تجارت پوشاک در بازارهای موازی را بررسی می‌کند

از «کت واک» تا «شو خانگی»

نگار خسروی - گروه تجارت : هر روز به تعداد فروشگاه‌هایی که فروشنده لباس هستند افزوده می‌شود؛ تابلوهای رنگارنگ که با هوشمندانه‌ترین لوگوها روی سردر مغازه‌ها نصب شده‌اند.

ویترین‌های بزرگ؛ نورپردازی‌های جذاب... اما هرچه بیشتر به آنها نگاه کنید، بیشتر جای خالی تابلوهایی را احساس می‌کنید که نشان دهند فروشگاهی باشد که فقط محصولات داخلی می‌فروشند. به جز چند برند قدیمی که اغلب کیف و کفش می‌فروشند، هیچ خبری نیست. گاهی کیفیت پایین و در ادامه حذف از بازار داخلی، توجیه چنین روندی است که متاسفانه بازار پوشاک ایران در پیش گرفته است. در این میان پدیده‌ای نه چندان نو در بازار پوشاک قد علم کرده و رقیب اصلی تولیدات ایرانی شده است. این بنگاه‌های تازه تاسیس به تدریج نه تنها جای مغازه‌های خیابان‌ها را گرفته‌اند و از شر مالیات و... در امانند، بلکه شبیه شبکه‌هایی شده‌اند که هم بر تولیدات صنعت نساجی تاثیر گذاشته‌اند و هم صنف فروشندگان پوشاک را متضرر کرده‌اند.


پرده اول؛ خیابان آصف
زنگ طبقه سوم را فشار می‌دهیم؛ بعد از چند لحظه بدون جواب دادن آیفون در باز می‌شود. ساختمان مجللی است که لابی‌اش دوبرابر زمین بسکتبال است! برای پیدا کردن آسانسور گیج شده‌ایم که به کمک «لابی‌من» پیدایش می‌کنیم. هنوز آسانسور به طبقه سوم نرسیده است که صدای موسیقی را به صورت واضح می‌شنویم.
درب آسانسور دقیقا روبه‌روی درب ورودی واحد می‌ایستد (آسانسور خصوصی است! ). خانمی جلوی در خوشامدگویی می‌کند؛ از نوشیدنی‌هایی که روی سینی قرار گرفته است، تعارف می‌کند. از ما می‌خواهد چند لحظه‌ای را در سالن کوچکی منتظر بمانیم. چند لحظه به چند دقیقه تبدیل شده است. روبه‌روی مبل‌های چیده شده در سالن، تلویزیون بزرگی قرار گرفته است که مراسم شوی لباس‌های خارجی را پخش می‌کند. مراسمی که به اصطلاح «کت واک» می‌گویند.
بعد از ما چند نفر دیگه هم از راه می‌رسند؛ همان خانمی که در را برای‌مان باز کرد، به سمت سالن دیگری راهنمایی‌مان می‌کند. نام و نام‌خانوادگی و شماره کدی را که زمان رزرو وقت به ما داده شده است می‌پرسد و با فهرستی که در دست دارد چک می‌کند. بار دیگر قوانین را برای‌مان توضیح می‌دهد: ۱- استفاده از تلفن همراه ممنوع است. ۲- هرگونه عکسبرداری و فیلمبرداری ممنوع است. ۳- زمان شروع شو سکوت را رعایت کنید. ۴- قیمت پرسیدن را به بعد از تمام شدن برنامه موکول کنید.
چراغ‌ها کم‌کم خاموش می‌شوند؛ شکل نورپردازی تغییر می‌کند و نور بیشتر روی موکت باریکی که از وسط سالن رد شده است، می‌افتد. موزیک آرامی پخش می‌شود. نخستین مدل وارد می‌شود...
نزدیک به ۳۰ دقیقه از شروع مراسم گذشته است. باردیگر چراغ‌های سالن روشن می‌شود و خانمی که مسئول اصلی است از اتاق بیرون می‌آید. شکل میهمانی تغییر می‌کند. همه کسانی که برای تماشا آمده‌اند از صندلی‌های‌شان بلند می‌شوند و در مورد لباس‌هایی که دیده‌اند صحبت می‌کنند. میز بزرگی کنار دیوار گذاشته شده است که قیمت‌های لباس‌ها را که روی کاغذ نوشته‌اند را به مشتریان می‌دهد.
در همان نگاه اولی که همکارم به برگه قیمت‌ها می‌اندازد، خشک شدن لبخند روی لبانش را می‌توانم ببینم! با چشمان گردشده‌ای به من نگاه می‌کند و کاغذ را به دستم می‌دهد. توصیف قیمت‌ها لازم نیست فقط همین قدر که تصور پرداخت این پول‌ها برای این لباس‌ها! شبیه باخت تیم ملی برزیل در جام جهانی ۲۰۱۴ از آلمان آن هم با نتیجه ۱ - ۷ است!


