در میزگرد صمت با حضور فعالان حوزه تولید و صادرات کفش مطرح شد

صادرات با ارج نهادن به تولید محقق می‌شود

فاطمه امیراحمدی: صنعت کفش در ایران قدمتی طولانی دارد. چکمه کشف شده همراه نخستین مرد نمکی در کشور، مربوط به ۴۰۰ سال پیش از میلاد مسیح(ع) است.

چکمه‌ای چرمی که فرم و شکل دوخت آن حکایت از تبحر کفاشان آن دوره دارد. اما چه شد که با وجود این پیشینه طولانی در صنعت کفش جایگاهی در بازار کفش جهان نداریم به‌طوری‌که ترکیه بسیار جلوتر از ما حرکت می‌کند.
 یکی از بازارهای بکری که صنعت کفش ایران در اختیار دارد بازار بزرگ روسیه است و سال‌هاست مدیران این صنعت در حال مذاکره برای راهیابی به این بازار هستند که البته هنوز هم در این زمینه راه به‌جایی نبرده‌اند.
 صمت در میزگردی با حضور علیرضا جعفری رئیس مرکز بازاریابی و فروش چرم و کفش ایران در روسیه، رضا دبیریان عضو هیات‌مدیره اتحادیه صنف کفاشان دست‌دوز تهران، محمد اسکندری تولیدکننده کفش دست‌دوز و روح‌الله هادوی‌نیا کارشناس و مشاور بازاریابی به واکاوی چرایی نبود چرخه صادرات در صنعت کفش پرداخته که در ادامه می‌خوانید.


تولید بدون صادرات، اهداف مورد نظر صنایع را تامین نمی‌کند. چرا ایران با وجود پیشینه چندین ساله نتوانسته در امر صادرات موفق عمل کند؟
علیرضا جعفری: هر کشوری به‌دنبال توسعه بازار خود برای درآمدزایی بیشتر است. در کشور ما هدف صدور مجوز و افزایش آمار در این حوزه است. روش و الگوی تولید در کشور ما غلط پی‌ریزی شده است. وقتی نانوایی در کشورهای اروپایی قرار است کار خود را شروع کند پیش از آن ۶ ماه تا یک سال دوره‌های منابع انسانی و مالی را می‌گذراند. در ایران وقتی فردی به‌واسطه اینکه سابقه‌ای در یک پست تخصصی داشته، می‌خواهد خط تولیدی راه‌اندازی کند، نخستین گام اشتباه برداشته می‌شود. ضمن آنکه در بدنه دولت به‌معنای واقعی در هر حوزه و صنعتی، کارشناس وجود ندارد. به این ترتیب همه در یک چرخه غلط می‌افتند و پیش می‌روند.
در کشورهای موفق تولیدکننده با آموزش دوره‌های مدیریت منابع مالی و انسانی در واقع از آخر، فعالیت خود را شروع می‌کند، در نتیجه هزینه‌های تولید و سربار کاهش می‌یابد و به‌دنبال آن دولت نیز از صنعتگر حمایت می‌کند.
تا زمانی که هدف صدور مجوز و بالا بردن آمار است و برای کمترین میزان تولید هم پروانه فعالیت صادر می‌شود درحالی‌که نباید اجازه داد تولید به این شیوه شروع شود، شاهد هزینه‌های سربار خواهیم بود. وقتی به‌عنوان بخش خصوصی از بخش دولتی مطالبه‌گری می‌کنیم، می‌گوییم چرا به ما وام نمی‌دهند. اگر وام هم داده شود به‌دلیل همان چرخه غلط معوق می‌شود، معوق که شد خانه و اموال فرد مصادر شده و در ادامه معضلات اجتماعی را دامن می‌زند. مشکلاتی که امروز کشور درگیر آنهاست.
 تولیدکننده ورشکست می‌شود چون با شیوه‌ای غلط شروع کرده است. به‌عنوان‌مثال، پیش‌تر خریدوفروش در بازار از جمله بازار کفش اعتباری بود و افراد با یک دسته چک فعالیت تولیدی خود را در کارگاهی شروع می‌کردند. دریک بازار اعتباری، بدهی روی بدهی انباشته و پس از ۱۰ سال تبدیل به یک معضل می‌شود. امروز که خریدوفروش نقدی شده مشکلات آن خود را نشان می‌دهند؛ بنابراین بسیاری از چرخه تولید و بازار حذف شده‌اند چون تولیدکننده، مسائل مالی را نمی‌داند در نتیجه نمی‌تواند محاسبه درستی از نرخ تمام‌شده محصولاتش داشته باشد؛ بنابراین تشکل‌ها و اتحادیه‌ها باید برای صدور مجوز سازکار قوی داشته باشند.
تولید ما نسبت به اندازه‌های جهانی ناچیز است و در این مقیاس نمی‌توانیم صادرات داشته باشیم و در کشورهای هدف بازاریابی کنیم. برخلاف اینکه همه معتقدند نرخ کفش در ایران ارزان است من می‌گوییم اتفاقا نرخ تمام‌شده کفش در ایران بسیار بالاست چون هزینه‌های تولید کفش در کشور بالاست. حتی تامین مواد اولیه هم نیاز به مدیریت و سازکار دارد تا در نهایت هزینه‌ها سرشکن شود. نرخ تمام‌شده پایین و کیفیت بالا رقابت را امکان‌پذیر و به رونق بازار داخل کمک می‌کند، علاوه بر این، بازار صادراتی محصول را توسعه می‌دهد. نمونه بارز آن ترکیه است که بخش صنعت آن در دوره‌ای از بخش صنعت ما عقب‌تر بود اما امروز بسیار جلوتر از کشور ما در حال حرکت و پیشرفت است.
بخش خصوصی فرار مالیاتی دارد و در نشست‌ها به‌طور معمول تولیدکنندگان این درخواست را دارند که مالیات ارزش‌افزوده آنها بخشیده شود. در تمام کشورهای جهان مالیات ارزش‌افزوده وجود دارد. ضمن اینکه مالیات ارزش‌افزوده در ایران مبلغ کمی است. امروز اگر تولیدکننده ما بخواهد در یکی از کشورهای صنعتی تولید کند، نمی‌تواند چون سازکار درست تولید را نمی‌داند. حالا در این چرخه غلط هم همه غر می‌زنند که چرا وضعیت این‌گونه است؟


براساس آنچه عنوان کردید برای راه‌اندازی یک واحد تولیدی صنعتی باید سرمایه زیادی وجود داشته باشد تا اتحادیه‌های مربوط مجوز صادر کنند. حال پرسش این است که آیا بخش خصوصی کشور چنین نقدینگی دارد؟
جعفری: وقتی نمی‌توانیم تولید کنیم، لزومی ندارد به‌زور این کار را شروع کنیم. می‌توان با سازکاری سرمایه‌گذاران را جذب کار کرد. امروز کاهش سودهای بانکی بسیاری از صاحبان سرمایه را ترغیب کرده تا سرمایه‌شان را وارد فعالیت‌های صنعت کنند. برای تشویق افراد باید طرح توجیه‌پذیر داشته باشیم. افراد باید سرمایه‌های خود را یکپارچه کنند تا کار بزرگی انجام شود و در ادامه کارگاه‌های کوچک تحت حمایت مجموعه‌های بزرگ فعالیت کنند.


