گردشگری
توسعه گردشگری در گفت‌وگو با عضو انجمن علمی گردشگری ایران

حوزه‌های صنعت گردشگری در ایران بسیار وسیع است

بهروز مهدیزاده: غلامحسین کریمی، عضو انجمن علمی گردشگری ایران، مدرس دانشگاه و پژوهشگر رشته جهانگردی، فوق‌لیسانس برنامه‌ریزی گردشگری است و دکترایش را در رشته جغرافیای اقتصاد جهانگردی می‌گیرد.

او یکی از فعالان جوان اما پرکار صنعت جهانگردی است که تحقیقات فراوانی در این حوزه دارد. با او درباره توانایی‌های ایران در حوزه گردشگری و چگونگی تبدیل ایران به یکی از قطب‌های گردشگری منطقه گفت‌وگو کردیم.

ایران در چه حوزه‌هایی توانایی جذب گردشگر خارجی را دارد؟
اگر به‌طور تخصصی و با لحاظ شرایط بخواهم جمع‌بندی کنم باید بگویم که ظرفیت‌های تاریخی و طبیعی و مذهبی و نیز گردشگری سلامت به‌طور محدود در حوزه گردشگری از موقعیت ممتازی برخوردار هستند. مثلا موقعیت اماکن مذهبی، کشورمان را می‌تواند به‌عنوان قطب گردشگری مذهبی شیعیان در دنیا تبدیل نماید و یا در حوزه توریسم سلامت نیز به لحاظ توانمندی‌های بخش پزشکی در استان‌های آذربایجان شرقی، فارس و مشهد و تهران و پایین بودن هزینه‌های درمانی یک مزیت فوق‌العاده‌ای را ایجاد کرده است. همچنین کشور ایران با بهره‌گیری از سوابق تاریخی و فرهنگی و ویژگی‌های طبیعی خود توان توریستی قابل‌توجهی را داراست. آثار تاریخی بازمانده از دوره‌های مختلف استقرار انسان در فلات ایران به‌موازات چشم‌اندازهای طبیعی متنوع ساحلی، کوهستانی، بیابانی و کویری در آمیزش و ترکیبی هماهنگ با بناهای تاریخی میراث‌های فرهنگی مجموعه‌ای از انگیزه‌های گوناگون را برای دیدار از ایران فراهم می‌سازند. با این حساب ایران ظرفیت بسیار بالایی را در جاذبه تاریخی داراست.

