گردشگری، صنعتی که از آن غافل هستیم

گردشگری یک صنعت است و اقتصاد بسیاری از کشورهای جهان برپایه این صنعت بنا شده است. تمام شهرهای کشور ما از مزیت‌ها و ظرفیت‌های لازم برای توسعه گردشگری برخوردارند و به همین واسطه هم حوزه‌های گوناگون گردشگری در ایران دنبال می‌شود.

این درحالی است که همچنان درآمد ایران از این منبع مهم و کلان اقتصادی، ناچیز است و راه طولانی برای توسعه گردشگری پیش‌رو داریم. گردشگری مذهبی، فرهنگی، میراثی، بومگردی، طبیعت‌گردی، تجاری و بخش‌هایی کمتر شناخته‌شده از جمله گردشگری ادبی و غذایی از شاخه‌های گردشگری هستند که به‌راحتی در ایران قابلیت اجرا شدن دارند. در این بین گردشگری فرهنگی را شاید بتوان یکی از مهم‌ترین شاخه‌های گردشگری ایران خواند که در میان گردشگرهای خارجی از اقبال بالایی برخوردار است. برای توسعه این دست از شاخه‌های گردشگری علاوه بر بسترسازی‌هایی که برعهده دولت است، وظایفی متوجه فعالان بخش‌خصوصی این حوزه است.
 صمت در این شماره که به مناسبت روز ملی صنعت و معدن منتشر می‌شود، به برخی از کاستی‌های صنعت گردشگری برای بازاریابی و جلب گردشگران خارجی پرداخته و نظر برخی از کارشناسان این حوزه را جمع‌آوری کرده است.


تربیت راهنمایان گردشگری با اطلاع


علیرضا حاجی‌اشرفی، فعال گردشگری: با وجود ظرفیت بالایی که در حوزه تورلیدری یا راهنمای گردشگری در اشتغالزایی دارد، هنوز در آموزش آنها مشکل داریم. از سوی دیگر، راهنمایان غیرمجاز و بی‌تخصص نیز به این بازار وارد شده‌اند و علاوه بر اینکه خود به‌دلیل بی‌اطلاعی از ظرفیت‌های موجود در صنعت گردشگری نمی‌توانند درآمد پایداری برای خود ایجاد کنند، به گردشگران و صنعت گردشگری ایران نیز ضربه می‌زنند. 

ابتدایی‌ترین نیاز گردشگرانی که به تماشای میراث‌فرهنگی، مکان‌های تاریخی و حتی صنایع‌دستی یک ملت می‌روند، می‌خواهند از خدماتی استفاده کنند، این است که راهنمایی در کنار خود داشته باشند تا اطلاعاتی جزئی به آنها ارائه دهد. با این حال، ایران از وجود راهنمایان با مهارت بالا در این عرصه کم‌بهره است. 
موسسه‌هایی برای آموزش راهنمایان گردشگری وجود دارد که اگرچه عملکرد آنها رضایت‌بخش نیست، اما به قول معروف کسب‌وکارشان سکه است! 

برخی از این موسسه‌ها در آموزش بسیار ضعیف و ناتوان هستند و یکی از ایرادهایی که می‌توان به آنها گرفت این است که موسسه‌های گردشگری هیچ‌کدام به معنای واقعی کلمه پژوهشگر نیستند و اطلاعات ناقصی را بین خود رد و بدل می‌کنند. 
معضل دومی که با این موسسه‌های داریم این است که تعدادی از افراد بدون گذراندن دوره آموزشی از این موسسه‌های مدرک دریافت می‌کنند و به‌عنوان نقال و پرده‌خوان میراث باستانی پا به عرصه گردشگری می‌گذارند.
تحلیل عملکرد این موسسه‌ها در نحوه آموزش نیز موضوع مهم دیگری است. در حالی که دوره آموزش راهنمایان گردشگری در کشوری مانند آلمان دو سال است اما در ایران این دوره‌ها ۳ماهه برگزار می‌شود. 

راهنمایان ما برای آموزش به تور خارج از کشور نمی‌روند و اصول درستی هم برای آموزش در داخل کشور وجود ندارد. چنین است که راهنماهای گردشگری ایران به‌درستی آموزش نمی‌بینند. به‌طوری که در سطح کشور کمتر از ۲۰ راهنمای با تجربه و مهارت کافی داریم. از مهارت‌های ایشان این است که، این افراد به چندین زبان دنیا آشنا هستند. با این حال، سایر راهنمایان گردشگری چنگی به دل نمی‌زنند. 