صنعتگران تمایل زیادی به مجموعه‌سازی ندارند چراکه مدیریت این مجموعه‌ها جای سوال دارد و کسی حاضر به انجام این کار جمعی نیست. همچنین برخی هم عنوان می‌کنند در ایران اشتغالزایی در واحدهای کوچک و خرد است.
جعفری: این را نمی‌پذیرم که واحدهای کوچک اشتغالزا هستند زیرا دوره فعالیت سنتی گذشته است، ضمن آنکه هزینه‌های سربار را بالا می‌برد. مدل استاندارد کار و تجارت، مدل بین‌المللی است.
 به‌عنوان مثال، در حوزه صادرات کفش آماری ارائه می‌دهم که همه چیز در آن نهفته است. واردات روسیه بین سال‌های ۹۱ تا ۹۲خورشیدی ۴میلیارد و ۷۱۰میلیون دلار بوده که از این مبلغ فقط ۶۴ دلار مربوط به واردات از ایران است.روسیه از سال ۹۲ تا ۹۳ نیز۳میلیارد و ۳۰میلیون دلار واردات داشته که ۱۲۳دلار آن مربوط به واردات از ایران بوده، از سال ۹۳ تا ۹۴ این عدد به ۲میلیارد و ۶۸۰میلیون دلار رسیده که سهم ایران ۱۵هزار و ۶۰۰دلار است. در فاصله ۹۴ تا ۹۵ واردات روسیه به ۳میلیارد و ۴۲۰میلیون دلار می‌رسد که ۱۸هزار و ۴۲۰دلار واردات از ایران به ثبت رسیده و در نهایت بین سال ۹۵ تا ۹۶ واردات این کشور ۴میلیارد و ۲۰میلیون دلار بوده که سهم ایران فقط ۴۰هزار و ۸۰۰دلار است. این یعنی فاجعه که هم بخش خصوصی مقصر آن است و هم بخش دولتی. هیچ توجیهی ندارد کشوری که چرم، پتروشیمی و... دارد در یک بازار ۴میلیارد دلاری آن هم در همسایگی خود سهم ناچیزی داشته باشد.
محمد اسکندری: به‌عنوان یک تولیدکننده به برخی نکات مطرح شده نقد دارم؛ به‌ویژه به بخش مالیات ارزش‌افزوده زیرا بیشترین مالیات را در کشور تولیدکننده پرداخت می‌کند. مشکل تولید از همین‌جا شروع می‌شود. نمی‌توانیم از صادرات صحبت کنیم اما از مشکلات تولید حرفی نزنیم. وقتی من تولیدکننده در تولید داخلی خود مانده‌ام و گرفتار مشکلات زیادی هستم، چگونه از صادرات صحبت کنم. گاهی فقط به‌دنبال پیاده کردن الگوهای اروپایی هستیم درحالی‌که هر کشوری، نیازهای خودش را دارد. حتی قانون اساسی هر کشوری براساس آداب، رسوم و فرهنگ آن کشور نوشته می‌شود. از صادرات صحبت و تولیدکننده را نقد می‌کنید، درحالی‌که بار کفش من تولیدکننده که سفارش از داخل داشته‌ام، مدت‌ها در گمرک ماند و ناگزیر محصولاتم را ۳۰درصد زیرقیمت قرارداد تحویل دادم. ۶۰درصد مواد اولیه مورد نیاز ما از چرم گرفته تا مواد شیمیایی، وارداتی است.
آقای جعفری به مالیات ارزش‌افزوده اشاره کردید آیا این امر به‌درستی در ایران اجرا می‌شود؟ مالیات ارزش‌افزوده یعنی وقتی کفش و کالای نهایی به‌دست مصرف‌کننده رسید، آن را بپردازد. در ایران هیچ‌کس به اندازه تولیدکننده مالیات پرداخت نکرده است. کسی که معامله‌های میلیونی روی ملک انجام می‌دهد، چقدر مالیات پرداخت می‌کند؟ صادرات بدون تولید چه معنایی دارد؟ آیا بستر برای صادرات آماده است؟
باید براساس بضاعت خود صحبت کنیم، نه ایده‌آل‌ها. آیا من تولیدکننده نمی‌خواهم صادرات داشته باشم؟ ضمن اینکه کارهای خوب در کارگاه‌های کشور تولید می‌شود، نه در کارخانه‌ها. مشکل صادرات کجاست؟ نخستین مشکل صادرات، تامین مواد اولیه تولید است. آیا مواد اولیه وجود دارد که من تولیدکننده بتوانم محصولات مورد نیاز خود را بدون درنظر گرفتن نرخ آنها خریداری کنم؟
صادرات را به‌درستی نمی‌شناسیم. حتی آن صادرکننده هم نمی‌داند. کسی که سفارش کفش می‌دهد یک قرارداد کلی می‌بندد و پیش‌پرداخت می‌دهد که تولیدکننده مواد اولیه مورد نیاز خود را تهیه کند و پس از تولید محصول را صادر می‌کند. حال اینکه گلایه بسیاری از تولیدکننده‌ها این است که مواد اولیه نیست. حتی با نرخ بالا هم تولیدکننده برای ادامه حیات واحد خود آن را تهیه می‌کند.
در نمایشگاه امپکس از تاجیکستان و قزاقستان بازدیدکننده داشتم. کفش می‌خواستند اما وقتی من تولیدکننده مواد اولیه ندارم که تولید کنم چطوری می‌توانم متعهد شوم. از سوی دیگر، بازار کشور همیشه در نوسان است. امروز با یک نرخ قرارداد بسته می‌شود، کار که شروع می‌شود قیمت‌ها تغییر می‌کند. با چه تضمینی تولیدکننده وارد چنین ریسکی شود؟
روح‌الله هادوی‌نیا: در بحث صادرات با گفته‌های آقای جعفری در امر آموزش کاملا موافق هستم. با توجه به پیشینه فعالیتم در امر تولید، واردات، صادرات و مشارکت با تولیدکنندگان خارجی، باید گفت نخست آموزش بدهیم سپس در این زمینه‌ها از فعالان بخواهیم کارهایی را انجام دهند. در کانادا وقتی قرار است کاری را شروع کنند، دو ماه آموزش، آن هم آموزش اصولی، الزامی است.