پرده دوم؛ فلکه دوم صادقیه
روی بروشور نوشته شده: «بهترین لباس‌های ترک، بهترین کیفیت، بهترین قیمت». یکی از خیابان‌ها باریک منطقه که برای پارک کردن ماشین باید دست‌کم یک ربعی وقت بگذاریم. بعد از کلی دردسر پلاک ۱۴ را پیدا می‌کنیم. طبقه دوم ساختمان چهار طبقه‌ای است که ظاهرش توذوق آدم می‌زند. وارد خانه که می‌شویم، صاحبخانه می‌خواهد که کفش‌های‌مان را به داخل واحد بیاوریم که صدای همسایه‌ها از رفت و آمد بلند نشود! به اتاقی راهنمایی‌مان می‌کند که ته راهروی تاریکی قرار گرفته است. اتاق پر است از لباس‌هایی که روی همدیگر تلنبار شده است. به ما می‌گوید، با خیال راحت بگردید، کفش و کیف‌ها هم به خاطر کمبود جا گوشه سالن چیده شده است. مبل کوچکی در کنج اتاق است که رویش انواع و اقسام شلوارهای جین و کتان قرار گرفته؛ کنار آنها تی‌شرت‌های مردانه، زنانه و...
فقط ۲ رگال در اتاق وجود دارد که به آنها لباس‌های مجلسی یا به قولی لباس‌های شب آویزان شده است. صاحبخانه تاکید دارد در صورتی که قصد خریدشان را داریم، تن کنیم. چند تکه از لباس‌ها را که قیمت می‌کنیم، دست‌مان می‌آید که واقعا قیمت‌های‌شان مناسب است. کمی که می‌گذرد و مطمئن می‌شود قصد خرید داریم، سر درد دلش باز می‌شود. می‌گوید چند سالی می‌شود که برای امرار معاش شوی لباس می‌گذارد: «چند سال پیش برای تفریح به ترکیه رفته بودیم. وقتی تفاوت قیمت‌ها و جنس لباس‌ها را دیدم، تصمیم گرفتم که وارد این کار شوم. حالا سالی دو تا سه بار به همراه بچه‌هایم به ترکیه می‌رویم و لباس می‌آوریم.»
وقتی از او در مورد درآمدش می‌پرسیم می‌گوید که به‌حدی هست که زندگی خودش و ۳ دخترش را بگذراند. موقع خداحافظی ۲ شلوار جین (واقعا دوخت ترکیه است) چند لباس خانگی و یک کیف چرم می‌خرم همگی‌شان شده‌اند ۲۷۰ هزار تومان! 


دلار، مقابل لباس
هر ۲ گزارش در رابطه با فروش البسه در تجارت خانگی است؛ خروج دلار از کشور و در ازای وارد شدن البسه‌ای که یا ترک هستند یا اروپایی (برند).
تعداد این نوع فضای‌های کسب و کاری، آنقدر زیاد است که می‌شود گردش نقدینگی‌اش را موثر در تجارت دانست.
اینکه کمبود شغل سبب به‌وجود آمدن چنین بنگاه‌هایی شده است، بحثی است که باید به صورت کارشناسی به آن پرداخت اما آنچه در این گزارش مورد بررسی است تاثیری است که این دسته از تجارت بر تولیدات داخل می‌گذارد.
اینکه تولید پوشاک و صنعت نساجی در کجای نمودار بازار قرار گرفته و مهم‌تر از آن اینکه با وجود مزیت‌های بالقوه ایران در تولید محصولات نساجی و ارزش‌افزوده بالای این تولیدات، چه شده که بازار پوشاک ایران در سیطره برندهای خارجی قرار گرفته است، سوالی‌هایی که باید به پاسخ آنها رسید.
در این صورت می‌توان با برنامه‌ریزی صحیح و فرهنگ‌سازی مناسب گره تولید ایرانی و مصرف‌کننده ایرانی را باز کرد.


چاپ