 راهنمایان گزدشگری و تورلیدرها باید در قالب راهنمایان درجه یک، دو و سه دسته‌بندی شوند تا راهنمایان تازه‌کار، در کنار راهنمایان درجه یک مهارت بیاموزند. هنر راهنمایان گردشگری این است که گردشگران را وارد ایران کنند تا سوغات محلی و صنایع‌دستی ما به فروش رفته و به این ترتیب شغل ایجاد شود. 
روشن است گردشگرانی که به تماشای میراث‌فرهنگی، مکان‌های تاریخی و حتی صنایع‌دستی یک ملت می‌روند، نیاز دارند راهنمایانی که بی‌شباهت به پرده‌خوانان شاهنامه نیستند را در کنار خود داشته باشند تا از کم و کیف آن اثر، پدیده یا خدمات مطلع شوند اما نقالی و پرده‌خوانی میراث‌فرهنگی و دیگر خدمات و پدیده‌های گردشگرپذیر، گویا متولی صالحی ندارد.


جای خالی تبلیغات گردشگری


مصطفی سروی، عضو انجمن دفاتر سفر هوایی گردشگری و زیارتی استان تهران: صنعت گردشگری یکی از مهم‌ترین منابع درآمدزایی هر کشوری است، این صنعت به‌عنوان یک فرصت برای ایجاد اشتغال شناخته می‌شود که نقش قابل‌توجهی در استفاده از سرمایه‌های اجتماعی و فرهنگی و عرضه آن به دیگر کشورها دارد. صنعت گردشگری تنها محدود به گردشگران نمی‌شود، بلکه افرادی را که به هر دلیلی از کشوری به کشور دیگر یا از شهری به شهر دیگر سفر می‌کنند هم دربر می‌گیرد. 
بسیاری از گردشگرانی که برای نخستین‌بار به ایران می‌آیند، در همان ایام سفر متوجه می‌شوند این سرزمین چیزی نیست که رسانه‌های غربی در تصورات ذهنی آنها به‌وجود آورده بودند. 

همین امر موجب می‌شود بسیاری از این گردشگران در بازگشت به سرزمین خود به‌صورت چهره‌به‌چهره شروع به تبلیغ جاذبه‌های ایران و جذب گردشگر برای سفر به این کشور کنند. بسیاری دیگر در فضای مجازی و در صفحات شخصی خود اقدام به انتشار تصاویری از سفرهای جذاب خود به گوشه‌وکنار کشور می‌کنند.

 این در حالی است که تقریبا برنامه مدونی برای ارائه گسترده تبلیغات خاص برای جذب گردشگر به ایران دیده نمی‌شود. تبلیغات همواره به‌عنوان یکی از استراتژی‌های بازاریابی و ابزارهای مهم موفقیت در هر شغل یا صنعتی محسوب می‌شود. بسیاری از صنایع تلاش می‌کنند تا به‌وسیله تبلیغات جایگاه خود را در بازار حفظ و به حیات خود ادامه دهند. تبلیغات حرفه‌ای در صنعت گردشگری نیز به منظور حفظ ارزش‌های فرهنگی بسیار حائز اهمیت است.
بسیاری از کشورها با استفاده از تبلیغات به‌شدت تلاش می‌کنند که ایران را کشوری ناامن و بی‌ثبات معرفی کنند.

زمانی که بی‌ثباتی ارزدر کشور اتفاق افتاد، مشکلات زیادی گریبانگیر ما شد، از جمله اینکه هم‌اکنون در زمینه تبلیغات گردشگری از کمک دولت برخوردار نیستیم و بسیاری از نمایشگاه‌هایی هم که در زمینه صنعت گردشگری برگزار می‌شود با کمک بخش خصوصی است. گذشته از داستان این چند ماه کرونا و تاثیرش بر صنعت گردشگری، کشور ترکیه یک‌ونیم برابر پول نفت ایران از گردشگری سهم می‌برد. چراکه ما هیچ ارزش افزوده‌ای نداریم و در زمینه توسعه صنعت گردشگری هیچ‌گونه تبلیغات مفید و موثری انجام نداده‌ایم. کل تبلیغات کشور ما برگزاری نمایشگاه‌هایی شده که بیشتر روزها ویژه متخصصان است و مردم عادی از آن به‌خوبی بازدید نمی‌کنند. 