در یکی از نمایشگاه‌های مسکو ۱۸ نفر از ایرانیان شرکت داشتند آن هم در یک غرفه که ۸۰درصد کفش‌ها آن شبیه هم بود. در ایران همه از هم تقلید می‌کنند. همان‌جا گفتم حضور ۳ تولیدکننده هم کفایت می‌کرد. کدام نمایشگاه اختصاصی جمهوری اسلامی در جهان نتیجه داده است؟
مدلی که برای صادرات انتخاب می‌کنیم نادرست‌ترین و پرهزینه‌ترین مدل است چرا؟ همه دنبال دایرکت‌مارکت هستند و می‌خواهند محصول‌شان را به‌طور مستقیم به خریدار بفروشند. چند کشور به‌طور مستقیم تولیدات‌شان را صادر می‌کنند؟ متاسفانه ما کفش‌فروشی را کفاشی می‌بینیم و این‌گونه است که به مشکل برمی‌خوریم.
از سوی دیگر، باید ببینیم مزیت‌مان در چه بخش‌هایی است؟ تمام کشورهای جهان روی مزیت‌هایی که دارند، کار می‌کنند. درحال‌حاضر سوئیس یک داروی ضدسرطان تولید می‌کند که هم‌قیمت سمند ایران است. ما باید مزیت‌های تولید خود را شناسایی کنیم. صنعت کفش کشور به اندازه ۱۰۰ چاه نفت می‌تواند ارزآوری داشته باشد.
اسکندری: صنعتگر کار خود را بلد است اما برخی عملکردها اجازه توسعه فعالیت‌هایش را به او نمی‌دهد. به تولیدکننده‌ای مثل من که از ایتالیا یا ترکیه چند نمونه کفش زنانه برای الگوگیری می‌آورد اما در فرودگاه مهرآباد جلو او را می‌گیرند چگونه خرده می‌گیرید که چرا صادرات ندارد. تولیدکننده هم می‌داند باید برای رشد، بازارش را توسعه دهد اما موانع اجازه فعالیت گسترده را به او نمی‌دهند. در این شرایط چگونه از آموزش حرف بزنیم.
هادوی‌نیا: آقای ایروانی حتی برای استخدام فروشنده، ۴ ماه آنها را آموزش می‌داد سپس امتحان می‌گرفت این در حالی است که پس از گذشت سال‌ها از آن زمان، این امر هنوز هم نه در امر تولید و نه در فروش دیده نمی‌شود. مطالعه الگوهای کاری افراد موفق در هر صنعتی، یک اصل است. در شروع هر کاری، بدون نگاه به گذشته و آینده نمی‌توانیم به موفقیت مورد انتظار دست بیابیم. تاکید من بر آموزش هم همین است که ایروانی در زمان خودش که سال‌ها از آن می‌گذرد، هلدینگ بازاریابی داشت که ۴ شرکت زیر نظر آن بودند و فعالیت می‌کردند. آموزش مهم است چه برای تولید و چه برای بازاریابی و صادرات.
به یکی از تولیدکنندگان موتورهای هواپیما گفتند چرا موتور هواپیما این‌قدر گران است؟ گفت چقدر است؟ گفتند مگر نمی‌دانید؟ گفت مگر باید بدانم؟ یعنی من، تولیدکننده هستم و مدیر استخدام کردم تا نرخ موتور را دربیاورد و با سود موردنظر من بفروشد. ما در صنعت برای تولید و فروش و نیز صادرات چه استراتژی داریم؟ اتحادیه صنف کفاشان دست‌دوز چرا نباید مشاور داشته باشد؟
کشورها به سوی تجارت الکترونیک رفته‌اند. ما در دیجیتال مارکتینگ برای صنایع کفش چه کاری کرده‌ایم؟ فرض کنید همین امروز یک مشتری داشتیم که ۳۰هزار جفت کفش زیره چرم بخواهد آیا زیرساخت آن در کشور فراهم است؟ واحدهای کوچک مقیاسی که با ۵۰ کارگر فعالیت دارند چه کار بزرگی می‌توانند ارائه دهند. این کارگاه‌ها به‌نوعی همیشه گرفتار مشکلات تولید و بازار هستند.
اسکندری: آقای هادوی‌نیا ما داریم درباره صنعتی صحبت می‌کنیم که از دمپایی پلاستیکی گرفته تا کفش‌هایی که دست‌کم ۴هزار دلار نرخ دارد در آن تولید می‌شود. نباید کلی‌گویی کرد. بزرگ‌ترین ضعف ما این است که همه می‌خواهیم بارمان را روی دوش دیگری بگذاریم. کسی که می‌خواهد در امر صادرات وارد شود باید سرمایه بیاورد و از تولیدکننده بخواهد تولید کند، نه اینکه به تولیدکننده بگوید تولید کن و به من بده تا صادر کنم، سودم را برمی‌دارم و باقی پول را به شما می‌دهم. تولیدکننده با خرید اعتباری مواد اولیه مورد نیاز را خریداری و محصول را در تیراژ بالا تولید کند و در اختیار بازاریاب قرار دهد که آن را بفروشد و سود خود را بردارد و در نهایت پولی که به تولیدکننده می‌دهد باید هزینه بدهی مربوط به خرید مواد اولیه شود. این که صادرات نیست.
من با آموزش ۱۰۰درصد موافقم اما شاهد هستیم برخی تولیدکنندگان بدون تحصیلات دانشگاهی هم با عملکردشان ۸۰درصد صنعت کفش را متحول کرده‌اند.
جعفری: نکته همین‌جاست. این تولیدکننده چگونه موفق شده سرانجام از یک دانشی بهره برده است. یعنی باز هم از دانش آکادمیک استفاده کرده در واقع این تولیدکننده از مدل‌های صادراتی که شناخته توانسته به یک مدل مطلوب برسد.
اسکندری: بله، بحث تولیدکنندگان هم این است که دانش‌آموختگان دانشگاهی باید به‌معنای واقعی وارد تعامل با بخش صنعت شوند. در واقعیت چه اتفاقی افتاده است؟ ایده‌آل‌ها با بضاعت‌ها متفاوت است.
جعفری: تولیدکننده‌ای که آقای اسکندری اشاره کردند، بدون تحصیلات دانشگاهی در این صنعت بسیار موفق عمل کرده چون از مدل علمی درست پیروی کرده، درحالی‌که بخش سنتی این صنعت برای خرید ماشین‌آلات جدید به او خرده می‌گرفتند و معتقد بودند این روش در ایران جواب نمی‌دهد اما او از صنعت کفش ایتالیا کپی‌برداری کرد و موفق شد.
ضمن آنکه در بحث صادرات بین صنعتگران و فعالان حوزه بازاریابی اعتماد وجود ندارد. یک بازاریاب نمی‌تواند مطمئن باشد برای همان مدلی که هزینه کرده و به تولیدکننده سفارش داده در زمان مقرر همان کفش را با تیراژ توافق شده تحویل بگیرد. یا تولیدکننده اعتماد نمی‌کند که محصولش را در اختیار یک بازرگان قرار دهد. اما من فعال بازارهای صادراتی می‌دانم که می‌توانم به تولیدکننده ترک(ترکیه) اعتماد کنم و اگر به تولیدکننده ترک سفارش هزار جفت از یک کفش را بدهم همان کفش را در زمان مقرر به من تحویل می‌دهد.