گفتید که ایران می‌تواند به قطب گردشگری مذهبی دنیای شیعه تبدیل شود. ایران اکنون تا رسیدن به چنین موقعیتی چقدر فاصله دارد؟
بدون تردید یکی از مهم‌ترین فرصت‌های گردشگری مذهبی کشورمان موقعیت جغرافیایی شیعیان است. با نگاهی به نقشه جغرافیایی تشیع مشخص می‌شود که ایران در قلب قلمروهای شیعی جهان قرارگرفته است و پیرامونی‌های شیعه بسان لایه‌هایی آن را احاطه کرده‌اند. از دید جغرافیایی، ایران یکی از وسیع‌ترین و پرجمعیت‌ترین کشورهای منطقه است که با موقعیتی منحصربه‌فرد بین دریای خزر و خلیج‌فارس قرارگرفته است.
بنابراین می‌تواند به یک مقصد مهم برای شیعیان تبدیل شود. کشور ما می‌تواند یک مقصد مهم گردشگری برای عراق، آذربایجان، بحرین، عربستان سعودی، افغانستان، پاکستان باشد. درواقع ما به‌طور بالقوه یک بازار هدف ۳۰۰ میلیون نفری شیعیان را داریم. اگر فقط ۱۰درصد این جمعیت سالانه وارد کشورمان شود یک فرصت خوب اقتصادی ایجاد می‌شود. چنین ظرفیتی در کشورمان به‌صورت گسترده‌ای وجود دارد که در صورت مدیریت اصولی و علمی پذیرای زائران شیعه باشد تا این گروه بتوانند با آرامش خاطر و به‌دوراز تعصبات مذهبی هم به گردشگری مذهبی و زیارت پرداخته و هم زمینه دیگر انواع گردشگری برایشان فراهم شود. درواقع تشابه مذهبی ـ فرهنگی به‌عنوان عاملی بسیار مهم برای جذب گردشگران شیعه در نظر گرفته‌شده و کشور ما نیز می‌تواند با تبلیغات و بازاریابی مناسب در بازارهای هدف گردشگری در مناطق شیعه‌نشین منطقه و در مراکز اسلامی – شیعی سراسر دنیا، سهم مناسبی از این بازار را در اختیار خود گیرد. اما هنوز برنامه مدون و جامعی برای این موضوع نداریم و فاصله جدی با جایگاه واقعی گردشگری مذهبی داریم. لذا به نظرم قبل از هر اقدامی باید طرح جامع گردشگری مذهبی با تاکید بر کشورهای همسایه شیعه تدوین شود سپس هدف‌گذاری لازم با توجه به ظرفیت‌ها و فرصت‌ها به‌طور راهبردی تعیین و الزامات این طرح شامل تبلیغات و بازاریابی، حقوقی، سیاسی، خدمات ترانسفر و تامین زیرساخت‌های لازم در طول برنامه کوتاه‌مدت فراهم شود.
البته بسیاری از روش‌های بازاریابی مستلزم همکاری بخش‌های دولتی و خصوصی و هماهنگی بین این دوبخش است و در بسیاری موارد در صورت نبود حمایت‌های دولتی امکان فعالیت‌های بازاریابی وجود نخواهد داشت. بنابراین بخش دولتی از طریق سازمان‌های میراث فرهنگی و گردشگری، حج و زیارت، اوقاف و امور خیریه و وزارت امور خارجه می‌تواند ضمن انجام فعالیت‌های نظارتی و رایزنی‌های سیاسی و فرهنگی، به توسعه زیرساخت‌های لازم برای توسعه گردشگری شیعه و گردشگری مذهبی بپردازد، زیرا با توجه به شیعی و اسلامی بودن کشورمان ظرفیت‌های گسترده‌ای در جهت گسترش انبوه این نوع گردشگری در ایران وجود دارد. بخش خصوصی کشور نیز باید توجه ویژه‌ای را معطوف به برندسازی در این زمینه نماید و با گسترش فعالیت‌های خود به کشف و رمزگشایی از بازار بکر و پرمنفعت گردشگری شیعه اقدام کند.

ایران باتوجه به شرایط فرهنگی آیا می‌تواند تبدیل به قطب گردشگری تفریحی شود؟
شرایط فرهنگی کشورها همواره اثرات مثبت و منفی روی گردشگری دارند. گردشگری تفریحی نیز به‌طور خاص از الگوهای فرهنگی و هنجارهای هر کشور تبعیت می‌کند. به‌عنوان‌مثال بخش عمده‌ای از صنعت گردشگری در ترکیه مربوط به گردشگری تفریحی با استانداردهای غربی است که نظیر آن در منطقه توریستی آنتالیا به‌خوبی مشخص است، اما بی‌شک چنین برنامه‌هایی که دلیل اصلی پیشرفت صنعت گردشگری ترکیه بوده به علت مغایرت‌های فرهنگی ما نمی‌تواند در ایران اجرا شود. اما باید دانست که می‌توان برای توسعه گردشگری تفریحی در ایران الگوی جدید ایرانی ـ اسلامی را پیشنهاد داد که نه‌تنها با محدودیتی روبه‌رو نیست بلکه از تمام ظرفیت‌های بالقوه موجود در کشور نیز استفاده می‌شود. در حقیقت این الگو که بر اساس ظرفیت‌های بومی کشور و برآمده از یک نیاز درون جامعه‌ای از صنعت گردشگری است می‌تواند راهکار بسیار مناسبی برای پیشرفت این صنعت در کشور باشد.
گردشگری تاریخی محدودیت‌های گردشگری تفریحی را برای گردشگران خارجی ندارد. چرا در این حوزه باتوجه به توانایی‌های بالایمان به موفقیت چندانی نرسیده‌ایم؟
 به‌طورکلی در تمام سلایق و علایق گردشگری کشورمان اغلب مشکلات یا موانع از یک جنس بوده. قطعا اگر موانع گردشگری تاریخی مرتفع بشود مشکلات سایر حوزه‌ها نیز تقریبا حل خواهد شد. نبود یک برنامه جامع و استراتژیک و همچنین مشخص نبودن هدف‌ها و سیاست‌های گردشگری در قالب یک برنامه اجرایی، تامین زیرساخت‌های گردشگری، ضعف اطلاع‌رسانی و بازاریابی، ضعف مدیریت و همچنین غفلت از نقش رایزنان گردشگری ایران در سفارتخانه‌ها و نبود تحرک و نقش‌آفرینی سفرای کشورمان در کشورهای هدف یا نادیده گرفتن نقش ایرانیان مقیم کشورهای خارجی در جذب گردشگران و استفاده نکردن از دیدگاه‌های بخش خصوصی، موانعی است که باید برداشته شود.

