آسیا چگونه آینده جهان را رهبری خواهد کرد؟

جایگاه ایران در زنجیره ارزش جهانی ارتقا می‌یابد

زهرا طهرانی: شاید چین موفق‌ترین کشور آسیایی در حوزه اقتصاد به شمار می‌رود که توانسته به موفقیت‌ها و پیشرفت‌های متعددی در بخش‌های مختلف دست یابد و همین امر موجب تحرکاتی در منطقه آسیا و کشورهای دیگر شده اما مدتی است نظریه‌هایی مبنی بر رشد و توسعه کشورهای دیگر آسیایی و جایگزینی آنها با چین مطرح می‌شود که حکایت از تحول اساسی آسیا در جهان دارد.

در همین باره مسعود کمالی اردکانی، عضو هیات علمی موسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی در گفت‌وگو با ضمن اینکه تغییر و تحولات در آسیا را تشریح کرد، از درس‌هایی که ایران نیز باید از این پیشرفت‌ها بگیرد گفت و تاکید کرد: حضور ایران در منطقه آسیا فرصت مغتنمی برای بهره‌گیری از منافع اقتصادی این کشورها در راستای رقابت‌پذیر کردن اقتصاد کشور و ارتقای جایگاه ایران در زنجیره ارزش جهانی محسوب می‌شود. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

سال‌هاست برخی از ظهور آسیا و ظرفیت عظیم آینده‌اش سخن می‌گویند، اما به‌نظر می‌رسد آینده خیلی سریع‌تر از آنچه انتظار می‌رفت، به وقوع پیوسته است. دیدگاه شما در این باره چیست؟
یکی از چشمگیرترین تحولات ۳۰ سال گذشته ظهور آسیا بوده که مظاهر آن در افزایش مصرف، ادغام در جریان تجارت، سرمایه، استعداد و نوآوری جهانی بروز کرده است. در دهه‌های پیش رو، اقتصادهای آسیایی از نقش‌آفرینی در این جریانات به سمت شکل‌دهی و راهبری تحولات آینده حرکت می‌کنند. در واقع، در بسیاری از زمینه‌ها از اینترنت گرفته تا تجارت و مصرف کالاهای لوکس این تغییر جهت ایجاد شده است. بنابراین دیگر سوال این نیست که آسیا با چه سرعتی ظهور پیدا خواهد کرد بلکه مسئله این است که آسیا چگونه آینده جهان را رهبری خواهد کرد. البته این نکته را نباید از نظر دورداشت که کلی‌گویی در مورد منطقه گسترده‌ای از جهان با زبان‌ها، قومیت‌ها و مذاهب مختلف امر دشواری است. این کشورها از اشکال مختلفی از دولت، نظام‌های اقتصادی و شاخص‌های توسعه انسانی برخوردارند. درآمد سرانه سالانه این منطقه از ۸۴۹ دلار امریکا در کشور نپال تا ۵۷، ۷۱۴ دلار امریکا در سنگاپور متغیر است. موضوع مشترک در این منطقه متنوع، روند صعودی شاخص‌های کلیدی اقتصادی و اجتماعی است. ۲۰ سال پیش، آسیا تقریباً یک سوم تولید ناخالص داخلی جهان را به خود اختصاص داده است اما پیش‌بینی می‌شود در ۲۰سال آینده این رقم به ۵۰ درصد افزایش یابد. تا آن زمان انتظار می‌رود این منطقه حدود ۴۰درصد از کل مصرف جهان را تشکیل دهد. آسیا نه تنها به پیشرفت‌های اقتصادی نائل آمده بلکه در زمینه توسعه انسانی نیز گام‌های بلندی برداشته است. افزایش امید به زندگی و طول‌عمر، افزایش جامعه با سواد در سطح بالای ۸۰ درصد و رشد چشمگیر استفاده از اینترنت نمونه‌ای از این دستاوردهاست. رشد منطقه آسیا نه تنها صدها میلیون نفر را از فقر شدید نجات داده است، بلکه سطح زندگی را اعم از رشد شهرنشینی، رشد اقتصادی و ارتقای آموزش و خدمات بهداشت عمومی در هر سطح درآمدی به‌طور گسترده‌تری برای افراد بالا برده است. اما در عین حال چالش‌های رفع‌فقر و توسعه‌یافتگی یکپارچه هنوز باقی مانده است. سرعت بی‌وقفه رشد اقتصادی باعث شده تا بسیاری از شهرها از تأمین مسکن، توسعه زیرساخت‌ها و سایر خدمات ناشی از افزایش جمعیت عقب بمانند، بنابراین کشورهای سراسر منطقه به منظور غلبه بر مشکلات زیست محیطی و نابرابری نیازمند رشد اقتصادی فراگیر و پایدارتری هستند. به تازگی موسسه جهانی مک‌کینزی با بررسی ۷۱ اقتصاد در حال توسعه و انتخاب ۱۸ اقتصاد با رشد قوی و پیوسته تولید ناخالص داخلی به این نتیجه رسیده است که ۷ اقتصاد نوظهور با رشد بالا و بلند مدت اقتصادی و۵ اقتصاد نوظهور به تازگی رشد یافته در منطقه آسیا قرار دارند. در دهه اخیر، چندین کشور آسیایی خود را به ردیف کشورهای با درآمد متوسط و حتی اقتصادهای پیشرفته رسانده‌اند. این نشان‌دهنده صنعتی شدن مستمر منطقه و رشد شهرنشینی، افزایش تقاضا و رشد بهره‌وری و وجود بنگاه‌های پویای اقتصادی در این کشورهاست.این روند نمایانگر یک تغییر واقعی در مرکز ثقل جهان است. محقق پاراگ خانا ادعا می‌کند که «قرن آسیا» آغاز شده و اذعان می‌دارد که ظهور آسیا ظهوری ساختاری است نه دوره‌ای و تصادفی.