باید با استفاده از فناوری‌های جدیدی که در دنیا وجود دارد، در زمینه تبلیغات ورود کنیم. در راستای توسعه صنعت گردشگری موضوعات زیادی از جمله مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، امنیتی، فرهنگی و تبلیغات حائز اهمیت است. امنیت کشور ایران تاکنون به همه گردشگران ثابت شده، اما از لحاظ اقتصادی افزایش ارز تا حدودی روی بخشی از افزایش گردشگری تأثیرگذار بوده است. گردشگری ایران فرهنگی است، به همین دلیل برای توسعه آن باید فاکتورهای زیادی مورد توجه قرار گیرد.

ایران در زمینه جذب گردشگر باید از هر فرصتی استفاده کند، به‌طور مثال، زمانی که بحث تنش بین روسیه و ترکیه اتفاق افتاد و گردشگران روسی به نحوی از سفر به ترکیه منع شدند، ما بسیار خوشحال بودیم که گردشگران به سمت ایران بیایند، اما این‌گونه نشد. همچنین در بهار عربی و مشکلاتی که برای کشورهای عربی ایجاد شد و امنیت آنها به مخاطره افتاد، بسیاری از مسئولان فکر می‌کردند این موضوع می‌تواند به نفع ایران باشد، اما کشور ما نتوانست از این فرصت در زمینه جذب گردشگر به ایران استفاده کند. اگر به‌دنبال تبلیغات برای کشور هستیم، باید برای توده مردم دیگر کشورها انجام دهیم، ما بازار هدف داریم، اما باید با اولویت‌بندی در اغلب کشورها و با استفاده از تولید محتوای مفید، تولید فیلم‌های کوتاه و همچنین رسانه‌های جمعی نسبت‌به جذب گردشگر اقدام کنیم.


گردشگر خارجی، تهدید فرهنگی نیست


محمد انصاری‌نیا، عضو انجمن بین‌المللی توسعه فرهنگ، هنر و گردشگری:  پیش‌ترها ورود گردشگر خارجی را مساوی با پیش آمدن مشکلات فرهنگی می‌دانستند.
 این نگاه هنوز هم در برخی شهرها و در بعضی شرایط وجود دارد، اما این بهانه‌ای بیش نیست. تعامل فرهنگی بین کشورها فرصتی است که می‌تواند با توسعه صنعت گردشگری پیش 
بیاید. 
ممکن است گردشگران خارجی از برخی فرهنگ‌های ما الگویی بگیرند و گاهی هم ما ایرانی‌ها چه در اثر میزبانی از آنها در ایران و چه با سفر به کشور آنها، از آنها الگوبرداری کنیم. 
 نه‌تنها تعامل میان گردشگران ایرانی و خارجی عامل نامطلوبی نیست، بلکه اگر آگاهانه عمل کنیم می‌تواند به رشد و توسعه هر دو کشور کمک کند. 
جاهایی ما مسیر را اشتباه می‌رویم و نمی‌خواهیم قبول کنیم در دهکده جهانی، همه باید با هم در تعامل باشیم تا بتوانیم از یکدیگر الگوبرداری کنیم. این یک واقعیت است که ما به بهانه قدمتی که داریم زیر بار تغییرات نمی‌رویم. 
همیشه کشورهایی که بیش از اندازه به قدمت خود توجه کرده‌اند، دچار این مشکلات شده‌اند. در حالی که اگر در تعامل با کشورهای اروپایی و کشورهای پیشرفته باشیم می‌توانیم از آنها الگو بگیریم و البته همان‌گونه که گفته شد، در برخی موارد، الگوهایی برای آنها باشیم.