هادوی‌نیا: ما در صنعت کفش مشکل بازارشناسی داریم. بازاریابی یعنی شناسایی نیازهایی که پاسخ داده نشده است. چه کسی روی این موضوع در حوزه صنعت کار کرده است؟ تولیدکننده برای تولید انبوه و افزایش تیراژ ماشین‌آلات جنگ جهانی دوم را به کشور می‌آورد. درحالی‌که در جنگ جهانی دوم تقاضا زیاد بود اما عرضه کم، امروز عرضه در جهان مازاد تقاضاست.
جعفری: در این شرایط اگر می‌خواهیم تولید را آغاز کنیم باید فرآیند تولید و فروش هر دو بر پایه درست باشد تا خروجی خوبی داشته باشیم وگرنه تولیدکننده نمی‌تواند درحالی‌که در تامین نقدینگی واحد تولیدی خود دچار مشکل شده، به‌دنبال صادرات محصولاتش باشد.
در ایران یک موضوعی به غلط جاافتاده و این‌گونه عنوان می‌شود که «از تولید به مصرف». این روش نسخه علمی ندارد. تولید و فروش دو موضوع جدا از هم هستند. دنیای فروش با دنیای تولید متفاوت است. اگر کسی بخواهد در هر دو زمینه فعالیت داشته باشد باید سرمایه‌گذاری هنگفتی کند و دو گونه دپارتمان با عنوان تولید و فروش به‌طور مجزا داشته باشد. امروز چه کسی کارگاهی با ۵ کارگر راه‌اندازی می‌کند؟
هادوی‌نیا: با این شیوه نباید به صادرات فکر کرد.
جعفری: به تولید هم نباید فکر کرد. واحدهای کوچک باید تحت حمایت واحدهای بزرگ‌تر قرار بگیرند.
در مجموعه‌سازی، بزرگ‌ترین چالش کشور، نبود روحیه کار جمعی و مدیریت مجموعه است.
جعفری: اگر به آن سمت حرکت نکنیم شرایط امروز در بخش تولید و صادرات بدون تغییر ادامه خواهد داشت. اتحادیه صنف کفاشان دست‌دوز آمار دقیقی درباره واحدهای صنعتی تعطیل شده دارد. آیا دلیل تعطیلی آنها همه به تحریم برمی‌گردد؟ بسیاری از آنها مشکلات داخلی داشته‌اند. دوره بازار سنتی به پایان رسیده است. تا امروز تولیدکننده به شیوه خرید اعتباری جلو رفته که با برخورد به موانعی همچون تحریم و الزام به خرید نقدی، اشکال‌ها و مشکلات کار نمایان شده است.


آقای جعفریان از صادرات شروع کردند و مشکلات و دلایل نبود فعالیت‌های صادراتی در صنعت کفش بررسی شد. وی در این‌باره نقدهای خود را بیان کرده و آقای اسکندری به‌عنوان تولیدکننده به آنها پاسخ دادند. جناب هادوی‌نیا بر آموزش تاکید کردند. حال پرسش این است که اتحادیه صنف کفاشان دست‌دوز تهران در بیشتر دوره‌های امپکس(نمایشگاه چرم، کیف، کفش و لوازم جانبی) کارگاه‌های آموزشی با مدرسان خارجی برگزار کرده، خروجی این دوره‌ها چه بود؟
رضا دبیریان: همان‌طور که همکاران گفتند آموزش رسمی باید همراه با کار و در دل صنعت باشد. امروز مدیران بالادست کشوری به این نتیجه رسیده‌اند که مدارک دانشگاهی که به‌دست بیش از میلیون‌ها جوان به‌عنوان دانش‌آموخته داده می‌شود، کارآیی ندارد.
چند سال پیش یکی از مدیران از ما خواست نمونه‌ای از کفش‌های دست‌دوز خود را ارائه دهیم تا پس از تایید برای صادرات اقدام شود. مقدمات کار فراهم شد. در این صنعت از تولیدکننده خیلی ضعیف تا خیلی قوی فعالیت دارند. حتی محصولات تولیدکنندگان قوی به‌لحاظ کیفی قابل تشخیص از نمونه‌های خارجی نیست به‌طوری‌که گاهی این بارها از سوی پلیس به‌نام کفش خارجی توقیف می‌شوند. به‌هر روی ۱۰ تا ۲۰ تولیدکننده ممتاز دعوت شدند. به یاد دارم در آن مقطع بازار کشور در رکود سنگینی به‌سر می‌برد. تولیدکنندگان آمدند. نشست‌های گوناگونی برگزار و کار شروع شد. مرحله‌به‌مرحله کار پیش رفت. کفش‌ها مورد تایید قرار گرفت و دو سال متوالی در نمایشگاه روسیه شرکت کردیم. تمام این کارها با دقت، زحمت و هزینه انجام شد. به مرحله پایانی رسید و کفش‌ها تایید شده و سفارش کار دادند.


این سفارش کار برای بازار روسیه بود؟
دبیریان: بله. تنها بازاری که برای ما خیلی جالب بود، بازار روسیه بود. نوسان‌های ارزی زیاد شد و تولیدکننده ناگزیر بود با ارز آزاد مواد اولیه خریداری و کفش سفارش شده را تولید کند. تولیدکنندگان پذیرفتند زیرا عنوان شد معاملات با دلار نخواهد بود و با یورو انجام می‌شود. حتی صنعتگران مبادلات تهاتری را هم پذیرفتند یعنی قرار بود به ازای کفشی که برای روسیه می‌فرستادند مواد اولیه دریافت کنند. اما حمایت‌های لازم انجام نشد و کار به‌سرانجام نرسید.
هادوی‌نیا: یک پرسش دارم؛ چند برند ایتالیایی کفش تولید می‌کنند؟ فقط جیوکس(Geox) دارای ۲۸۵ شعبه در خود ایتالیا است. هر تولیدکننده‌ای که به‌دنبال صادرات است اگر در بازار کشور خود قوی نباشد کاری از پیش نخواهد برد. حتی معتقد به تشکیل کنسرسیوم صادراتی نیستم، چرا؟ به‌عنوان‌مثال، چنین کنسرسیومی با ۱۰هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری تشکیل شود، وقتی شب عید سفارش کفش داده می‌شود اما تولیدکننده پاسخ می‌دهد درحال‌حاضر اگر پول نقد هم بپردازی، نمی‌توانم کفش تحویل دهم، کنسرسیوم هم کاری از پیش نمی‌برد. او ۱۰ ماه برای خریداران خود در طول سال کفش تامین کرده و برای شب عید هم آنها ارجحیت دارند.
