هشدار: حق‌خواهی‌مان رنگ مرگ‌خواهی نگیرد

فشار ویرانگر فجایع اخیر، روح و روان هر انسان باوجدانی را می‌آزارد و به واکنش وامی‌دارد. چنین واکنشی حکایت از آن دارد که درخت تنومند انسانیت و مروت و شفقت و غمخواری برای مظلومان و آسیب‌دیدگان، همچنان در این مرز و بوم زنده و بالنده است و ایرانی همچون شیخ اجل سعدی ندا درمی‌دهد:

چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی‌غمی
نشاید که نامت نهند آدمی
سوگواری و همدردی با خانواده‌های آسیب‌دیده در رویدادهای اخیر و اعتراض به برخوردهای خشونت‌بار با معترضان مدنی و منتقدان به فقدان شفافیت و دروغگویی‌ها و ناکارآمدی‌ها که اعمال قانونی و مشروع و مدنی است، نباید آلوده به اعمال و حرکت‌هایی غیراصولی و زیانبار از جمله طرح شعارهای «مرگ خواهانه» شود.
از چنین شعارها و اعمال و حرکات، حیات و زندگی و ارتقای همبستگی و امنیت ملی و توسعه پایدار و متوازن و ترمیم شکاف‌های اجتماعی و بهبود زندگی مردم و تقویت نهادهای مدنی و سازندگی، زاده نمی‌شود؛ آنچنان که پس از گذشت چندین دهه پافشاری بر این نوع ادبیات و افعال، جز افزایش تنش‌ها، از دست رفتن سرمایه‌ها، دشمن‌تراشی‌ها، فرصت‌سوزی‌ها و... بهره‌ای حاصل نشده است.
اگر با طلب «مرگ» کار کشوری به سامان می‌رسید، کشور ما امروز می‌باید در رأس کشورهای سامان‌یافته دنیا باشد!
امروز ایران و منطقه و جهان نیازمند طلب مرگ و خشونت و انتقام و جنگ نیست، بلکه نیازمند اعمال و افعال و اظهاراتی است که به حیات و زندگی و رواداری و مهربانی و صلح و گفت‌وگو بینجامد.
هوشیار باید بود تا در دام آنان که آگاهانه و مغرضانه و هدفمند یا مامورانه یا ناآگاهانه و از روی سادگی و احساسی، جمع‌های مدنی و قانونی را به‌سوی شعارهای تند و هنجارشکنانه می‌کشانند و زمینه‌ساز سرکوب و بسته شدن فضای گفت‌وگو و نقد و تقلیل مشارکت اجتماعی می‌شوند، نیفتاد که ما چندین دهه پیش پیموده‌ایم این کجراهه را و دیده‌ایم حاصل آن را!
محمد ترکمان _ کارشناس ارشد تاریخ معاصر ایران


چاپ