نقش آسیا در تجارت جهانی چه خواهد بود؟
تحقیقات جدید موسسه جهانی مک کینزی با بررسی ۲۳ زنجیره ارزش صنعت در ۴۳ کشور، تغییرات ساختاری بنیادی در الگوهای تجارت جهانی را به ثبت رسانده که آسیا در مرکز بسیاری از این تغییرات قرار دارد. در طول یک دهه گذشته، تولید جهانی همچنان درحال افزایش است اما تجارت ۶.۵ درصد کاهش یافته است. این کاهش نشان دهنده اختلافات تجاری یا کندی قریب الوقوع رشد اقتصادی نیست بلکه حاکی از توسعه اقتصادی سالم در چین، هند و سایر کشورهای آسیایی نوظهور است. به عبارت بهتر با افزایش مصرف، بیشتر آنچه در این کشورها ساخته می‌شود به جای اینکه به غرب صادر شود اکنون در داخل این کشورها فروخته می‌شود. در دهه گذشته چین تقریبا تولید کالاهای کاربر خود را ۳ برابر کرده است یعنی از ۱.۳ تریلیون دلار به ۸.۸ تریلیون دلار امریکا رسانده است. در همین زمان، سهم صادرات خالص چین به طرز چشمگیری از۵.۱۵درصد به ۳.۸ درصد کاهش یافته است. هند نیز به همین ترتیب سهم کمتری از تولید خود را صادر کرده است. این بدان معناست که کالاهای بیشتری در داخل کشورها مصرف می‌شود. علاوه بر این، اقتصادهای نوظهور منطقه، توانمندی‌های جدید صنعتی ایجاد می‌کنند که منجر به ساخت محصولات پیشرفته‌تر می‌شود و به‌تدریج اتکای خود به واردات محصولات واسطه و نهایی را کاهش می‌دهند. صادرات محصولات صنعتی کاربر موتور اصلی رشد چین بوده است و از همین رو از نظر تاریخی مسیر روشنی برای توسعه اقتصادی کشورهای فقیر تلقی می‌شود. با وجود این، با افزایش دستمزدها و گسترش استفاده از فناوری اتوماسیون، فرصت‌های رقابت مبتنی بر نیروی کار ارزان محدود می‌شود. هرچند برای برخی کشورهای منطقه آسیا، فرصت هنوز باقی است. با افزایش دستمزدها در چین و کشورهایی که به سمت فعالیت‌های با ارزش‌افزوده بیشتر حرکت می‌کنند، سهم صادرات جهانی کالاهای کاربر ۳درصد کاهش یافته است. این امر باعث شده دیگر کشورها بتوانند در این زمینه گام‌هایی بردارند. در یک دهه گذشته، ویتنام، هند و بنگلادش موفق به رشد صادرات کالاهای کاربر(به‌ویژه منسوجات) با نرخ سالانه به ترتیب ۱۵، ۸ و ۷ درصد شده‌اند.