برای صادرات باید همه امور با یکدیگر و به‌طور هماهنگ مورد توجه قرار گیرند؛ مجموعه‌ای از عوامل در کنار هم برای بازاریابی پاسخگو است.
یک دهه است اعلام می‌کنم این صنعت نیاز به کنسرسیوم دارد اما تشکیلاتی که دو برند داخلی آن را تاسیس کنند؛ در دو سطح محصولات لوکس در حد کفش‌های ایتالیایی و دیگری کفش‌هایی برای طبقه متوسط و رو به پایین. هر کدام مشتری خودش را دارد. پیش‌تر فروشگاه داشتم پزشک می‌آمد و کفش زیره چرم می‌خواست و ۳ جفت سفارش می‌داد. وقتی درباره طرح آن می‌پرسیدم، پاسخ می‌داد جراح هستم و ساعت‌ها در اتاق عمل می‌ایستم؛ بنابراین راحتی کفش و زیره چرم آن برایم مهم است.
برندهایی در کشور فعالیت دارند که وقتی مشتری کفش آنها را می‌پوشد، حاضر به درآوردن آنها نیست. با این حال برای فروش و توسعه بازار نیاز به تخصص داریم. در بخشی از فعالیت‌هایم از مشتری می‌خواستم تا کفشی را امتحان کند حتی اگر لازم ندارد. پس از امتحان به‌راحتی آن اذعان و آن را خریداری می‌کرد. در واقع این هنر من به‌عنوان یک مشاور است که مشتری را ترغیب به خرید کنم. حتی پیشنهاد رنگ‌های دیگر برای هماهنگ شدن با لباسش را هم می‌دادم. به این ترتیب ۳ جفت کفش می‌خرید و البته راضی هم بود. از این‌رو این ضرب‌المثل که «مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید» برای امر بازاریابی پاسخگو نیست زیرا مشک آن است که ببوید و عطار نیز بگوید. چند درصد تولیدکنندگان را مردم می‌شناسند؟ یکی از برندهای کفش ایتالیا با نرخ بسیار بالا ۹۰ فروشگاه در جهان دارد. در هر فروشگاه هم بیشتر از ۲۰ تا ۳۰ مدل عرضه نمی‌کند.
جعفری: برای صادرات به مشاوران متخصص نیاز داریم اما در اتحادیه صنف کفاشان دست‌دوز جای چنین مشاورانی خالی است. یکی از حلقه‌های گمشده ما در صنعت حضور این مشاوران در بخش بازاریابی و صادرات است. اتحادیه اصناف باید در زمینه آموزش، از نظر و تجربه این مشاوران کمک بگیرد.
بازار روسیه بسیار گسترده است و در این بازار بلاروس، ترکیه، ویتنام، ایتالیا و... حضور دارند. فروشنده روس به این راحتی از تولیدکننده خارجی محصولی را خریداری نمی‌کند. تولیدکننده ایرانی باید با تلاش به این بازار ورود کند. به این بازار خاص باید با انرژی ورود کرد، انرژی که شامل وقت و سرمایه است. تولیدکننده ایرانی باید به این ترتیب بین این کفش‌ها که به‌شدت درگیر رقابت هستند، محصولاتش را معرفی کند و به‌فروش برساند.
متاسفانه تصور تولیدکننده داخلی از بازار روسیه مانند بازار سنتی ایران است؛ اینکه ماهی ۵ جفت کفش می‌برد و به او نشان می‌دهد و شاید ۵ سری از آن سفارش داده شود. فروشنده ایرانی با همان عینک می‌خواهد وارد بازار روسیه شود درحالی‌که بازار روسیه تحت‌تاثیر فعالیت یک سلسله فروشگاه‌های زنجیره‌ای است و هر برندی ۵۰۰ تا ۶۰۰ فروشگاه زنجیره‌ای در اختیار دارد؛ از آنلاین‌شاپ تا فروشگاه‌های معمولی. سال‌ها نیاز است تا یک تولیدکننده در نمایشگاه‌های تخصصی نه اختصاصی به معرفی خود بپردازد و اعلام حضور کند تا کم‌کم فروشنده روس به او محصولی را سفارش دهد.
سفارش‌گذاری روس‌ها با ما متفاوت است. وقتی فروشگاهی روی تولیدکننده‌ای سرمایه‌گذاری می‌کند و سفارش می‌دهد اگر صنعتگر محصولات را به‌موقع نرساند، فروشگاه بسیار متضرر می‌شود. زمان برای رساندن محصولات در بازارهای بزرگ مانند روسیه بسیار مهم است. البته این‌گونه هم نیست در مدت زمان کوتاه محصولی را سفارش دهند و بخواهند. برندهای جهان همیشه برای یک سال بعد خود سفارش کار می‌دهند. تمام فروشندگان سفارش‌های فصل به فصل دارند اما در تعداد زیاد. به‌عنوان مثال، یکی از فروشندگان روس درباره تیراژ یکی از برندی ایرانی پرسید و عنوان کرد برای سال آینده می‌خواهم ثبت‌سفارش کنم. دست بالا را گرفته و گفتیم تیراژ این کالا در این برند ۶۰هزار تا است. می‌دانید پاسخش چه بود؟ ما بیش از ۲۰۰هزار تا سفارش می‌دهیم.
برای ورود به هر بازاری باید نخست خواسته‌ها و سلیقه آن بازار را شناخت. به‌عنوان‌مثال، کفش‌های چرمی روس‌ها به ضخامت یک پارچه است درحالی‌که این نوع چرم را ایرانیان قبول ندارند.
کارهای ما در بحث صادرات بیشتر نمایشی برای گرفتن یارانه و... است. از این حالت‌های نمایشی کار مثبتی بیرون نمی‌آید. ایرانیان چنین روحیه‌ای دارند که اگر سرما بخورند از پزشک می‌خواهند قرصی به آنها بدهد که یک روزه خوب شوند نگاه ما به صادرات هم همین‌گونه است که فکر می‌کنیم یک شبه صادرات داشته باشیم. هر کاری برای رسیدن به موفقیت شیوه خودش را دارد.
کفش ایرانی مشکل کیفیت ندارد، ضمن آنکه جمعیت ۱۴۴میلیون نفری روسیه هم همه کفش لاکچری نمی‌پوشند. تمام تولیدکنندگان ایرانی می‌توانند در این بازار حضور داشته باشند به‌شرطی که قانون و راهکار ورود به این بازار را بدانند. به‌عنوان نمونه، یک تاجر افغان، به‌نام برندی با چند تولیدکننده ترکیه قرارداد بسته که کفش‌ها را برای او تولید و تامین می‌کند و آنها را در بازار روسیه می‌فروشد؛ بنابراین تولیدکننده خودش مستقیم نمی‌تواند وارد کار صادرات شود. در این شرایط لازم است تولیدکننده و تاجر اعتماد یکدیگر را جلب کنند.
