لطفا تلاش نکنید مردم را مدیریت کنید

نیما بیات: امروزه ارتباطات و فناوری بیشتر شبیه جوامع علاقه‌محور شده‌اند تا جوامع مسئولیت‌محور. نتیجه اینکه وقتی علایق مشترک از میان می‌روند، روابط و ارتباطات نیز تمام می‌شوند؛ با این همه هدف من برانگیختن است نه موعظه کردن، زیرا من خوب می‌دانم که جزءنگری مایه بدبختی است و نیز می‌دانم دیگران جزئیات را بهتر از من می‌دانند.

 باید بگویم مدیریت در واقع درباره انسان‌ها نیست بلکه درباره چیزهایی است که با انسان‌ها ارتباط دارد، درباره یک سیستم است. اگر وارد سازمان‌های حرفه‌ای شوید آنجا خواهید دید که انسان‌ها مهم‌ترین دارایی آنها هستند؛ جاهایی مثل دفتر وکلا یا مکان‌هایی که تمرین پزشکی در آنجا صورت می‌گیرد.

در بعضی از این سازمان‌ها به افرادی مدیر گفته می‌شود که فقط کارشان مربوط به سرویس ماشین یا سرویس سیستم‌های شبکه‌ای و از این دست کارها باشد. من دوست ندارم کسی مرا مدیریت کند و فکر می‌کنم هیچ ‌کس هم دوست ندارد مدیریت شود؛ بنابراین اینجا اشتباهی در حال رخ دادن است. مردم دوست ندارند مدیریت شوند و به احتمال زیاد آنها حق دارند. قوانین تا جایی لازم هستند که از هرج‌ومرج جلوگیری کنند، اما لطفا تلاش نکنید که مردم را مدیریت کنید. شما باید با مردم تعامل داشته باشید؛ پس به‌جای مردم کار را مدیریت کنید.

دقت داشته باشیم که تاثیر کلمات بسیار زیاد است و کلمات بسیار مهم‌تر از چیزی هستند که مردم تصورش را می‌کنند. اگر خود را عادت دهیم که از لغت مدیریت استفاده نکنیم، نتایجی که به‌دست می‌آید بسیار جالب توجه خواهد بود.

شما وقتی به اتاق جراحی پزشکی وارد می‌شوید آیا می‌پرسید اینجا مدیر کیست؟ کلمه مدیریت را در سازمان‌هایی که افراد ارزش و احترام دارند، هرگز نمی‌شنوید و همان‌طور که گفتم مردم دوست ندارند مدیریت بشوند؛ پس ایراد کار کجاست؟ ایراد کار ما هستیم؛ چون ما به مدیران قدرت داده‌ایم. آنها وقتی مدیر می‌شوند از قدرتی که به‌دست می‌آورند سرمست می‌شوند، سپس با خود می‌گویند وقت آن است که این مردمی که در دست‌مان هستند را مدیریت کنیم و دست به تغییرات و ساختار چندساله یک ارگان یا سازمان می‌زنند چون مدیر شده‌اند و باید کاری انجام بدهند.

در بورس هم همین رویه را در پیش گرفته‌ایم؛ البته چیزهایی وجود دارد که شما احتیاج دارید بدانید اما نه درباره چگونگی مدیریت مردم بلکه درباره اینکه کسب‌وکارها در بورس چگونه کار می‌کنند؟ ساختارشان چیست؟ فرآیند این سازمان‌ها چیست؟ وظایف بازارگردان‌ها در کنترل بازار بورس چیست؟ و سوالاتی دیگر.

اینها دقیقا سوالاتی هستند که مدیران باید جواب آنها را بدانند و آن چیزی هستند که ما برای بهبود اوضاع به آنها احتیاج داریم. امیدوارم در سال جدید در سازمان بورس تصمیم‌های عملیاتی خوبی در جهت بهبود گرفته شود، نه تصمیم‌های مدیریتی. در چنین حالتی است که می‌گوییم گذشته چراغ راه آینده است.


چاپ