با این اوصاف، می‌توان گفت مراکز تولیدی جدید جهان در حال شکل گیری است و کشورها جایگزین چین می‌شوند؟
از لحاظ تاریخی چین به دلیل مزیت رقابتی نیروی کار ارزان به عنوان «کارخانه جهان» شناخته شده، اما شکاف دستمزد بین چین و بقیه کشورهای آسیایی در حال کم شدن است. در سال ۷۵-۱۳۷۴، دستمزدها در ژاپن ۴۶ برابر بیشتر از چین بود. اما درسال ۲۰۱۶، این تفاوت به ۴ برابر تقلیل یافته است. چین در حال بالا رفتن از نردبان زنجیره ارزش جهانی است و سایر کشورهای مناطق اطراف آسیا در حال جایگزین شدن چین هستند. به‌ویژه ویتنام به قطب تولید گسترده‌ای برای صادرات محصولات کاربر تبدیل شده است. این کشور سیل عظیمی از سرمایه‌های خارجی در زمینه‌های جدید را به شهرهایی مانند «های فونگ» جذب کرده است. علاوه بر های‌فونگ در ویتنام، شهر هوشی‌مین در ویتنام، بکاسی در اندونزی و شیان در چین در حال افزایش تولیدکنندگان لوازم الکترونیکی هستند. همانطور که کشورهای جدید نقش‌های جدیدی در زنجیره ارزش صنعت به عهده می‌گیرند، مجموعه جدیدی از شهرها از ورود سرمایه بهره می‌برند. سرمایه‌گذاری در کارخانه‌ها منجر به ایجاد جاده‌های جدید، مشاغل جدید و شهرنشینی می‌شود. بخش اعظم سرمایه در ویتنام از کره جنوبی و ژاپن تأمین می‌شود. این مراکز تولید جدید، نه تنها نوید پیدایش کشورهای در حال ظهور آسیا را می‌دهند بلکه نوید دهنده منطقه مرتبط‌تر همراه با سرمایه‌گذاری مشترک است. با این وجود تجارت بین کشورهای آسیایی در حال افزایش است به‌طوری‌که ۵۲درصد تجارت کشورهای آسیایی بین خودشان صورت می‌گیرد که در مقایسه با میزان تجارت بین منطقه‌ای امریکای شمالی بسیار بیشتر است. تجارت خدمات ۶۰ درصد سریع‌تر از تجارت کالا و تجارت خدمات منطقه آسیا ۷.۱ برابر سریع‌تر از سایر نقاط جهان در حال رشد است. درحالی که هند و فیلیپین از بزرگ‌ترین صادرکنندگان خدمات پشتیبانی اداری، محسوب می‌شوند، تجارت خدمات دانش‌بنیان، هنوز در بیشتر کشورهای آسیایی در مراحل ابتدایی خود قرار دارد و نمایانگر شکاف مهمی است که باید پر شود.

