بازاریابی فرش با معرفی نقش‌ها

سال‌هاست هر نهادی می‌خواهد اشتغالزایی کند بی‌هیچ تفکر و تردیدی به سراغ رشته فرشبافی می‌رود.

سازمان ملی فرش، خیرانی که از زنان سرپرست خانوار حمایت می‌کنند، شوراهای محلی شهر و... این‌گونه نهاد‌ها بسیارند. ابتدا به زنان قالیبافی می‌آموزند و سپس مواد اولیه تولید در اختیارشان می‌گذارند و آنها را تشویق به تولید می‌کنند. در نهایت اما وقتی در شهر به خانه همسایه یا فامیل و بستگان می‌رویم یا اینکه مشغول خرید لوازم خانگی برای منزل شخصی خودمان می‌شویم می‌بینیم که فرش شدن تمام نقاط چهار دیواری دیگر برای‌مان اهمیت ندارد و به بیان صریح‌تر، فرش نشدن خانه را باکلاس می‌دانیم.
این همه آنچه در تقاضا اتفاق می‌افتد، نیست. گاهی خانواده‌ها نیازمند فرشی هستند که زیر کمد و تخت نرود و در واقع قصد خرید فرش مستطیل یا دایره شکل نیستند. آنها می‌خواهند سفارش بافت در ابعاد و اندازه‌های گوناگون بدهند، اما خبری از شرکت واسطه‌ای که دست مشتری را در دستان بافندگان فرش بگذارد، نیست. به این ترتیب حجم زیادی از فرش‌ها بافته شده در صف خرید خریداران می‌مانند. حال اینکه قالیبافان باید پیش از اقدام به تولید و بافتن فرش، بازاریابی کنند.
در چند سال گذشته به موجب کاهش سطح آب در روستاها، بسیاری از اهالی این مناطق تلاش کرده‌اند قالیبافی را جایگزین کشاورزی کنند و حالا شاهد ورود جوانان و نوجوانان به عرصه قالیبافی هستیم، اما خبری از بازاریابی نیست.
البته رسانه ملی تبلیغاتی درباره فروشگاه‌های فرش پخش می‌کند اما در این تبلیغات توجهی به معرفی گل‌ها و طرح‌ها و پرداختن به پیشینه آنها نمی‌شود. هر کدام از گل‌های قالی قصه‌ای دارند که متولیان فرش در ایران و جهان قدر آنها را می‌دانند اما آنها که قرار است پا بر این نقش بکوبند و سال‌ها روی آن راه بروند، هیچ از این نقش‌ها نمی‌دانند. نقش‌هایی که گاه ثبت ملی یا بین‌المللی می‌شوند هیچ ارزشی برای مصرف‌کننده ندارند چراکه مصرف‌کننده از راز آنها با خبر نیست؛ از این‌رو شایسته و بایسته است پیش از فروش هر کدام از فرش‌ها با نقش‌هایی که آن را به سفارش‌دهنده معرفی می‌کنیم، بازاریابی‌ برای آنها را جدی بگیریم.
مژده پورزکی / روزنامه‌نگار


چاپ