«مالیات» کلید حل معضل کسری‌بودجه

در کشورهای توسعه‌یافته یکی از راه‌های تامین درآمد دولت‌ها، اخذ مالیات از مردم است اما در کشور ما به‌دلیل وجود پول نفت چنین امری رایج نیست.

از طرفی هم در موارد بسیاری شاهد کسری بودجه بوده‌ایم که دولت همواره برای جبران آن به ابزارهای مخربی مانند استقراض از بانک مرکزی دست زده، در حالی که یکی از بهترین و معقول‌ترین راه‌های جبران کسری بودجه اخذ مالیات است که موجب ایجاد تورم و معضلات اقتصادی دیگر برای مردم عادی نمی‌شود.

بودجه‌هایی که دولت‌ها در کشورمان تنظیم می‌کنند متاسفانه در مواردی حتی ضدتوسعه‌ای هستند؛ برای مثال گاهی می‌بینیم که بودجه‌ها در جهت تعمیق انحصار در حوزه‌های مختلف طراحی شده‌اند یا در برخی موارد شاهد زمین‌گیر شدن بخش‌های سالم و مولد در ساختار اقتصادی کشور هستیم که همگی به‌دلیل وجود نقص در روند بودجه‌نویسی کشور اتفاق افتاده‌اند. از همه مهم‌تر مسئولان کشور باید توجه کنند که تمام این مسائل عاملی برای ریشه‌دارتر شدن توسعه‌نیافتگی نیز خواهد شد که کشور را با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو می‌کند.

البته باید درباره اخذ مالیات هم تامل کرد؛ مثلا این خوب است که ما پایه‌های مالیاتی را گسترش دهیم. با کمال تاسف باید گفت بسیاری هستند در حوزه‌های مختلف که فرارهای مالیاتی سنگینی دارند و فعالیت‌های‌شان نیز غیرتوسعه‌ای یا حتی ضدتوسعه‌ای است. اگر قرار است از این بخش مالیات بگیریم بسیار کار خوبی است و باید هر چه زودتر اقدام کنیم. این عمل هم در جهت عدالت است و هم باعث ایجاد رقابت سالم‌تری در اقتصاد کشور می‌شود. حتی اگر کمی فراتر نگاه و چنین برنامه‌ای را پیاده کنیم، طبیعتا موجب کشف و جلوگیری از گسترش فساد نیز خواهد شد.

دولت می‌توانست حتی روی تراکنش‌های سنگین‌تر مالیات بیشتری ببندد اما متاسفانه نظام مالیاتی ما با بحران‌های عدیده‌ای روبه‌رو است که یکی از آنها همین ناتوانی دولت در اخذ مالیات از برخی مجاری خاص است. در عوض شاهدیم که برخی از بخش‌های مولد، مالیات‌های سنگینی می‌پردازند، در حالی که باید مالیات بخش‌های تولیدی به‌تناسب اثربخشی آنها در توسعه (خصوصا حوزه‌های صنعتی) تعدیل می‌شد؛ برای مثال باتوجه به رکودی که در اقتصاد ما حاکم شده، بخش‌های دانش‌بنیان، مدرن و های‌تک (hight tech) اقتصادی باید مالیات‌شان کاهش پیدا می‌کرد تا بتوانند بازارشان را توسعه دهند و در نهایت به میزان زیادی صادرات داشته باشند.

البته برخی قسمت‌ها را هم داریم که به محیط‌زیست آسیب می‌زنند و طبیعتا باید از این بخش‌ها مالیات بیشتری گرفته شود. این یک فاجعه است که ما در حال ‌حاضر مالیات بر سوداگری و سفته‌بازی نداریم و حتی مالیات بر خانه‌های خالی هم گرفته نمی‌شود؛ مثلا شخصی برج ساخته اما واحدهای آن را خالی نگه داشته به هوای اینکه قیمتش ۲ برابر شود، سپس واحدهای آن را به فروش برساند. خب راه درست این است که از چنین افرادی مالیات سنگینی گرفته شود. اما رویه فعلی دولت به هیچ وجه عادلانه نیست.

باید توجه داشت که عدالت در صورت شفافیت در عرصه‌های مختلف قابل‌تحقق است و در عین حال باید استراتژی تولیدی ما نیز درست و اصولی باشد. باید از تولید و صادرات دانش‌پایه استفاده شود، نه از تولید و صادرات منبع‌افزاری یا خام‌فروشی؛ مثلا گفته می‌شود الان یکی از منابع صادراتی ما خاک و کلوخه‌های معدنی است! باید افرادی که منابع را خالی و به صورت خام‌فروشی صادر می‌کنند شناسایی شوند و مالیات‌های سنگین از آنها گرفته شود. پیدا کردن اشخاصی که چنین اعمالی را انجام می‌دهند هم بسیار ساده است و می‌توان به‌راحتی از روی تراکنش‌های مالی آنها سیستم‌های نظارتی را باخبر کرد تا برای اخذ مالیات اقدام شود. اما آنچه که باید مورد توجه دولتمردان ما باشد این است که ادامه این روند تنها نتیجه‌ای که می‌تواند داشته باشد سوزاندن اعتماد مردم و سرمایه‌های اجتماعی کشور است. این مولفه‌ها را نمی‌توان جداگانه و به‌صورت منفرد بررسی کرد، چراکه زنجیروار به یکدیگر مربوط هستند.

 دولت باید پیش از هر اقدامی برای جلب اعتماد اجتماعی تلاش کند. در نهایت باید گفت اگر دولت بتواند خودش را کوچک‌تر کند و از این ساختار حجیم و غیرکارآمد فاصله بگیرد و به سمت هوشمندسازی برود می‌توان امیدوار بود که این برنامه‌ها را نیز عملی کند، اما متاسفانه بسیاری از تصمیمات در کشور ما سلیقه‌ای است و این مسئله کار را بسیار سخت می‌کند.

بهنام ملکی- اقتصاددان


چاپ