاویه درون‌زا به این مسئله بنگریم باید توجه کنیم که بخش بزرگ مشکلات کشور ما که در زمان تحریم‌ها هم تشدید شدند ناشی از بحران‌ها و مشکلات ساختاری است. اصلاح ساختاری باید از جایی شروع شود و چه بهتر که این مهم با نگاه عدالتخواهانه صورت بگیرد.

 


چاپ