آینده تاریک

پدیده کار کودک، موضوع تازه‌ای نیست اما در دهه ۹۰ شاهد رشد فزاینده کودکان کار در سطح کشور بوده‌ایم.

تعداد این کودکان به‌قدری زیاد شده که دیگر نمی‌توان منکر حضور و وجود آنها بود. با این وجود، همزمان با رشد فزاینده کودکان کار از یک‌سو شاهد نادیده گرفته شدن این بچه‌ها از سوی جامعه و مردم و از سوی دیگر، القای نگاهی مبنی بر هدایت‌شدگی فعالیت آنها از سوی باندهای ویژه هستیم. در واقع همزمان با رشد تعداد کودکانی که کار می‌کنند و سهمی اثرگذار در تامین معیشت و اقتصاد خانوادشان را بر عهده دارند، این نگاه در میان مردم پررنگ شده که باندهایی مافیایی، این کودکان را ساماندهی می‌کنند؛ بنابراین کمک به کودکان یا خرید از آنها به منزله تقویت باندهای مخوف تبهکاری یادشده است.

این درحالی است که تجربه فعالان حوزه کار کودک حکایت از آن دارد که اغلب بچه‌هایی که با عنوان کودک کار در معابر، پشت چراغ‌قرمزها، متروها و... می‌بینیم از دل خانواده‌های فقیر، محروم و آسیب‌دیده برآمده‌اند و از سوی عده‌ای سودجو سامان‌دهی نمی‌شوند. اما همچنان و با وجود تذاکرات داده شده، این نگاه همچنان از دل رسانه‌ها به‌ویژه صداوسیما به مردم منتقل می‌شود که به‌شدت آسیب‌زاست.

ما در طول سال‌های گذشته شاهد مبارزه با انواع باندهای قاچاق مواد مخدر، مفاسد هدایت شده اقتصادی و... بوده‌ایم اما تاکنون هیچ خبری مبنی بر شناسایی یا دستگیری هیچ باندی از کار کودکان منتشر نشده است. بدون تردید اگر چنین باندهایی وجود داشتند، شناسایی و انهدام آنها آنقدرها هم کار دشواری نبود؛ بنابراین باید بپذیریم تفکرات اشتباهی را به مردم القا کرده‌ایم که هیچ منطقی آن را نمی‌پذیرد.

در همین حال باید تاکید کرد حضور گسترده کودکان کار، موجب شده ضعف و فقر این بچه‌ها برایمان هر روز عادی‌تر از روز قبل شود. حتی در مواردی حضور و نقش این بچه‌ها برای برخی یک قدم جلوتر از عادی شدن رفته و آنها را عصبانی می‌کند گویی به المان‌هایی برای زشت شدن چهره شهرها بدل شده‌اند. البته هنوز هم هستند مردمی که به‌دنبال اتخاذ تصمیمی درست در مواجهه با این کودکان هستند. بر همین اساس نیز به تکرار با این سوال روبه‌رو می‌شویم که سیاست درست در مواجهه با این کودکان چیست؟

به اعتقاد من، درست‌ترین اقدام در مواجهه با آنها، پیوستن به ان‌جی‌اوها و تلاش برای رفع این دست مشکلات است. به‌علاوه آنکه انتظار می‌رود با نگاهی عمیق‌تر درباره کار کودکان پرسش شود، یعنی از چرایی کار کودکان در کشور ما و رشد قابل‌توجه آن در سال‌های اخیر پرسید.

درواقع بهتر است به سمت‌وسوی مطالبه‌گری درباره روند زندگی این کودکان پیش برویم. در همین حال کودکان کار را فارغ از کارشان ببینیم و با آنها معاشرت کنیم.

در ادامه باید تاکید کرد با وجود تمام تلاش‌های مردم در مواجهه با کودکان کار و اقدامات ان‌جی‌اوهای فعال در حوزه کار کودکان، این آسیب اجتماعی بدون دخالت مستقیم دولت‌ها و سیاست‌گذاری همسو متولیان امر به نتیجه مطلوب نمی‌رسد.

کودکان کار اغلب بزرگ‌تر از سن خود هستند و دوران بچگی را به سرعت پشت‌سر گذاشته‌اند، حتی باید پذیرفت که برخی از آنها کودکی نکرده‌اند. هرچند کودک کاری که در خیابان کسب درآمد می‌کند، با کودکی که کار خانگی می‌کند، تفاوت‌های اساسی دارند. این بچه‌ها در خیابان آموخته‌اند که برای حفظ بقای خود بجنگند. تا جایی‌که روح کودکی آنها در این جنگ و ستیز کشته شده است. حتی در مواردی شاهدیم که این کودکان ناچار شده‌اند برای بهبود فروش‌شان رندی کنند.

در پایان باید تاکید کرد که این کودکان‌کار همیشه بچه نیستند و بچه نمی‌مانند. چنانچه امکانات لازم برای آموزش و کسب تخصص برای این کودکان فراهم نشود، باید منتظر آینده‌ای تاریک برایشان باشیم. آینده‌ای که در خودخواهانه‌ترین حالت ممکن، حتی زندگی بی‌تفاوتان امروزی را هم تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.

سیما صدر- فعال حقوق کودکان


چاپ