در گردشگری طبیعی و اکوتوریسم احترام به طبیعت و حفاظت از محیط زیست جایگاه ویژه‌ای دارد، اما می‌بینیم که در ایران مردم برای تفریح به طبیعت پناه می‌برند، اما با ریختن زباله احترامی به آن نمی‌گذارند. دلیلش چیست؟
کشور ایران از نظر جاذبه‌های اکوتوریسمی و تنوع اقلیمی نیز جزو ۵ کشور برتر دنیا است. با وجود قابلیت‌ها و ظرفیت‌های موجود در کشور وجود عواملی همچون عدم زیرساخت‌های مناسب طبیعت‌گردی، نبود شناخت نسبت به اکوتوریسم در ایران، کمبود متخصصان در امر اکوتوریسم، فقدان فرهنگ مناسب خاص طبیعت‌گردی که بعضی مواقع سبب تخریب و از بین رفتن چشم‌اندازهای طبیعی می‌شود و درنتیجه تبدیل‌شدن این مناظر به زباله‌دانی، نبود اطلاع‌رسانی در این زمینه توسط رسانه‌های دیداری و شنیداری و مطبوعات از چالش‌های مهم طبیعت‌گردی در کشورمان است.

چگونه می‌توان معضلاتی را که گفتید برطرف کرد؟
تدوین و اجرای برنامه جامع توسعه طبیعت‌گردی، تاکید بر حفاظت اکولوژیکی از اکوسیستم موردنیاز و جلب مشارکت مردم بومی و محلی در امر حفاظت، تربیت نیروی متخصص و فرهنگ‌سازی برای رفع معضلات فوق‌الذکر توصیه می‌شود. توسعه فعالیت‌های تفرجگاهی و گردشگری در عرصه‌های طبیعی با حفظ استانداردهای زیست‌محیطی و ایجاد سازوکارهایی برای بازگشت درآمد حاصل از اکوتوریسم به جوامع محلی و برنامه‌های حفاظت از منابع طبیعی نیز باید موردتوجه قرار گیرد.

چگونه می‌توانیم منابع طبیعی را به ارزش‌های اقتصادی تبدیل کنیم؟
باید توجه داشته باشیم که ارزش‌گذاری یک موضوع، مقوله ذهنی است و افراد جامعه، بنا به علایق خود و مطلوبیت‌ها موضوع را ارزش‌گذاری می‌کنند و تا حدودی نیز متغیر است. بنابراین برای تبدیل منابع طبیعی به ارزش‌های اقتصادی باید نگاه مشترک بین دستگاه‌های دولتی و بخش خصوصی ایجاد شود. متاسفانه تاکنون ارزش‌گذاری در منابع طبیعی، کمتر از حد واقعی بوده و این امر هنوز جایگاه خود را به‌درستی نیافته است. ازاین‌رو فهم علل ارزش‌گذاری کمتر از حد واقعی دارای اهمیت است. به‌هرحال ارزش‌های اقتصادی منابع طبیعی یکی از موضوعات بسیار مهم و حیاتی در اقتصاد کشورمان بوده و هست و خوشبختانه در قانون برنامه چهارم توسعه توجه ویژه‌ای شده است. در سایر قوانین جاری ایران اسلامی نیز با توجه به اهمیت منابع طبیعی برای حفاظت، احیا، توسعه و بهره‌برداری از این منابع و همچنین برخورد با متخلفان قوانینی مصوب و مستند در حال اجراست.