صادرات ایران شکل نمی‌گیرد مگر اینکه بسیاری از مسائل در داخل کشور حل نشود. یکی از پیشکسوتان صنعت معتقد بود مدل صادرات را باید کنار گذاشت و روی مدل واردات کار کرد. چرا؟ چون ایران کشوری نفت‌خیز است و فقط واردات و دلالی در آن جواب می‌دهد. به خودروهایی که بالای ۲میلیارد تومان نرخ دارند نگاه کنید حتی یک تولیدکننده هم صاحب آنها نیست. در همین صنف هر کس واردکننده است دارای موقعیت مالی عالی و هر کس که تولیدکننده است در شرایط نامطلوب قرار دارد.
اسکندری: در واقع به سخن من به‌عنوان یک تولیدکننده رسیدید که محیط تولید در ایران بر امر صادرات تاثیر زیادی دارد. این‌گونه نیست که تولیدکننده برای صادرات آموزش ندیده باشد. در واقع بستر برای آموزش تولیدکننده فراهم نیست. تمام وقت تولیدکننده صرف دغدغه‌های مربوط به حاشیه تولید می‌شود. تولیدکننده وضعیتی دارد که فرزندش به او می‌گوید اگر به‌جای ابزار و ماشین‌آلات تولید، خودرو خریده بود، موفق‌تر بود.
در شرایط کنونی، کسی که در کار تولید مانده عاشق است و به‌نوعی آلوده آن شده که هنوز مانده است. ۳ دهه است در این صنف فعالیت می‌کنم و برای تولید حرف‌ها دارم. بستر برای تولید بیمار است. ۴۰ سال است که تولیدکننده معترض است که نوع بیمه، پرداخت تسهیلات بانکی، شیوه دریافت مالیات و نگرش به تولید همه اشتباه است. کدام تولیدکننده می‌گوید نباید مالیات پرداخت کرد؟ گلایه صنعتگر از روش‌های پرداخت آن است. تولیدکننده باور دارد که باید مالیات ارزش‌افزوده بپردازد اما دولت در هر مرحله از تولید، ارزش‌افزوده جداگانه‌ای دریافت می‌کند که این روند تولید را با چالش‌های بسیاری روبه‌رو می‌کند.
ما هم با همتایان خارجی ارتباط داریم و به‌دنبال توسعه فعالیت‌های خود هستیم. در این زمینه با چند تولیدکننده از ترکیه همکاری داریم. آنها واحدهای‌شان را توسعه داده و عنوان کردند که دولت‌شان اعلام کرده هر قدر تجهیزات و ماشین‌آلات نیاز دارند، تهیه کنند و دولت ۵۰درصد هزینه‌ها را در قالب وام بلاعوض به آنها می‌پردازد و ۵۰درصد هم با وام کم‌بهره پرداخت می‌شود. حالا در کشور ما می‌گوییم حمایت از تولید، اما چگونه؟
آقای جعفری من کفاش هستم و اهمیت صادرات را خوب می‌فهمم. محصول خودم را برای صادرات می‌دهم و پای محصولم ایستاده‌ام. اما برای صادرات باید از سرمایه در گردش تولیدکننده حمایت شود. این‌گونه نیست که تولیدکننده با سال‌ها تجربه کاربلد نباشد چنانکه ما هم برای صادرات ۲۰۰ تا ۴۰۰هزار جفت در ۲ تا ۳ مدل با تاجران ترک قرارداد بسته‌ایم. تمام مشکلات این خلأ(صادرات) را مربوط به تولیدکننده ندانیم. صنعتگر برای فعالیتش به محیطی آرام نیاز دارد و اینکه بستر تولید برای تولیدکننده باید فراهم باشد.
جعفری: اتفاقا سخن من و شما یکی است و حرف ما این است که چرخه نادرست است.
هادوی‌نیا: آقای اسکندری، مبلغ فروش شما سالانه چقدر است؟
اسکندری: زیاد. فکر می‌کنم از ابتدای تولید تاکنون بالای ۲میلیارد تومان بوده است.
هادوی‌نیا: سالانه به‌طور متوسط ۵۰میلیون تومان در نظر بگیرید. آقای دبیریان در اتحادیه چند فعال دارای مجوز از تهران، تبریز، مشهد و اصفهان عضو هستند؟
دبیریان: فکر می‌کنم بیش از ۶هزار نفر عضو باشند.
هادوی‌نیا: اگر هر عضوی ۵۰میلیون تومان بپردازد و صنعتگر فکر کند این مبلغ را گم کرده است. وقتی این مبلغ جمع شود برای راه‌اندازی صادرات کارهای بسیاری می‌توان کرد. با همین مبلغ آیا نمی‌توان ۳ برابر از صندوق توسعه ملی پول گرفت؟ با همین سرمایه حتی می‌توان کنسرسیوم صادراتی تشکیل داد که برای پیش بردن کارها لازم است تولیدکنندگان مدیران آن نباشند. در ادامه چند فروشگاه در روسیه هم می‌توان رهن کرد.
دبیریان: آقای هادوی‌نیا، سخنان شما ایده‌آل ما است اما حرف ما از بضاعتی است که داریم. پس از ۲ تا ۳ سال آیا به اندک سفارشی رسیده‌ایم یا خیر؟ همان روسیه با وجود بازار بزرگی که دارد آیا در این صنعت فهرستی از خواسته‌های خود را به طرف ایرانی داده است؟
جعفری: من این کار را انجام می‌دهم.
دبیریان: حاصل ۳ سال زحمت بی‌نتیجه ماند.
جعفری: پیش‌تر به رئیس اتحادیه صنف کفاشان دست‌دوز هم گفتم اگر تولیدکننده ایرانی تولید نکرد، نمونه‌های سفارش شده را به من بدهید تولید می‌کنم و اجازه نمی‌دهم کار روی زمین بماند.
هادوی‌نیا: درحال‌حاضر به این دلیل که حجم سرمایه‌گذاری مورد نیاز بالاست هیچ‌کس به‌تنهایی نمی‌تواند در این‌باره کار بزرگی انجام دهد اما ۵۰میلیون تومان برای تولیدکننده مبلغی نیست و می‌تواند پایه تشکیل یک کنسرسیوم صادراتی باشد.
جعفری: این گفته‌ها و نظرها عملیاتی نمی‌شود چون باور نیست.