پورتال جامع گردشگری نداریم


محمد پناهی، عضو انجمن گردشگری سلامت ایران: در حوزه گردشگری چند مشکل اصلی وجود دارد که نداشتن پورتال جامع گردشگری یکی از مهم‌ترین آنهاست. به‌عنوان نمونه، یکی از شاخه‌های درآمدهای گردشگری در جهان گردشگری سلامت است که اتفاقا ایران نیز از ظرفیت بالایی در این حوزه برخوردار است. نداشتن پورتال جامع گردشگری سلامت، عدم‌تعریف صحیح از دهکده سلامت، مکانیسم درست انتقال بیمار از کشورهای دیگر و نداشتن شرکت‌های تخصصی در زمینه گردشگری سلامت از کاستی‌هایی است که مانع از دستیابی به موفقیت در این حوزه می‌شود. 
همچنین یکی از اولویت‌های برنامه ششم توسعه توجه به بخش گردشگری است که براساس آن می‌توانیم حوزه درمان، بالندگی و توسعه در این زمینه را گسترش دهیم، زیرا گردشگری سلامت و زیرمجموعه‌های آن سبب تحول در اقتصاد گردشگری می‌شود. 
 باتوجه به اینکه صنعت گردشگری صنعتی درآمدزا برای کشور بوده و گردشگری سلامت به سه بخش گردشگری پزشکی، گردشگری طبیعت درمانی و گردشگری تندرستی تقسیم شده است.از سوی دیگر، برخی از شهرهای ایران قابلیت تبدیل شدن به شاهراه ارتباطی گردشگری بین استان‌ها را دارند. در این صورت چند شهر و مرکز استان زنجیروار می‌توانند از مزیت گردشگری یک منطقه برخوردار شوند.

 


عملکرد ضعیف در اطلاع‌رسانی


علی صدرنیا، عضو جامعه راهنمایان ایرانگردی و جهانگردی: به‌طور کلی، برای ورود گردشگران خارجی به ایران باید با کارگزاران مقیم کشورهای مبدأ ارتباط برقرار کرده و از طریق آنها اقدام به جذب گردشگران خارجی کنند. 

کارگزاران و آژانس‌های گردشگری دیگر کشورها نیز مانند ایران یا خروجی‌کار هستند یا در هر دو زمینه گردشگری ورودی و خروجی فعالیت می‌کنند، اما شرط آنها برای جذب گردشگران آن نیست که ما هم در مقابل برای این آژانس‌ها گردشگر ارسال کنیم و شیوه جذب گردشگران این‌گونه نیست. به‌طور کلی، صنعت گردشگری متاثر از عوامل متعددی است و اینکه گردشگران ایرانی به بسیاری از کشورهای خارجی سفر می‌کنند، اما گردشگران آن کشورها تمایلی به سفر به ایران ندارند، به‌دلیل نبود شناخت کافی مردم دیگر کشورها از ایران است و این یعنی متاسفانه در حوزه تبلیغات و اطلاع‌رسانی درباره کشورمان کم‌کاری کرده‌ایم. 
بسیاری از جوانان اروپایی و امریکایی شناختی از ایران ندارند؛ آنها ایران را به‌نام پرشیا می‌شناسند و در کتاب‌های تاریخ از کشورمان با نام پرشیا یاد شده است. در طول تاریخ نام کشور تغییر کرده و ما به گردشگران جهانی عنوان نکرده‌ایم که مقصود از ایران همان پرشیاست. 
 یکی دیگر از مشکلات ایران آن است که تبلیغات منفی علیه کشورمان زیاد است؛ بنابراین باید در زمینه تبلیغات بهتر و بیشتر فعالیت کنیم. متاسفانه برخی رسانه‌های بین‌المللی در حال ترویج ایران‌هراسی هستند و اگر مدیران و دولتمردان کشور اقدامی برای اطلاع‌رسانی و تبلیغات درباره ایران و امنیت آن انجام ندهند، کشورمان در ذهن گردشگران خارجی به‌عنوان مقصدی ناامن و نامناسب برای سفر تلقی می‌شود. 
این تفکر که تمامی مردم کشورهای اروپایی و امریکایی تمایل به سفرهای خارجی دارند نیز درست نیست. به‌طور نمونه، درصد کمی از مردم امریکا گذرنامه دارند؛ بنابراین مردم برخی کشورها با وجود تصویر مثبت و توسعه‌یافته‌ای که دارند، چندان گرایشی به سفرهای خارجی به‌ویژه در مقاصد دوردست ندارند. 
یکی دیگر از راه‌های جذب گردشگری تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی به زبان‌های بین‌المللی است. همچنین می‌توان در شبکه‌های خبری خارجی و بین‌المللی تیزرهای تبلیغاتی درباره گردشگری ایران بسازیم یا اینکه از شبکه‌ها و مستندسازان مطرح دنیا دعوت کنیم تا از جاذبه‌های گردشگری کشور مستندهای گردشگری بسازند.


چاپ