«سلامت جامعه» به سود یا زیان ما؟!

تولیدکننده‌ای با گلایه به من می‌گفت، محصولی ارائه کرده‌ام که به سلامت جامعه کمک می‌کند، اما مافیای محصول مضر، مانع از بازارسازی محصول من می‌شود و در مقابل می‌دانم مشتریان آلمانی‌ام به‌دنبال کشف فرمول محصول من هستند.

گاهی کفشی تولید می‌کنیم که به پای آنها آسیب جدی می‌زند، مرغ، گوشت، کالباس، سوسیس، نوشابه، پفک و حتی کمپوتی دست‌شان می‌دهیم که یا فاسد است، یا آلودگی‌هایی در خود دارد.
 در پخت‌وپز رستوران‌ها غذای به مشتری می‌دهیم که ساعت‌های بعد را با دل‌درد پشت سر می‌گذارد.
 لباسی بر تن او می‌کنیم که در آلوده‌ترین شرایط دوخته یا پارچه آن از بدترین الیاف تولید شده است.
در مقابل کسانی هم هستند که تمام عمرشان را صرف نجات و دفاع از سلامت جامعه کرده‌اند.
اکتشاف عصاره‌ای خاص به‌جای شکر، دارویی منحصربه فرد برای بیماری‌های خاص، خلق غذاهای سلامت‌محور، ساخت ساختمان‌های بهداشتی و دارای ایمنی برای تولید‌کنندگان و نجات آنها از کارگاه‌های آلوده، بازرسانی که به هر گوشه و کناری سر می‌زنند و با لحن بد و رفتارهای خشونت‌بار متخلفان روبه‌رو می‌شوند و... همه و همه این‌ها از سلامت جامعه دفاع می‌کنند.
 به نظر بیشتر شبیه به‌نوعی فداکاری و از جان‌گذشتگی است. باید از همه چیز گذشت تا در مقابل آنها که از خسران مردم سود می‌برند، ایستاد و به ستوه‌شان آورد؛ تسلیم‌شان کرد و کنارشان زد. حالا بیاییم جمع‌بندی کنیم. واقعا کجای کاریم؟ چند نفر از ما خود را مقابل سلامت، جسم و روان جامعه مسئول می‌دانیم؟ چقدر در کار خود دقت می‌کنیم تا محصول یا خدماتی که به مردم شهر و کشورمان ارائه می‌دهیم ضامن سلامت آنها باشد؟ روز خبرنگار است بد نیست تلنگری به خودمان بزنیم، اگر یک خبرنگاریم تا چه حد در انتخاب تیتر‌ها و سوژه‌های خبری مراعات سلامت روان جامعه را می‌کنیم؟ بدون پژوهش کافی از مضرات یا سودمندی محصولات تراریخته می‌نویسیم و... همه باید در هر جایگاهی که هستیم به سلامت جامعه بیشتر احترام بگذاریم.

مژده پورزکی - روزنامه‌نگار




چاپ