آیا ایران باتوجه به دستاوردهای پزشکی‌اش می‌تواند پذیرای بیماران کشورهای همسایه باشد و از این راه ارز وارد کشور شود؟
گردشگری پزشکی در کشور ما یکی از فرصت‌های طلایی ارزآوری است که در سال‌های اخیر موردتوجه کشورهای همسایه قرارگرفته و رابطه مستقیمی با سیاست‌های فرابخشی و بخشی دولت دارد. دولت می‌تواند با تشکیل شرکت‌های گردشگری سلامت توسط بخش خصوصی و بهبود روابط خارجی یا فعال‌سازی دیپلماسی گردشگری با سایر کشورها و تعدیل مقررات روادید که از سیاست‌های تاثیرگذار فرابخشی می‌باشند زمینه جذب گردشگران سلامت را فراهم نماید. همچنین سیاست‌های حوزه بهداشت و درمان، استانداردسازی و اعتباربخشی مراکز درمانی و پوشش‌های بیمه‌ای منطقه‌ای نیز بر شکل‌گیری بازار گردشگری پزشکی ایران تاثیر مثبتی دارد. وجود مراکز متعدد درمانی تخصصی و فوق‌تخصصی هزینه‌های به نسبت پایین، برخورداری از منابع طبیعی، نزدیکی به بازار عرب و تشابه فرهنگ و گویش با برخی کشورهای همجوار از جمله مزیت‌های کشور در زمینه جذب بیمار خارجی و توریست پزشکی است. ممکن است موانع و ضعف‌هایی نیز در بخش‌های درمانی و خدمات جنبی وجود داشته باشد، یا حضور رقبا در منطقه تهدید تلقی می‌شود، لیکن به‌صراحت می‌توان گفت سرمایه‌گذاری برای توسعه صادرات خدمات پزشکی، به‌ویژه جذب بیماران خارجی ازلحاظ اقتصادی بالاترین توجیه را داراست.

ایرانی‌ها برای خرید به کشورهایی مانند ترکیه و دوبی و تایلند می‌روند آیا ایران امکان تبدیل‌شدن به بازارهای آزاد در مناطق آزادش را دارد و می‌تواند تجار و گردشگران خریدار را از کشورهای همسایه شمالی و غیره به خودش جذب کند؟
به‌طورقطع یکی از راه‌های گسترش ارتباطات و توسعه کشورها و تعاملات میان آنها توسعه گردشگری از طریق مناطق آزاد است. در قالب کلی مناطق آزاد به بخشی از قلمرو یک کشور گفته می‌شود که در آن ورود و خروج کالاها، مسافر و خدمات بدون پرداخت عوارض گمرکی و به‌صورت آزاد انجام می‌پذیرد. کشورهای همسایه به دلیل موقعیت منطقه‌ای، اشتراکات مذهبی و فرهنگ خاص خود می‌توانند با گسترش گردشگری از این طریق باعث توسعه و پیشبرد اهداف اقتصادی فرهنگی و سیاسی گردند.
به‌طور مثال منطقه آزاد ارس در شمال غرب کشورمان با برخورداری از اشتراک مرزی با کشورهای همسایه و وجود خطوط ارتباطی با ترکیه و حوزه مدیترانه می‌تواند با برنامه‌ریزی اصولی و صحیح بخش عمده‌ای از متقاضیان سفر به ترکیه را جذب کند یا مناطق آزاد کیش و قشم با بهره‌گیری از مزیت مناطق ساحلی در زمینه حمل‌ونقل مستقیم و غیرمستقیم و به لحاظ قرار گرفتن در حوزه خلیج‌فارس و با دارا بودن سواحل عمیق، مستعد تبدیل‌شدن به بازار بزرگ متقاضیان گردشگری به کشورهای حاشیه خلیج‌فارس را دارد.

آیا امیدی به بهبود وضع گردشگری در ایران دارید؟
 این سوالی است که از دیدگاه‌های گوناگون پاسخ‌های مختلفی به همراه دارد. راه‌حل مشکلات و دشواری‌ها در آن است که به همه دیدگاه‌ها توجه شود و محدودیت‌های موجود از تمام ابعاد موردنظر قرار گیرد. برای مثال از ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... تا ان‌شاءالله مشکلات موجود از میان رفته و راه توسعه و رشد این صنعت هموار گردد. همانطور که قبلا هم اشاره کردم، توجه به چشم‌انداز ۲۰ ساله نظام در حوزه گردشگری و دیدگاه‌های دولت منتخب در این خصوص و نقش حاکمیتی سازمان‌های متولی با محوریت مدیریت متخصص و کارآمد در زمینه صنعت گردشگری می‌تواند بخشی از خلأهای گذشته را جبران کند. علی‌ایحال اگر بخواهیم به آمار موردنظر در چشم‌انداز ۲۰ساله درخصوص جذب ۲۰ میلیون نفر گردشگر در ۱۲ سال آینده برسیم، باید به‌طور حتم زیرساخت‌های موجود در این بخش آماده و فراهم شود.


چاپ