توریسم
شهروندان خارجی از سفر به ایران می‌گویند

رویای سفر به ایران، نگاهی از دوردست

مهراد فرزانه‌خو – گروه گردشگری: هزاران کیلومتر دورتر از آب‌های خلیج‌فارس و دریای عمان، هزاران یا شاید میلیون‌ها نفر از مردم کشورهای دیگر علاقه‌مند هستند که به ایران سفر کنند.


ایران کشوری تاریخی با هزاران جلوه پایدار و ماندنی باستانی، آثار فرهنگی - هنری و میراث‌های پایدار و جاودانه بشری، جاذبه‌های بی‌شماری برای جهانگردان خارجی دارد.
در همان حال، پایه‌ریزی و گسترش اقتصاد گردشگری یکی از زمینه‌های بسیار مهم توسعه، رشد و پیشرفت اقتصادی- صنعتی، ایجاد اشتغال، بالا بردن درآمد ملی و حرکت به‌سوی اقتصاد بدون نفت است. گزارش زیر زمینه‌ها و راه‌های جذب گردشگران خارجی را با نگاهی تازه موردبررسی قرار می‌دهد.
ایران جزو ۱۰ کشور برتر دنیا ازنظر قابلیت جذب گردشگر است اما رتبه هشتادم جهان را در این زمینه دارد و سالانه تعداد گردشگران خارجی‌اش به ۱ میلیون نفر هم نمی‌رسد، درحالی‌که سالانه میلیون‌ها ایرانی، خروج از مرز و سفر به کشورهای دیگر را حتی به سفرهای داخلی ترجیح می‌دهند. یعنی خروجی ما بیشتر از ورودی ماست که باعث شده سالانه چند برابر ارز از ایران خارج به‌جای اینکه وارد شود. یعنی ایران سهم بسیار اندکی از نزدیک به یک میلیارد نفر جهانگردی دارد که سالانه به اقصی نقاط دنیا سفر می‌کنند؛ سهمی حدود تنها ۵۰۰میلیون دلار در سال و معادل درصد کمتر از سهم جهانی. آن‌هایی هم که به ایران می‌آیند آنقدرها متمول نیستند. براساس آمار، ۷۹درصد گردشگران خارجی از طریق مرز زمینی به ایران می‌آیند، و احتمالا از کشورهای فقیر همسایه و تنها ۲۰درصد از طریق هوایی و ۰/۷درصد از راه دریا به ایران سفر می‌کنند.
اما چرا خارجی‌ها به ایران سفر نمی‌کنند. پاسخ‌دهندگان به این سوال کلیدی، به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ یکی آن‌هایی که الزامات فرهنگی و دینی ایران را مانع بزرگی برای ورود گردشگران غربی به ایران می‌دانند. آنها معتقدند که ایران با شرایط فعلی‌اش باید تنها روی گردشگران مذهبی و مقید به الزامات دینی ایران حساب باز کند اما دسته دیگر هم بر این اعتقادند که گردشگری فقط در عیش و نوش و خوشگذرانی خلاصه نمی‌شود و می‌توان با برنامه‌ریزی دقیق در حوزه‌های تاریخ، طبیعت، سلامت، ورزش و... گردشگر خارجی جذب کرد. چراکه گردشگری که هدفش از مسافرت عیش و نوش باشد، کشورهای دیگر را به ایران و هرجای دیگری در دنیا ترجیح خواهد داد.
هر دو گروه مستندات و دلایل خود را دارند. یکی از آزادی‌های فردی و تفاوت‌های فرهنگی دراین‌باره می‌گوید و دیگری از جاذبه‌های علمی، تاریخی و طبیعی کشور.
 به همین دلیل برآن شدیم تا نظر خارجی‌ها را بپرسیم. شهروندان معمولی کشورهای دیگر که شاید سالی یک بار قصد مسافرت کنند و در انتخاب مقصد سفرشان بسیار سخت عمل می‌کنند. سری به شبکه‌های اجتماعی زدم و چند کاربر از کشورهای مختلف دنیا انتخاب کردم و پیام دوستی دادم و پیام دوستی گرفتم.
از همه جای دنیا بودند؛ استرالیا، ژاپن، عراق. آلمان، برزیل و حتی شهروندی از ایالات‌متحده امریکا.

از تمام این کاربران چهار سوال را پرسیدم:
۱- آیا به ایران سفر کرده‌اید؟ ۲- چقدر ایران را می‌شناسید؟ ۳- اگر بخواهید به ایران سفر کنید دلیل سفرتان چه خواهد بود؟ ۴- آیا الزامات و تفاوت‌های فرهنگی ایران را به‌عنوان مانعی برای سفر به ایران می‌دانید؟
به این پرسش‌ها، کاربران شبکه‌های اجتماعی از کشورهای مختلف جواب می‌دهند.