پیشرفت آسیا در حوزه دیجیتال و نوآوری‌های این حوزه به چه شکل است؟‌
منطقه آسیا آنلاین و پررونق است به‌طوریکه امروز نیمی از (۲.۲ میلیارد) کاربران اینترنت جهان را به خود اختصاص داده است. چین و هند به تنهایی یک سوم کاربران اینترنتی جهان را تشکیل می‌دهند. سیل عظیم مصرف‌کنندگان دیجیتال در منطقه از فناوری‌های شکوفا و نوآورانه پشتیبانی می‌کنند. چین، ژاپن، کره جنوبی و سنگاپور از پیشرفته‌ترین کشورهای دیجیتالی جهان هستند. چین با سرعت شگفت‌آور به این مقام رسیده است. این کشور تنها حدود یک دهه قبل، کمتر از یک درصد از ارزش معاملات تجارت الکترونیکی در سراسر جهان را به خود اختصاص داده بود. این سهم اکنون بیش از ۴۰ درصد است. پرداخت از طریق تلفن همراه در بین کاربران اینترنت در چین از ۲۵ درصد در سال ۹۲-۱۳۹۱ به ۶۸ درصد در سال ۲۰۱۶ افزایش یافته است. سه غول اینترنتی چین یعنی بایدو، علی بابا و Tencent در حال ساختن یک اکوسیستم دیجیتال قوی جهانی هستند. آسیا دارای سرمایه گسترده‌ای برای حمایت از نوآوری در فناوری و کارآفرینی است. اکنون چین از نظر سرمایه‌گذاری در استارت آپ‌ها در رده دوم پس از ایالات متحده قرار دارد. از سال ۹۳-۱۳۹۲ تا ۹۵-۱۳۹۴ چین تقریباً زیر ۲۰ درصد سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیر جهان را در اختیار داشت. هند همچنین به سرعت در حال رسیدن به این سطح است و در سال ۹۷-۱۳۹۶، ۳ برابر آلمان بودجه برای سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیر اختصاص داده است. ایجاد زیرساخت‌های دیجیتالی برای شهرهای کوچک و آنلاین کردن هرچه بیشتر این بخش از جمعیت آسیا موضوع توسعه توأمان اقتصادی و انسانی است. دولت هند در اقدامی امیدوارکننده که می‌تواند به عنوان الگویی برای سایر کشورهای آسیایی باشد که هنوز در مراحل اولیه سفر دیجیتالی شدن خود هستند، توانسته است بیش از ۲.۱ میلیارد نفر را در یک برنامه هویت دیجیتال بیومتریک ثبت نام کند. این برای نخستین بار به بسیاری از افراد هویت حقوقی داده است و این امکان را برای آنها فراهم می‌کند تا دسترسی به بانک، اعتبارات، مزایای دولتی، آموزش و خدمات دیگر را به‌دست آورند.
این نوع ابتکارات می‌تواند روند دیجیتالی شدن را به طور گسترده‌تری در کل اقتصادها تسریع کند.

چرا گفته می‌شود نیمی از رشد مصرف جهان در دهه آینده متعلق به آسیاست؟
در دو دهه گذشته، فقر جهانی به طرز چشمگیری کاهش یافته و حدود ۲.۱ میلیارد نفر قدرت خرید پیدا کرده‌اند. این یکی از بزرگ‌ترین داستان‌های موفقیت‌آمیز اقتصادی در تاریخ است و قاره آسیا در آن نقش بسزایی دارد. تحقیقات مک‌کینزی نشان می‌دهد در دهه آینده نیمی از رشد مصرف در جهان متعلق به آسیا است. این منطقه یکی از مهم‌ترین بازارها برای شرکت‌های بین‌المللی محسوب می‌شود. مصرف‌کنندگان آسیایی مدتهاست کالاهای لوکس و برندهای خارجی را در اولویت خرید خود قرار داده‌اند. نیمی از رشد مصرف جهان در دهه آینده متعلق به آسیاست، سهم رشد مصرف شهری طی سال‌های ۹۴-۱۳۹۳ تا ۴۰۹-۱۴۰۸ در چین ۳۱ درصد، امریکای شمالی ۲۳ درصد، امریکای لاتین ۸ درصد، اروپای غربی ۹ درصد، جنوب آسیا ۷ درصد، شمال شرق آسیا ۶ درصد، اروپای شرقی ۵ درصد، صحرای افریقا ۴ درصد، استرالیا ۱ درصد و منطقه منا ۳ درصد بوده است. تا سال۱۴۰۹ -۱۴۰۸، این گروه می‌تواند ۱۲ سنت از هر یک دلار از مصرف شهری جهان را به خود اختصاص دهد.