هادوی‌نیا: ضمن آنکه تا چند برند قوی داخلی نداشته باشیم نمی‌توان کاری از پیش برد. اندیشمند خارجی می‌گوید «جهانی فکر کن محلی عمل کن». کدام برند داخلی دارای ۲۵۰ فروشگاه است؟
اسکندری: فرش‌های ایرانی را هیچ بافنده‌ای صادر نکرد. شما که این دانش را دارید و از ظرافت در امر بازاریابی برخوردار هستید و می‌توانید کالاها را با سود بفروشید، بدانید که کالای مطلوب در ایران کم نیست. برای تحقق صادرات باید تولیدکننده را درک کرد، نمی‌توان فقط محصول تولیدی او را گرفت و پس از فروش پول آن را داد. تولیدکننده هنر تولید و بازاریاب هنر فروش را دارد. در کشور ما در بخش بزرگ تولید، صنعتگر دغدغه‌هایی غیر از تولید دارد. آقای افغانی که جناب جعفری مثال زدند و ما هم ایشان را می‌شناسیم به‌راحتی کفش به تولیدکنندگان ترکیه سفارش می‌دهد و در بازار روسیه می‌فروشد. صنعتگر ترک مانند همکار ایرانی‌اش دغدغه‌های دیگری ندارد و انرژی و زمانش فقط برای تولید است که با شرایطی که تولیدکننده ایرانی دارد بسیار متفاوت است. به زبان صنف کفاشان بگویم برای صادرات مرد این کار را پیدا نکردیم.
برخی بدون شناخت تولید، از آموزش ندیدن تولیدکنندگان و... می‌گویند درحالی‌که صنعتگر تمام توانمندی‌های لازم را در اختیار دارد. در یک کارخانه که ۷۰ قلم کالا در آن مورد استفاده قرار می‌گیرد برای کمترین و کوچک‌ترین قسمت هم به یک مدیریت کلان نیاز است. مدیریت را در چه مولفه‌هایی می‌بینیم؟ در رشته تحصیلی دانشگاهی؟ نه این‌گونه نیست. مدیریت این است که بتوانید کارخانه‌ای را با تمام مشکلاتش بگردانید با کارگرانی که گرفتار هستند و کرایه خانه‌شان عقب‌افتاده و.... خلاصه اینکه مدیریت یک واحد صنعتی تخصص خودش را می‌طلبد. در حالی‌که مدیران دولتی تولیدکننده و مشکلات آنها را فراموش کرده‌اند بهتر است خود ما تولیدکنندگان تمام تقصیرهای نداشتن بازار صادراتی را به گردن تولیدکننده نیندازیم.
در یکی از نشست‌ها تولیدکنندگان با اعضای اتاق بازرگانی که در اتحادیه برگزار شد، اعضای اتاق آمارهایی اعلام کردند که چین فلان قدر صادرات دارد و ترکیه نیز بهمان قدر. گفتم وقتی آمار اعلام می‌کنید، این آمار با کدام زیرساخت‌ها محقق شده است؟ در همان نشست اعلام کردند تولید کفش در کشور ۶۰درصد شامل فنر، تکسون(تکسون برای کفی کفش استفاده می‌شود و رویه چرم کفش برای کارکشی ابتدا به تکسون متصل و در نهایت به زیره وصل می‌شود)، چسب، قدک و... وابسته است. این ضعف کشور نیست زیرا ایتالیا زیره برای تولید کفش را از اسپانیا تامین می‌کند، ترکیه هم همین‌طور. این بده‌بستان اگر در دنیای تجارت نباشد کار پیش نمی‌رود. استقلال اقتصادی به این معنی نیست که صفر تا صد یک محصول در داخل تولید شود. درحال‌حاضر ما در کارخانه‌ای ۲۰ دستگاه ایتالیایی داریم که تمام دینام‌های آنها آلمانی است. از برند سخن می‌گوییم درحالی‌که به بستر تولید توجه نمی‌شود و با این حال به تولیدکننده داخلی می‌گوییم چرا نمی‌توانید برندسازی کنید.
جعفری: اگر بستر فراهم نیست اجباری وجود ندارد که یک روند اشتباه را ادامه دهیم. چند دوره کفاشان ایرانی در نمایشگاه روسیه شرکت کرده‌اند، پس اگر کفش ایرانی برای تاجر روس سود داشت به‌طور قطع به سراغ آن آمده بود. من سخن آقای اسکندری را قبول دارم. بله، زیرساخت‌ها فراهم نیست. بارها فعالان بزرگ را برای ایجاد جوینت‌ونچر به ایران دعوت کرده‌ایم که از کارخانه‌ها و بازارهای کفش بازدید کنند اما دلیل این تاجران خارجی برای همکاری اقدام نکردن نبود همان زیرساخت‌هاست. با شرایطی که در کشور داریم نباید انتظاری از دولت و بخش‌های دولتی داشته باشیم. به جای اینکه سند را برای دریافت تسهیلات در گرو بانک بگذاریم و التماس کنیم؛ همان مبلغ را در اختیار یک سرمایه‌گذار بگذاریم و با یکدیگر حجم زیادی از سرمایه جمع کرده و مجموعه تولیدی بزرگ راه‌اندازی کنیم تا بتوانیم با همکاری و تعامل با قدرتمندان این صنعت، کار را پیش ببریم.
تجربه یک صادرکننده موفق ایرانی در بخش لبنیات را بگویم. این تولیدکننده برای ورود به بازار مسکو نخست دفتری دایر و به نیازسنجی بازار اقدام کرد. اینکه چند درصد مردم مسکو پنیر مصرف می‌کنند، چند درصد کره و.... دو کارشناس دانمارکی هم به‌کار گرفت و در نهایت توانست بخشی از بازار را در اختیار بگیرد.
پیش‌تر هم با اتحادیه صنف کفاشان دست‌دوز تهران صحبت شد. قرار نیست تولیدکننده خودش صادرات داشته باشد. از او باید در تولید حمایت کرد. چند نفر از تولیدکنندگان قدرتمندان را باید گزینش کرد و چند صنعتگر کوچک‌تر را پشت آنها قرار داد و با یک سرمایه جمعی وارد بازارهای جهانی شد. این مجموعه می‌تواند سفارش کار دهد و مواد مورد نیاز تولیدکننده را با سرمایه‌ای که در اختیار دارد تهیه و تامین کند و قراردادهای محکم ببندد. تاکید می‌کنم با پول کم تولید و صادرات شدنی نیست. با ۵۵۰میلیون دلار در ترنول(گردش مالی) ۲۶۰میلیارد دلاری روسیه در بخش صادرات به این کشور، ایران با ۰.۲ درصد رتبه ۵۷ را دارد. از سوی دیگر، خارجی‌ها به ایرانی‌ها اعتماد ندارند زیرا بدقولی کرده و سفارش‌ها را سر موقع به آنها نرسانده‌اند.
