بازار پر رونق فست فود و رستوران‌ها را بررسی می‌کند؛

پول هایی که برای این خوراکی‌ها خرج می‌شود

نگار خسروی- گروه تجارت: بوی‌شان که به مشام می‌رسد، هوش و حواس از سر می‌پرد. رنگ، شکل و طعم شان فراموش نشدنی است و هر چقدر هم که از مضر بودن شان مطلع باشیم، باز هم موقع دیدن شان دست و دل‌مان می‌لرزد.

باید خیلی قوی بود که موقع رد شدن از جلوی مغازه های‌شان، احساس گرسنگی نکنیم، حتی اگر آخرین وعده غذایی خورده شده ۱ ساعت پیش باشد!
قدمت حضور آن در سفره‌های‌ایرانی‌ها خیلی زیاد نیست. می‌توان گفت، تنها در ۱۰ سال توانسته‌اند وارد رژیم غذایی خانواده‌ها شوند اما در همین چند سال، پای ثابت حداقل ۵ وعده غذایی در هفته شده‌اند. شاید دلیلش به پر مشغله بودن افراد جامعه مربوط باشد، اینکه برای طبخ و آماده شدن‌شان نیازی نیست که چند ساعت در آشپزخانه وقت گذاشت و آنها را تهیه کرد اما قطعا اگر ذره‌ای از طعم شان به دل نمی‌نشست، هیچ وقت نمی‌توانستند عزیز دل شوند!
حالا همین «عزیزهای دل» تبدیل به فرصتی طلایی برای کسب و کار شده‌اند، اینکه در کشورهایی مثل‌ایران، نخستین تفریح جامعه «بیرون غذا» خوردن است، اصلی است که نمی‌شود کتمانش کرد. بالا بودن هزینه‌های تفریحاتی یا کمبود تعداد تفریحات این فرصت را به صنف خوراکی داده است که تا می‌توانند کسب و کارشان را رونق بدهند. البته باید به‌این نکته هم اشاره کرد که «ایرانی‌ها برای هر چه پول نداشته باشند، برای غذا پول دارند! »


خیابان‌های خوراکی
یک بار مسیر منزل تا محل کارتان را مرور کنید. از سر کوچه‌ای که وارد خیابان اصلی می‌شوید تا زمانی که وارد ساختمان محل کار شده‌اید، چند رستوران و اغذیه فروشی می‌بینید؟ قطعا تعدادشان کمتر از ۲ مغازه نیست. حالا خودتان محاسبه کنید که اگر در هر خیابان حداقل ۲ رستوران فعالیت کنند، در تهرانی که از چند میلیون کوچه و خیابان تشکیل شده است، چند رستوران وجود دارد؟ قطعا رقمش از چند ۱۰ میلیون می‌گذرد. حالا حساب کنید که اگر روزانه هر کدام ازاین رستوران‌ها نزدیک به ۱ میلیون تومان در ماه فروش داشته باشند (که قطعا بیش ازاین مقدار است) چه حجمی از نقدینگی دراین صنف رد و بدل می‌شود! حتی تصورش هم شگفت آور است!