آکو جاسم؛ عراق
آکو جاسم اهل عراق است. کشوری که اکنون درگیر جنگ با گروه تروریستی داعش است. اما او اهل کردستان عراق و به‌دوراز تنش‌های رایج در این کشور است. پس می‌تواند زمان و وقتی برای سفر داشته باشد.
 با او از مسافرت می‌گویم. ۲۸ ساله است و معلم هنرهای زیبا و اهل سفر. بارها به ایران سفر کرده است. خودش می‌گوید، ۳۰ بار به ایران آمده است. شهرهای کرمانشاه، همدان، تهران، اراک، کرج، سنندج، رشت، چالوس، لاهیجان و ساری را دیده است. ایران را خوب می‌شناسد و حتی با شرکت‌های مسافرتی ایرانی دو بار به مالزی رفته است. جاسم می‌گوید: «ایرانیان بسیار خوشگذران، خونگرم و خوش‌مشرب هستند.»
او ایران را مانند وطنش کردستان عراق دوست دارد و همین دوست داشتن هم پایش را به ایران بازکرده تا جایی‌که در بازار مبلمان ایران شروع به تجارت کرده است. اما معتقد است که ایران با تمام زیبایی‌هایش فاقد امکانات رفاهی است. می‌گوید: «وضعیت در شمال ایران بد نیست اما دیگر شهرهای ایران تقریبا هیچ امکانات رفاهی ندارند.»
 برای آکو جاسم آزادی‌های فردی اهمیت دارد و راحتی در یک‌سری از مسائل را برای مسافر مهم می‌داند اما با تمام اینها مدام به ایران سفر می‌کند، اگرچه معتقد است که با حل یک‌سری از این محدودیت‌ها می‌توان گردشگران بیشتری را به ایران آورد.

هارلی لاوسون؛ آمریکا
هارلی لاوسون، ۴۰ ساله و استاد کالج ایالت کارولینای امریکاست. وقتی می‌بیند روزنامه‌نگار هستم و خواهان دوستی با او ابراز علاقه می‌کند. وقتی می‌گویم از ایران هستم ابراز خوشحالی می‌کند و می‌گوید کمتر آمریکایی پیدا می‌شود که با دیدن اسم ایران دچار یک دوگانگی نشود. از سویی دشمنی و دعوای تاریخی دو کشور به یادش می‌آید و از سوی دیگر زیبایی‌ها، دوستی‌ها و پیوندهایی که بین مردمانشان حاصل شده است. می‌گوید، بسیاری از آمریکایی‌ها ایران را می‌شناسند، چه به‌واسطه اخبار، چه به‌واسطه تاریخ و چه به‌واسطه ایرانی‌های پرشماری که در امریکا حضور دارند. او ایران را به‌خوبی می‌شناسد. تابه‌حال به ایران نیامده اما خیلی دلش می‌خواهد شهرهای ایران را از نزدیک ببیند. شنیده است که ایران یک کشور عقب‌مانده نیست و بعضی از شهرهایش بسیار مدرن هستند. از تهران می‌گوید که پایتخت ایران است و از مشهد که می‌داند شهر مهمی برای زائران و مردم مسلمان جهان است. ازآنجاکه در رشته محیط‌زیست و طبیعت‌شناسی درس خوانده است جنگل و پارک ملی گلستان را می‌شناسد و عکس‌های زیبایش را دیده است. مخصوصا که عاشق جنگل ابر است. سازه پرسپولیس هم برایش جذاب است.
می‌گوید، دوست دارد به ایران بیاید تا مدرنیته ایرانی را ببیند و البته با تاریخ باستانی ایران آشنا شود و از همه مهم‌تر طبیعت شگفت‌انگیز ایران را از نزدیک تماشا کند. اگرچه جنگل زیاد دیده است اما کویر برایش تجربه‌ای شگفت‌انگیز خواهد بود. برایش راحتی در پوشش هنگام مسافرت مهم است به‌خصوص پوشش همسرش در ایران. اما حاضر است با تمام این‌ها باز هم به ایران سفر کند به‌شرط آنکه به لحاظ امنیتی تضمین شده باشد. برایش ممنوع بودن نوشیدنی‌های الکلی در ایران اهمیتی ندارد، چون معتقد است که این نوشیدنی‌ها را در کشورش هر روز می‌تواند بنوشد اما به ایران می‌آید تا چیزهای جدیدی تجربه کند. فقط به‌شرط آنکه امنیتش تضمین شود.

