یادی از شاعر «پشت چَپَرهای زمستانی»

سیروس مشفقی که درگیر مشکلات تنفسی بود، در سن ۷۷ سالگی در بیمارستان فیروزگر از دنیا رفت.

از آثار مشفقی می‌توان به «پشت چپرهای زمستانی» (۱۳۴۶)، «پاییز شعرهای تازه» (۱۳۴۸)، «نعره جوان» (۱۳۴۹)، «شبیخون» (۱۳۵۷) و «عشق معنی می‌کند حرف مرا» (۱۳۸۱) اشاره کرد. کامیار عابدی، منتقد و پژوهشگر ادبی در یادداشتی در پی درگذشت سیروس مشفقی نوشته است: سیروس مشفقی به‌سبب شغل پدرش در پل‌سفید سوادکوه مازندران چشم به جهان گشود. خانواده او آذری‌تبار بودند. وی ابتدا در رشته مهندسی مخابرات لیسانس گرفت و پس از مدتی در رشته سینما. با این حال، او بیش از همه، شاعر بود. شعرهای مشفقی اغلب روایتی است از حماسه و سوگ و در مواردی محدود آمیخته با تغزل. او به‌صورت ضمنی، خودآگاه یا ناخودآگاه، به بازنمایی فضای سیاسی و اجتماعی دوره جنگ سرد متمایل است.

البته در شعرهایش از طبیعت و روستا هم سخن به‌میان می‌آید؛ اما واقعیت این است که خلاف گفته برخی ادیبان او را نمی‌توان «شاعر روستا» نامید. جهان او جهان کلی‌تری است که در آن آرمان‌ها و رویاها بر واقعیت برتری یافته‌اند. او ربوده آرزوهای انسانی است. به تعبیر خودش: «این آواز دلخراش کسی است که [روزگارش] در نومیدی سپری می‌شود و صدای نسلی که دیگر به خانه برنمی‌گردد».


چاپ