گام‌به‌گام با کمیل سهیلی، جهانگرد و مدیر پروژه داستان‌های ناگفته ایرانی

سفر بدون پول با چاشنی مسئولیت

گروه آینه: فکر می‌کنید برای سفر چقدر باید هزینه کنید؟ پول کلان و هتل‌های مجلل و پروازهای درجه یک رزرو کرده باشید و یک راهنمای تور هم بگیرید که همه جا را به شما معرفی کند؟ احتمالا این یکی از روش‌های مرسوم برای بیشتر مردم است.

اما شاید تجربه‌های دیگر هم باشد. تجربه‌ای که در آن نه تنها هزینه‌های گزاف سفر جایی ندارد، بلکه رسالتی را دنبال می‌کند که در آن قرار است صلح و دوستی میان ملت‌ها برقرار شود. قرار است تصویرهای قالبی رسانه‌ها از کشورها، جای خود را به تصویری واقعی از جامعه‌ای بدهد که مردم آن با همه تفاوت‌های قومی و فرهنگی و نژادی، اعضای جامعه‌ای بزرگ به نام بشریت هستند، تا دوباره همان روایت بنی‌آدم اعضای یکدیگرند، در قلب‌ها نقش بندد.
• گامی تازه در سفر
حالا همه این حرف‌ها، در مقام شعار و آرزو نیست. یک نفر از همین ایران راه افتاده و پروژه‌ای را دنبال می‌کند که شاید برای خیلی‌ها باور کردنی نیست. شاید کسی فکرش را هم نمی‌کند که یک نفر بلند شود و بدون هیچ حمایت دولتی، راهی را آغاز کند که ماحصل آن اشتیاق ساکنان دیگر سرزمین‌ها برای سفر به ایران باشد؛ چرا که آنها ایران را تنها از رهگذر رسانه‌هایی می‌شناسند که روایت‌شان به دور از غرض‌ورزی‌های مناسبات دنیای سیاست نیست. اینجاست که پروژه‌های مستقل می‌تواند راهی باشد برای گشودن درهای تازه در دنیایی که می‌تواند صلح‌آمیز باشد.
 «داستان‌های ناگفته ایرانی» پروژه‌ای مستقل است که در خردادماه ۱۳۹۲ کلید خورد. هدف این پروژه معرفی فرهنگ و جامعه ایرانی به مخاطبان غیرایرانی بود. این پروژه به صورت ارائه شفاهی و تماشا و بررسی جامعه شناختی فیلم‌های ایرانی در کشورهای مختلف برگزار می‌شود.
کمیل سهیلی، فارغ‌التحصیل کارشناسی‌ارشد مطالعات فرهنگی و رسانه از دانشگاه تهران «داستان‌های ناگفته ایرانی» را پایه‌گذاری کرد.


• جهانگردی با ۱۵۰ دلار
سهیلی حالا در شرق آسیا است، به صمت می‌گوید: ایران کشوری است که به دلایل مختلف با پیش زمینه‌های غلط زیادی در نقاط مختلف جهان روبروست. این را وقتی بهتر درک می‌کنید که از ایران چند قدم آن‌طرف‌تر بروید. از همین مرزهای ترکیه و دوحه گرفته تا مکزیک و امریکا و اندونزی و....
او به قول خودش همیشه عاشق سفر بوده و از تجربیاتی می‌گوید که در سفرهایش پیش آمده بود زمانی که خارجی‌ها متوجه می‌شدند ایرانی است، واکنش‌هایی داشتند که او را ناراحت می‌کرد و باعث شد این پروژه را کلید بزند.
خودش ادامه می‌دهد: اینها زمینه‌هایی را برایم بوجود آورد تا به سهم خودم کاری کنم. وقتی از پایان‌نامه کارشناسی ارشدم در دانشگاه تهران دفاع کردم، سفری بی‌مقصد را در ایران آغاز کردم که بیش از ۶ماه مرا به گوشه‌های دیده و نادیده سرزمین‌مان برد. قومیت‌های مختلف، اعتقادات گوناگون، سبک زندگی‌ها و البته آنچه که هیچگاه تغییر نمی‌کرد. میهمان‌نوازی مردم که همه و همه توشه‌ای شد برایم که هیچگاه دانشگاه نمی‌توانست آن را به من بدهد.
کمیل سهیلی بعد از گذراندن دوران خدمت سربازی به سبک مورد علاقه‌اش یعنی سفر با ماشین‌های گذری را آغاز کرد، خودش در این باره می‌گوید: آگاهانه و از آنجا که با ایده خارج کردن پول از ایران برای سفر و نیز وابسته به پول بودن در سفر موافق نبودم، به این دلیل که و به دنبال تولید در سفر بودم و نه فقط هزینه کردن؛ با بودجه ۱۵۰ دلاری ایران را ترک کردم. 