آکوهیتو شویتسو؛ ژاپن
آکوهیتو دختر ۱۸ ساله ژاپنی است. هیچ آشنایی با ایران ندارد. فکر می‌کند ایران کشوری بیابانی است. می‌داند که ایران ریشه در تاریخ دارد اما تصور نمی‌کند که ایرانی‌های امروزی تا چه میزان می‌توانند پیشرفته باشند. یک هفته‌ای طول می‌کشد تا عکس و تصاویر شهرهای مختلف ایران و مردمان ایران را به او نشان دهم تا بلکه تصویری بهتر و منصفانه‌تر از ایران و زنان و مردانش پیدا کند. با دیدن تصاویر دختران و پسران ایرانی و نحوه زندگی‌شان و مناظر طبیعی و تاریخی ایران تقریبا شوکه می‌شود. وقتی یکی دو فیلم سینمایی مانند «جدایی نادر از سیمین» و «یک حبه قند» را برایش دانلود می‌کنم و البته یکی دو آهنگ سنتی از استاد شجریان و شهرام ناظری، شگفتی‌اش بیشتر هم می‌شود. تا جایی‌که آدرس چند سایت دانلود فیلم و موسیقی ایرانی را از من می‌گیرد تا خودش تحقیقات بیشتری کند. پس از گذشت چند هفته دیگر با ایران آشنایی بیشتری به دست آورده و می‌گوید، خیلی دوست دارد که به ایران بیاید و از نزدیک این همه شگفتی را ببیند. شهرهای مورد علاقه‌اش هم تهران، اصفهان، مشهد و اهواز است و البته شهرهای ساحلی شمال ایران. دوست دارد غذاهای ایرانی را بچشد و سری به سالن‌های تئاتر و سینمای ایرانی بزند و هنرنمایی موسیقیدان‌های ایرانی را از نزدیک و در کنسرت ببیند.
می‌گوید عاشق موسیقی است و اخبار موسیقی دنیا را دنبال می‌کند اما متعجب است که چرا ایران با داشتن چنین استعدادها و موسیقی اصیلی در دنیا خبرساز نیست و همایشی در داخل ایران برگزار نمی‌شود تا دیوانه‌های موسیقی مانند پدر و مادرش که به همه جای دنیا می‌روند، برای شنیدن موسیقی ملل به ایران هم بیایند.

آنینها آراجو؛ برزیل
آراجو ۱۷ ساله است و سال آخر دبیرستان در منطقه سائوپولو در برزیل. همان جایی که اکنون جام‌جهانی فوتبال برگزار می‌شود. او مانند آکوهیتو هیچ شناختی از ایران نداشت تا اینکه بازی آرژانتین با ایران را در جام‌جهانی از نزدیک دید. آراجو مانند هر برزیلی دیگری عاشق فوتبال است و البته دشمن آرژانتین. زمانی که رقیب دیرینه‌شان با ایران بازی داشت او به‌طور تصادفی برای دیدن عمویش به شهر بلوهوریزنته رفته بود و با فامیل‌هایش به ورزشگاه رفتند. ایران برایش ناشناخته بود اما با دیدن محدود تماشاگران ایرانی، این کشور برایش جذاب شد و بازی فوق‌العاده عالی بازیکنان ایران او را مجبور کرد که درباره ایران تحقیق کند. او ایران را کشوری زیبا می‌داند با مردمانی زیبا. دوست دارد به ایران سفر کند و با ایرانی‌ها فوتبال بازی کند.
وقتی به او می‌گویم، در ایران شهری است به نام آبادان و تیم فوتبال این شهر خود را برزیل ایران می‌داند و شعار فوتبالی‌شان هم «برزیلته» است، می‌خندد و ابراز خوشحالی می‌کند. نام آبادان را در گوگل جست‌وجو می‌کند و می‌خواهد که سلامش را به تمام آبادانی‌های برزیل دوست ایران برسانم. ظاهرا عکسی هم از تماشاگران صنعت نفت پیدا کرده که پرچم برزیل را در ورزشگاه آورده‌اند. برایش جالب است اما وقتی از محدودیت‌های پوششی در ایران برایش می‌گویم متعجب می‌شود. دوست دارد که آزاد باشد اما می‌گوید «شاید ارزش داشته باشد برای دیدن ایرانی‌ها بعضی از محدودیت‌ها را برای چند مدتی تحمل کند» آن هم او که یک برزیلی است با فرهنگ مخصوص و متفاوت خودشان.

