سال سخت اکران

 تجربه کردیم، با انبوهی از محصولات بی‌سر و ته، خنثی، فاقد منطق دراماتیک، پر مدعا و در عین حال ناهمسو با جامعه پیرامون خود. در چیستی تولید اغلب فیلم‌های جشنواره امسال به راستی نمی‌دانیم مخاطب هدف کیست؟

چیزی که در تحلیل غالب فیلم‌های این دوره می‌توان گفت شکست مطلق سیاست گذاری‌های فرهنگی در مواجهه با مدیوم سینما است. حجم بالای سانسور، ورود نهادهای غیرمرتبط در امر ممیزی و حجم بالای پول‌های بادآورده به این سینما، منتج به شرایط فعلی شده است به طوری که تعداد بالایی از فیلم‌های دوره اخیر اساسا قابلیت اکران و پخش ندارند.وزارت ارشاد و سیاست‌گذاران کلان فرهنگی اگر واقعا ذره‌ای به سینما و فرهنگ این سرزمین علاقه دارند باید هرچه سریع تر به ادامه روند فعلی خاتمه دهند. شورای پروانه ساخت را منحل اعلام کنند، دست نهادهای دولتی و خصولتی را در تولید عرضه و ممیزی فیلم‌ها کوتاه کنند و این روال تقسیم سینماگران به خودی و غیرخودی را پایان دهند و هر چه زودتر پروانه نمایش فیلم‌های توقیفی را صادر کنند تا شاید این سینما به حالت عادی بازگردد.
آن چیزی که ما این روزها تجربه می‌کنیم نه جشنواره است و نه سینما و مسببین این اتفاق هولناک باید پاسخگو باشند که با چه هدف و قصدی سینمای شریف ایران را به این درجه رسانده‌اند. سینمایی که روزگاری آثار درخشان در سطح جهانی تولید می‌کرد این روزها به جایی رسیده که صرف یه قصه‌گویی کم‌لکنت برایش فضیلت محسوب می‌شود! چه بر سر این سینما آمده که از اجاره نشین ها، ناخدا خورشید، زیر پوست شهر و جدایی نادر از سیمین به این آثار نازل و محافظه کار رضایت داده است؟
این نکته بدیهی شایان توجه است که فجر امسال با چنین کیفیت نازلی به پایان رسید، در حالی که تعدادی فیلم مهم به دلیل تنگ نظری‌ها و میزدوستی مدیران در بایگانی ارشاد خاک می‌خورند آثاری که حضورشان قطعا باعث بالا رفتن کیفی جشنواره فیلم فجر می‌شد. کاناپه (کیانوش عیاری)، قاتل و وحشی (حمید نعمت الله)، آشغال‌های دوست داشتنی اصل (محسن امیریوسفی)، مجبوریم (رضا درمیشیان) و جنایت بی‌دقت (شهرام مکری) و یا دلجویی و پیگیری مدیران می‌توانست سبب ساز حضور داریوش مهرجویی در فجر امسال شود.
در پایان دوباره تاکید می‌کنم ناقوس مرگ سینمای ایران با فجر امسال به صدا درآمده و بخش قابل توجهی از فیلم‌های این دوره یا توانایی اکران ندارند و یا در صورت اکران اقبال چندانی از سوی مخاطبین نسبت به آنها نخواهد شد در نتیجه سال سخت اقتصادی بیش از سال ۱۳۹۸ در انتظار سینمای ایران است و باید هرچه سریع تر بساط این نوع فیلمسازی عافیت‌طلبانه که هیچ نسبتی با جامعه پر از التهاب خود ندارد برچیده شود و سینما به حیات طبیعی خود بازگردد وگرنه شاهد مرگ سینمای ایران در آینده نزدیک خواهیم بود.
پویا نبی - منتقد سینما


چاپ