با همه این توفیقات، به نظر شما ایران چه درس‌هایی می‌تواند بگیرد؟
همان‌گونه که گفته شد آینده اقتصاد جهان در دستان اقتصادهای آسیایی است. در عین حال اقتصادهای منطقه آسیا اقتصادهای یکپارچه و همگونی نیستند و به‌دلیل تفاوت ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خود، توفیقات آنها در عرصه رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی متفاوت بوده است. سرمایه‌های بین‌المللی نیز با توجه به تغییر شرایط بین‌المللی و محیط کسب‌وکار این کشورها در حال حرکت از یک نقطه به نقطه دیگرند. برخی تحلیلگران اقتصادی معتقدند مقاصد بعدی سرمایه‌های بین‌المللی پس از کشورهای موسوم به بریکس کشورهایی نظیر ترکیه، هند، نیجریه، مکزیک، ویتنام، فیلیپین، پاکستان، اندونزی، بنگلادش، کره جنوبی و همچنین ایران است. این ۱۱ کشور معروف به گروه ۱۱ هستند و معیار انتخاب آنها رشد سریع جمعیت، رشد بالای مصرف، افزایش درآمد متوسط و ظرفیت صنعتی مناسب است. کشورهای عضو این گروه از لحاظ میزان ثبات اقتصاد کلان، بلوغ سیاسی، درجه باز بودن اقتصاد، نوع سیاست‌های سرمایه‌گذاری و تجاری و کیفیت آموزش با هم متفاوتند و آنها را می‌توان به سه گروه درحال توسعه (ایران، نیجریه، پاکستان، بنگلادش)، تازه صنعتی شده (ترکیه، هند، اندونزی، مکزیک، ویتنام، فیلیپین) و توسعه یافته (کره جنوبی) طبقه‌بندی کرد. در این میان ایران دارای جمعیت بالا و تحصیلکرده، زیرساخت‌های نسبتا مناسب اقتصادی و تولیدی است و به دلیل دور بودن از فضای اقتصاد جهانی می‌تواند به بزرگترین اقتصاد دارای ظرفیت رشد تبدیل شود. دور ماندن از فضای اقتصاد جهانی و اتکا به درآمدهای پایان‌پذیر نفت باعث ضعف زیرساخت‌های تولید رقابتی و جذب نشدن سرمایه‌های داخلی و خارجی در اقتصاد کشور و ایفای نقش در پایین‌ترین سطح زنجیره تولید و تجارت جهانی شده است. به نظر می‌رسد حضور ایران در منطقه آسیا فرصت مغتنمی برای بهره‌گیری از منافع اقتصادی این کشورها در راستای رقابت‌پذیر کردن اقتصاد کشور و ارتقای جایگاه ایران در زنجیره ارزش جهانی محسوب می‌شود. رشد و توسعه اقتصاد کشور علاوه بر سرمایه، نیازمند فناوری و دانش فنی است و این مهم بدون تنش‌زدایی در روابط سیاسی و اقتصادی با دنیا و در عین حال تلاش برای عضویت در سازمان جهان تجارت که به بهبود فضای کسب و کار، جذب سرمایه خارجی و تقویت منابع انسانی و مدیریت صنعتی کشور کمک خواهد کرد، میسر نیست.


چاپ