الیزا باکستر؛ استرالیا
الیزا باکستر مادر دو فرزند است و ۳۵ سال سن دارد. به شوخی می‌گوید، دل خوشی از ایران ندارد. اشاره‌اش به بازی مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸ است که ایران موفق شد استرالیا را در ملبورن شکست دهد و به جام جهانی برود. بازی را از تلویزیون تماشا کرده بود و ایرانیان را به‌خاطر بازی‌شان تحسین می‌کرد. درعین‌حال کرکری هم می‌خواند و می‌گوید که شانس آوردیم که توانستیم پیروز شویم. آشنایی‌اش با ایران به همان بازی محدود می‌شود تا اینکه فیلم «جدایی نادر از سیمین» را که موفق به دریافت جایزه اسکار می‌شود می‌بیند و عاشق این فیلم می‌شود. این آغاز آشنایی‌اش با ایران است. آشنایی که او را به‌سوی فیلم‌های کیارستمی می‌کشاند و البته فیلم زیردرختان زیتون که الیزا را عاشق طبیعت گیلان می‌کند. او اما حاضر نیست که در ایران حجاب داشته باشد و می‌ترسد که با او در ایران برخورد بدی داشته باشند. اما وقتی توضیح می‌دهم که با حجابش در ایران خیلی به او سخت نخواهد گذشت، برای سفر به ایران و دیدن مناظر طبیعی و جاذبه‌های فرهنگی و تاریخی‌اش دلگرم‌تر می‌شود.

اشتفان اوتریخت؛ آلمان
اشتفان ۵۵ سال سن دارد و پزشک است. حس متضادی نسبت به ایران دارد. از یک‌سو با مطالعه تاریخ دریافته که ایرانی‌ها به لحاظ نژادی خود را برادر آلمانی‌ها می‌دانند و از سوی دیگر در طول تاریخ، آلمان برخلاف امریکا، روسیه و انگلیس دوست و هم‌پیمان ایران به‌شمار رفته است و حداقل ایرانی‌ها از آلمان‌ها خاطره بدی ندارند. شناخت بیشتر او از ایران به حضور علی دایی، مهدوی‌کیا، علی کریمی، خداداد عزیزی و کریم باقری در لیگ بوندس‌لیگا برمی‌گردد. چون او یک طرفدار دوآتشه فوتبال است و علی دایی و مهدوی‌کیا را به‌خوبی به یاد دارد. او از این‌ها به‌عنوان سفیران خوب ایران یاد می‌کند که خاطره‌ای خوب از خود در ذهن آلمانی‌ها برجای گذاشتند. اما هیچ یک به‌اندازه پروفسور سمیعی جراح سرشناس مغز و اعصاب ایرانی ساکن آلمان برایش آشنا نیست. پدر یکی از همسایه‌های او را پروفسور سمیعی عمل کرده و از خطر مرگ نجات داده است.
اشتفان می‌گوید که در آلمان به پروفسور سمیعی خیلی علاقه دارند و ایران می‌تواند با داشتن چنین سرمایه‌هایی یکی از قطب‌های گردشگری سلامت در منطقه باشد و با ایجاد امکانات علمی و فنی بیماران منطقه خاورمیانه و شمال آسیا را به داخل ایران بیاورد. چنین بیمارانی دغدغه نوع پوشش و آزادی‌های رفتاری دیگر را هم ندارند و تنها دغدغه‌شان بهبودی و نجات است. جمع‌بندی این نظرات نشان می‌دهد که اگر ایران به جهانیان به‌درستی نشان داده شود و زیرساخت‌ها نیز اصلاح شوند و امکانات رفاهی ایجاد شود، جهانیان و حتی غربی‌ها نیز حاضرند تن به قوانین کشور دهند اما برای چند صباحی از سفرشان به کشور عجیبی مانند ایران
لذت ببرند.

ایگنو بارابانوف، روسیه
ایگنو بارابانوف یک مرد ۵۲ساله است، اما سال‌ها پیش به ایران سفر کرده بود. مهندس است و جالب آنکه برای راه‌اندازی کارخانه فولاد گیلان همراه یک هیات روسی به رشت آمده بود. وی درباره ایران می‌گوید: ما تاریخ مشترک بسیار قدیمی داریم و ملت‌مان تقریبا نسبت به همدیگر آشنایی
خوبی دارند.
اما آشنایی وی علاوه بر خواندن کتاب‌های تاریخی، مربوط به سفرش به ایران است، هنگامی که به‌عنوان یکی از مهندسان به همراه هیاتی برای همکاری به کارخانه فولاد رشت آمد و از کارخانه‌های فولاد اهواز و ذوب‌آهن اصفهان نیز بازدید کرد. بارابانوف از توان بالای صنعتی ایران می‌گوید و اینکه ایران می‌تواند در حوزه فولاد، ذوب‌آهن و صنایع سنگین رقیب مقتدری برای کشورهای بزرگ جهان باشد، او از خاطراتش از ایران به خوبی یاد می‌کند و علاقه‌مند است که سفر دیگری به ایران داشته باشد اما این بار به شکل تفریحی.

با نگاهی اجمالی به آنچه شهروندان خارجی در مورد سفر به ایران می‌گویند، مشخص می‌شود که در بین خارجی‌ها علاقه‌مندان بسیاری برای سفر به ایران وجود دارند و باید ترتیبی داد که امکانات توسعه صنعت گردشگری و جهانگردی، بیش از پیش فراهم شود.


چاپ