• همیشه نیمه پر لیوان هم هست
او ادامه می‌دهد: اینجا بود که به ایده «داستان‌های ناگفته ایرانی» رسیدم. خب، موقعیت من برای سفر تقریبا از هر مسافر دیگری در جهان بدتر است. ما حتی یک کارت معتبر بانکی هم نداریم، ویزا مشکل است، ارزش پول پایین آمده و تازه آن پیش زمینه‌های غلط هم که هست... زبان‌مان را هم که هیچ کجا نمیفهمند... اما همیشه نیمه پری هم هست... فهمیدم که همه اینها باعث شده که تصویر چندانی از ایران، به جز تصاویر جانبدارانه اخبار، از ایران به مردم جهان نرسیده و کمتر کسی هم به ایران سفر کرده است؛ با اینحال همه از آنجا که زیاد اسم ایران را حداقل در اخبار میشوند کنجکاوند بدانند واقعا داخل ایران چه خبر است.
این فعال اجتماعی در مورد تصمیمش می‌گوید: تصمیم گرفتم از مردم شهرهایی که به آنجا سفر می‌کنم بخواهم که برایم موقعیت‌هایی را ترتیب دهند تا کنار هم بشینیم و از ایرانی که نشنیده‌اند بگوییم. و من از تجربیاتم در زندگی و سفر در ایران بگویم و داستان زندگی چند تن از دوستانم را به عنوان نمونه از زندگی جوانان ایرانی برای‌شان بازگو کنم.
سهیلی البته اضافه می‌کند: مطهر امیری، دوست نزدیکم که ایده را باهم پرورش دادیم تا ایروان همراهی‌ام کرد. از طریق شبکه‌های مخصوص سفر در فضای مجازی ایده‌مان را منتشر کردیم و نخستین جواب از اولین شهر رسید. یک گروه مستقل که نمایش فیلم هفتگی دارند و از ما دعوت کردند تا فیلم کوتاه ایرانی نشان دهیم و پروژه مان را به اجرا بگذاریم.


• محبت و دوستی، سرمایه اصلی
این فعال اجتماعی سفرش را به سمت سمت روسیه ادامه داده بود، البته با ماشین‌های گذری و در شهر «روستاو ندون» متوقف شد و پروژه‌اش را ۲ روز آنجا اجرا کرد.
بر اساس گفته‌های این جهانگرد و فیلم‌ساز ایرانی، گویا در این سفر همه بسیار کنجکاو بودند که تصویر درستی از زندگی و فرهنگ ایرانی داشته باشند و همه چیز برای‌شان جدید و جالب بود. البته در این سفر مردم شهرهایی که به آنجا وارد می‌شد، حسابی همراهی‌اش می‌کردند. خودش می‌گوید: می‌خواهم بگویم که چطور بدون هیچ بودجه و صدالبته حمایت مادی و معنوی ارگانی، فقط با قدرت مردم قدم به قدم توانستم با پروژه جلو بروم و محبت و دوستی سرمایه اصلی ام در سفر شد.


• از سنت‌پترزبورگ تا شرق آسیا
سهیلی سپس به سنت‌پترزبورگ و مدرسه فیلم‌سازی دعوت شد و مستند «بعد از لنینگراد» را هم آنجا کلید زد. در این مستند تحمل عقاید مختلف در پترزبورگ را با بررسی زندگی مسلمان شده‌های روس آنجا بررسی کرد.
او از سنت‌پترزبورگ به مسکو رفت و پس از حدود ۳ ماه، از طرف دولت اندونزی برای آشنایی با فرهنگ‌شان به مدت یکسال بورسیه‌ای گرفت و راهی جاکارتا شد. پروژه‌اش را آنجا نیز پیش برد.
سهیلی می‌گوید: در این میان همواره سعی کردم بیشتر و بیشتر از ایران بخوانم تا بهتر بفهمم و یاد بگیرم. مدتی حتی سعی کردم نقالی را تجربه کنم، در یکی دو ارائه نقالی‌ای مبتدی اجرا کردم که برای شرکت‌کننده‌ها حسابی جالب بود. بنابراین رفته‌رفته بیشتر روی آن متمرکز شدم و ترجمه انگلیسی اشعار را هم پیدا کردم و تلاش کردم تا به دو زبان نقالی کنم. که مخاطب هم با آوای زبان فارسی آشنا شود، هم بتواند داستان را دنبال کنم.
این جهانگرد ایرانی در حال حاضر در کشور نپال است و در این‌باره می‌گوید: نپال یکی از فقیرترین کشورهای جهان است، اما باز هم مردم همراه خوبی هستند؛ قرار است بزودی اینجا هم پروژه را دنبال کنم.
البته گویا مطهر امیری، دوست سهیلی که پایه‌های پروژه را باهمدیگر در ارمنستان ریخته بودند، مدتی قبل سفرش را به اروپا آغاز کرده و پروژه را در دانشگاه اتریش ارائه کرده است، سهیلی در مورد پروژه‌شان می‌گوید: تلاش‌مان این است که در حد خودمان، تصویری غیرسیاسی از زندگی روزمره ایرانیان و فرهنگ‌مان برای غیرایرانی‌ها و مردم عادی که خوراکی جز تلویزیون ندارند ارائه دهیم.
او تاکید می‌کند: هرکسی که با ایده ما موافق است و میخواهد قدمی بردارد، خوشحال میشویم که با ما همراه شود. حتی دوست ارمنی‌ام گفت که می‌خواهد داستان‌های ناگفته ارمنی را راه بیاندازد. چراکه نه؟ برای رسیدن به صلحی دائمی، قبل از هرچیز ما مردم عادی جهان باید بهتر همدیگر را بشناسیم، تصویر بااحترام و درست‌تری از هم داشته باشیم و سپس با کمک هم و دست به دست هم دنیا را تغییر دهیم...


چاپ