هادوی‌نیا: در تمام کشورهای جهان مجموعه عوامل تشکیل یک پازل را می‌دهند تا کار جلو برود. مدیریت از اجزای پازل صنعت کشور نیست در نتیجه بازاریابی و برنامه‌ریزی استراتژیک برای آن معنایی ندارد. مشکل ما این است که علم را در فعالیت‌های صنعتی خود دخالت نمی‌دهیم. برای رفع این مشکل راهکار این است؛ برنامه‌ریزی، اجرا، نظارت، کنترل و اصلاح. آیا شده تولیدکننده‌ای این کار را انجام داده اما موفق نشده باشد؟ شرکتی در سوئد ۶میلیارد یورو صادرات در حوزه مبل به چین دارد. کشوری که خود بازارهای جهانی را در اختیار دارد. چگونه توانسته است؟
اسکندری: تولید ایرانی در سطح جهانی است اگر موانع تولید حذف شود. در یکی از کارگاه‌های آموزشی امپکس مدرسی از ایتالیا دعوت شده بود. در مقابل پرسش‌های تولیدکنندگان فهمید با سطح بالایی از آموزش تجربی روبه‌رو است. ممکن است تولیدکننده مدرک لیسانس نداشته باشد اما در عمل موضوع‌های زیادی آموخته است. همین مدرس بازدیدی از بازار کفش ایران داشت و پرسید این کفش‌ها تولید ایران است؟ با پاسخ مثبت فهمید که باید سرفصل‌های درس خود را تغییر دهد. دانش تولید در ایران حتی همان‌هایی که به‌طور سنتی فعالیت دارند از کشورهای دیگر جهان عقب نیست. البته طراحی مقوله دیگری است.
توجه داشته باشیم صادرات خرما با کفش متفاوت است. هرچه به محصولی با ارزش‌افزوده بیشتر می‌رسیم، صادرات سخت‌تر می‌شود. به‌عنوان‌مثال، وضعیت صادرات پوشاک با کفش متفاوت است. کفش سلطان پوشاک از نظر فنی و دشواری کار است. کفش دست‌دوز مثل فرش دستباف است که زحمتش زیاد و تولید آن اندک است.


با تمام این مشکلات، راهکار رسیدن به صادرات مورد نظر چیست؟
جعفری: مدلی که من با توجه به شرایط کشور به آن رسیدم (چون دولت نمی‌تواند و منابع مالی در اختیار ندارد که به این کار اختصاص دهد) این است که سرمایه‌داران داخلی یک کنسرسیوم بزرگ تشکیل بدهند و با تعامل شریکان خارجی مانند ایتالیا در یک واحد بزرگ بیش از ۲۰۰هزار جفت کفش در سال تولید و صادر کنند.
اسکندری: تنها درخواستی که تولیدکننده از دولت دارد این است که کاری به فرآیند تولید نداشته باشد و وعده ندهد. تولیدکننده خودش می‌داند چگونه ادامه حیات بدهد.
جالب است بدانید وقتی تولیدکننده برای وام اقدام می‌کند (تجربه خودم را می‌گویم) کارمند بانک می‌گوید چین هنوز صنعت کفش ایران را زمین‌گیر نکرده است؟ برای ما پرداخت وام توجیه زیادی ندارد. اول متوجه منظورش نشدم بعدها فهمیدم منظورش این بوده که وام به تولیدکننده با فلان درصد سود برای بانک منفعت کمتری دارد، نسبت به اینکه آن پول را به تاجری برای واردات بدهد. در سال ۱۳۸۶ کارگاه خودم را به کارخانه تبدیل کردم درحالی‌که شاید اگر همین مبلغ را در کار دیگری سرمایه‌گذاری کرده بودم، سود بیشتری کسب می‌کردم. من حرف‌های ریشه‌ای‌تری درباره تولید دارم. امروز کسی که مبادرت به خرید زمینی در شهرک صنعتی با فلان نرخ می‌کند انتظار دارد آن زمین هنگام فروش گران‌تر شده باشد. این تفکر تولید را در نطفه خفه می‌کند. در بحث تولید، سود معنا ندارد. به‌نام تولید و توسعه یک شهرک صنعتی درست می‌کنیم درحالی‌که امروز شاهد هستیم ۹۰درصد شهرک‌های صنعتی کشور زمین‌گیر هستند. بهترین شهرک صنعتی، عباس‌آباد است؛ یعنی تمام تولیدکنندگان دانش ندارند و راه تولید را بلد نیستند؟ زیرساخت‌ها نامناسب است. اگر در یک روستا زمینی خریداری شود پس از مدت کوتاهی نرخ آن چند برابر می‌شود یا اگر خودرویی خریداری می‌شود دو برابر سود خواهد داشت که نشان می‌دهد زیرساخت‌ها برای رشد تولید فراهم نیست. در این شرایط تولیدکننده مدام با خودش درگیر است. در کشور ما پزشکان در امر ساخت‌وساز فعالیت دارند. چرا؟
جعفری: یک معضل فرهنگی اتفاق افتاده که اقتصاد ما را با چالش روبه‌رو کرده و نمی‌گذارد در امر صادرات فعالیت‌های جدی شکل بگیرد و آن هم بدعهدی و بدقولی‌های چند سال گذشته است که اعتمادها را از بین برده است. بروز چنین مشکلاتی سبب شده نه سرمایه‌گذاری به امر صادرات ورود کند و نه کنسرسیومی در این زمینه تشکیل شود.
اسکندری: واقعیت‌ها را باید دید. اگر قرار است صنعت رشد کند باید یک سلسله از فرآیندها تغییر کند.
دبیریان: ما همه چیز داریم و هیچ چیز نداریم. در بحث صادرات تمام کشورهایی که موفق بوده‌اند به‌دلیل حمایت دولت‌های‌شان بوده است. چین پیشرفت کرد چون دولت حامی فعالان اقتصادی بود. بهترین برندهای جهان از سوی چین عرضه می‌شود چون با تسهیلات دولتی و با نرخ رقابتی محصولات خود را تولید می‌کند.
دولت می‌گوید رونق تولید اما به حواشی تولید مانند بیمه، مالیات و مشکلات کاری توجهی ندارد. به‌عنوان‌نمونه در بحث بیمه صنعتگر تا ۵ نیرو ۱۰درصد بیمه را می‌پردازد که ۲۰۰هزار تومان می‌شود و نفر ششم باید ۶۰۰هزار تومان بپردازد. دولت محدودیت ایجاد می‌کند و کارآفرین هم حمایت نمی‌شود.
اسکندری: علم اقتصاد برای تمام کشورهای جهان یکسان است و از زیرساخت گرفته تا تولید به همه با یک نگاه توجه می‌شود. برای تولیدکننده‌ای که گرفتار مشکلات روزمره شده و در تامین مواد اولیه و نقدینگی مشکلاتی دارد چگونه از صادراتی صحبت می‌کنیم.
برخی تولیدکنندگان در کنار امر تولید، خرید و فروش زمین انجام می‌دهند چراکه رشد این بخش و سودآوری آن بسیار بیشتر از تولید است. ۱۰ سال پیش من یک زمین در روستای خودم خریداری کردم که امروز نرخ آن به اندازه ۱۵ سالی که تولید داشته‌ام، افزایش یافته است. فراموش نکنیم سود کارهای دیگر به جز تولید بیشتر است


چاپ