افزودنی‌ای به نام ارزش افزوده
حالا بیاید ریز بینانه‌تر به این تجارت نگاه کنیم، خیابان پاسداران، از بیرون نمی‌شود داخل رستوران را دید، رنگ شیشه‌ها دودی است و نورپردازی سالن هم کم نور. جلوی در جمعیت زیادی‌ایستاده‌اند که اغلب‌شان جوان هستند. به خاطر شلوغی باید اسم و شماره همراه را بدهید تا به محض خالی شدن میز تماس بگیرند؛ حدود ۱ ربعی می‌شود که خبرمان می‌کند. گروه ما ۴ نفره است. منوی غذاها را جلوی‌مان می‌گذارند، سبک رستوران ایتالیایی است و منوی شان هم مملو از غذاهای فرنگی. محتویات غذا، جلوی نامش نوشته شده است. در اغلب شان راسته گوساله، فلفل دلمه‌ای، سس آلفردو مشترک است. ۲ پیتزا، ۱ برگر و ۱ پاستا انتخاب می‌کنیم، برای پیش غذا ۲ سالاد و ۴ نوشابه سفارش می‌دهیم. روی میز پر است از سس‌های مختلف که همگی شان خارجی هستند؛ بعد از ۱۰ دقیقه غذا آماده است و ۲۰ دقیقه‌ای هم طول می‌کشد تا غذایمان تمام شود.
صورتحساب را جلویمان می‌گذارد و کارتخوان بی‌سیم را هم روی میزمان می‌گذارد. قیمت غذا به همراه سالاد و نوشابه، ۱۰۸ هزار تومان شده است اما با ۲۰ درصد سرویس و مالیات بر ارزش افزوده، ۱۲۵ هزار تومان شده است.
بر اساس فرهنگ حسابگری‌ایرانی که همیشه در مکان‌های‌این چنینی، درآمد صاحب کار را حساب می‌کنیم! توانستیم تعداد مشتریان در طول ۳۰ دقیقه را حساب کنیم و در میانگین هزینه غذاها ضرب کنیم و به رقمی حدود ۱.۵ میلیون تومان برسیم.این رستوران از ساعت ۷.۳۰ شروع به کار می‌کند و تا ۱۲ شب سرویس می‌دهد، خودتان حساب کنید! ( رقمی حدود ۸.۳۰ تا ۹ میلیون تومان) آن هم در ۱ روز میان هفته!
فروش بالای رستوران ها، اگرچه ممکن است در بعضی از آنها به شبی ۲۰ میلیون هم برسد اما زمانی می‌شود درآمد آنها را به خوبی بررسی کرد که سود خالص ازاین فروش را دانست.
راسته گوساله هر کیلو حدود ۳۵۰۰۰ هزار تومان، سس آلفردو (هر کیلو با محاسبه مواد داخل آن) حدود ۱۰۰۰۰ هزار تومان، فلفل دلمه‌ای رنگی کیلویی ۲۰۰۰ تومان و...
با در نظر گرفتن مقدار ماده مورد استفاده و هزینه‌های آن، هر پیتزا کمتر از ۱۲ هزار تومان مواد اولیه احتیاج دارد که بااین اوصاف نزدیک به ۲۰ هزار تومان از قیمت فروخته شده، سود است. فارغ از هزینه‌های آشپز، خدمه و خرج‌های حاشیه‌ای، می‌شود گفت در ماه ۳۰ تا ۴۰ میلیون از درآمد خالص است. 


مالیات، پولی که باید پرداخت شود!
بر اساس قانون سازمان مالیاتی، رستوران‌های فعال در شهر بر اساس پارامترهای مختلف به ۳ گروه درجه ۱، ۲ و ۳ تقسیم بندی و براساس در آمدی که سالانه دارند، مشمول مالیات می‌شوند. برای مثال اگر رستورانی
در جه ۱ باشد باید ۱۸ درصد از مالیات سالانه اش را محاسبه کند. یعنی اگر رستورانی در سال ۱ میلیارد تومان درآمد داشته باشد، باید ۱۸۰ میلیون آن را به عنوان مالیات پرداخت کند. این مبلغ با قرار گرفتن در جداول مالیاتی (بند بعدی مشمولان مالیات) حدود ۵۰ درصد دیگر هم به آن اضافه می‌شود. ( بررسی‌این آمار و ارقام به دست سازمان صورت می‌گیرد.)


اصناف پررونق
با یک بررسی سطحی می‌توان گفت؛ تمام صنوف غذایی کشور، پررونق ترین صنوفی هستند که هر ثانیه میزان زیادی از نقدینگی کشور را جا به جا می‌کند.‌ این تجارت نه تنها درایران بلکه در کل جهان از موفق‌ترین تجارت‌هایی است که سال‌های زیادی توانسته حرف اول را در اقتصاد کشورها بزند.
 هر چنداین موفقیت‌ها در مقابل بین‌المللی و زنجیره‌ای شدن بعضی از رستوران‌های معروف، موفقیت‌های جزئی محسوب می‌شوند؛ چرا که بر اساس آماری که سال ۲۰۱۳ منتشر شد، نزدیک به ۲۳ درصد از تجارت غذایی کشور امریکا در دست این رستوران‌های زنجیره‌ای بوده است!


چاپ