طرح شناسا و مدیریت سرمایه‌گذاری

در نوشتارهای پیشین درباره طرح شناسه رهگیری کالا در صنف قطعات خودرو و یک مشوق پیشنهادی مطالبی آمد.

در ادامه این بحث می‌خواهم به برخی نکات و مشوق‌های پیشنهادی دیگری بپردازم که شاید فکر عمیق درباره آنها ما را در پیشبرد این طرح کمک کند.

نخستین آن درباره نحوه الصاق این کد‌ها روی کالاست. اساسا باید یادآور شوم که شیوه الصاق این‌گونه کدها قدیمی‌ترین و پرهزینه‌ترین روش‌هاست. شاید حک کردن بارکد‌های یک و دو بعدی روی خود کالا مرسوم‌تر باشد اما کاملا مشخص است که این کار در عمل امکان‌پذیر نخواهد بود. با توجه به اینکه منبع تامین کالا یا از محل تولید داخل است یا از محل تامین خارجی (واردات) در هر دو حالت امکان درج بارکد روی کالا عملا با چالش‌های بزرگی روبه‌رو است. کالای وارداتی را نه می‌توان در مبدا کد‌گذاری کرد و نه در گمرک قبل از ترخیص و نه بعداز ترخیص در انبار صاحب کالا و تولید‌کنندگان هم نیازمند سرمایه‌گذاری برای حک کد روی محصولات خود هستند.

تهیه برچسب مناسب، تهیه چاپگر و چاپ روی آنها و نیروی انسانی و زمانی‌که برای نصب آن روی کالا صرف می‌شوند، همگی از جنس هزینه بالاسری برای صاحب کالا به‌شمار می‌روند. آیا این هزینه‌ها از سوی اداره دارایی به‌عنوان هزینه‌های کسب‌وکار پذیرفته می‌شوند؟ شاید اگر سازکاری تبیین شود که این هزینه‌ها به رسمیت شناخته شوند مشوقی برای این کار باشد. اگر بتوان برای تمام‌موارد ذکر شده در فرآیند الصاق یک وزن مالی تعیین و مشخص کرد که هر بر چسب چه نرخی خواهد داشت و این نرخ را در تعداد تقریبی کالاهای هدف ضرب کنیم مشخص می‌شود که چه بار هزینه‌ای خواهد داشت. به‌علاوه اینکه جنس برچسب و نوع چاپ براساس پیش‌نویس دستورالعمل اجرایی این طرح باید به‌گونه‌ای باشد که مخدوش یا پاک نشود اگر نه پیامدهای آن گریبانگیر صاحب کالا می‌شود.

نکته دیگری که می‌تواند یک مشوق خوب تلقی شود در اختیار قراردادن اطلاعات نقل‌وانتقال کالا در طول زنجیره تامین به صاحب کالاست. اجازه بدهید این مورد را با جزئیات بیشتری بررسی کنیم.

این روز‌ها یکی از ابزارهایی که می‌تواند به مدیریت سرمایه‌گذاری تامین‌کنندگان روی کالاهایی که در سبد کسب‌وکار آنها وجود دارد کمک شایانی کند اطلاعات مربوط به حرکت کالا در طول زنجیره تامین و توزیع است. یعنی دقیقا همین اطلاعاتی که سامانه شناسه رهگیری کالا ذخیره می‌کند. تصور کنید که تامین‌کننده بتواند ببیند که چه مقدار از کالایی که عرضه کرده هنوز در طول زنجیره انبارش شده و چه مقدار آن از زنجیره خارج شده و به‌دست مصرف‌کننده رسیده است. حال با این اطلاعات می‌تواند سرمایه خود را به صورت بهینه برای پایداری تامین خود مدیریت کند.

درحال‌حاضر، بسیاری از شرکت‌ها به صورت جزیره‌ای این کار را می‌کنند و از مزایای اطلاعات حرکت کالای خود در زنجیره بیشترین بهره را می‌برند، آیا می‌شود این‌گونه داده را که سامانه شناسه رهگیری کالا ذخیره می‌کند در اختیار تامین‌کنندگان قرار داد؟ اطلاعاتی که دانستن آن حق آنهاست. البته این کار نیازمند طراحی سیستم‌های تعریف سطوح دسترسی، امنیت اطلاعات و پارامتر‌های دیگری است اما مهم این است که این داده در حال جمع‌آوری بوده و فقط نیاز به پالایش، دسته‌بندی و تحلیل دارد. یکی از اهداف اصلی طراحان سامانه شناسه رهگیری کالا شاید همین موضوع بوده اما بعید می‌دانم نیت آنها به اشتراک گذاشتن این داده‌ها با صاحبان آنها باشد.

تجربه ثابت کرده دولت خود به‌تنهایی هم نمی‌تواند از عهده این‌گونه برنامه‌ریزی‌ها و تحلیل‌ها برآید. درحال‌حاضر، سامانه‌های گوناگونی در دولت الکترونیک روزانه در حال جمع‌آوری اطلاعات هستند، اما عملکرد نشان داده که از این داده‌ها به نحو مطلوب استفاده نمی‌کنند، چراکه اگر می‌کردند امروز دست‌کم یک تصویر روشن‌تری از بازار داشتند.

در پایان می‌خواهم توجه سیاست‌گذاران را به این نکته جلب کنم که در عصر اطلاعات که فروشگاه‌های بدون صندوق فروش در جهان در حال توسعه هستند، فکر کردن به شیوه‌های الصاقی شاید فاصله ما را با رشد جهان بیشتر کند و هزینه‌های قیمت تمام‌شده کالا برای مصرف‌کننده نهایی را بالا ببرد. این‌گونه طرح‌ها باید کمک کنند مصرف‌کننده کالای اصل را به قیمت واقعی بخرد، نمی‌شود انتظار داشت ما هزینه‌های ریسک و حرکت کالا در طول زنجیره و رصد کردن آن را بر دوش فعالان این زنجیره بیندازیم اما مصرف‌کننده نهایی به قیمت گذشته آن را خریداری کند، این با روح و فلسفه بازار مغایرت دارد.

امیرحسین صیرفی/ عضو کمیسیون اقتصادی اتحادیه صنفی قطعات خودرو تهران


چاپ