نمادواژه‌ها و شهرسازی فرهنگی

یادداشت

 شهرسازی در تمام اعصار بر پایه فرهنگ و معماری خاص بوده‌ است.

حتی استفاده از نمادها در آبادی‌ها (محل زندگی افراد کمتر در کنار رودخانه‌ها و چاه‌های آب) مرسوم بوده، اما در کشور هرچه جلوتر می‌آییم این نمادها و معماری خاص را کمتر در حوزه‌های شهری و غیرشهری کشور می‌بینیم. نمادها و حتی نمادواژه‌ها نقش پررنگی در حفظ فرهنگ و انتقال مولفه‌های فرهنگی دارند.

Sign در لغت به معنی نشان، علامت و نماد است و ریشه در ادبیات نشانه‌شناختی یونان باستان دارد. نمادها مسیر سومی هستند که از «شم‌ها» و «کهن‌الگوها» گذر می‌کنند و به «اسطوره» و «تمثیل» ختم می‌شوند. شم‌ها در واقع بدون تصویر هستند، کهن الگوها با تصویر همراه می‌شوند و اما نمادها، با تصویر و فرهنگ می‌آیند.

عملکرد نمادها در انتقال و تولید ضدمعنا

دنیای امروز با تصاویر تبلیغاتی ساده و نمادینی در شکل کلان زندگی شهری و در بعدی خردتر در همایش‌ها و جشنواره‌های فرهنگی، علمی و... فتح شده که در حال انتقال معنا به ذهن و چشم مخاطبان خود هستند. برخی از این تصاویر همچون متن‌های زیبا و اسطوره‌ای ذهن را به فعالیت وامی‌دارد تا معناهای صریح و ضمنی و اسطوره‌ای را از آن دریافت کند و برخی دیگر آنقدر ساده و نازیبا به‌اصطلاح معنایی هستند که به قول مارشال مک‌لوهان همچون رسانه‌های سرد در همان آغاز همه چیز را در اختیار مخاطب قرار می‌دهد و فرصت طلایی اندیشیدن و کنکاش کردن را از وی می‌ستاند؛ شاید بتوان به آن تقلب‌رسانی به دیدگان نام نهاد. شکی نیست نمادها و تمثیل‌ها به‌دنبال انتقال معنای ایدئولوژیکی خود به مخاطب هستند، اما چه نمادهایی به این مقصود دست خواهند یافت؟

 نماد چیست؟

در یکی از همایش‌ها، تصویری به شکل سر انسان طراحی و با خطوط و تصاویری مثل «خط‌های مورب و کج»، تصاویر «فانوس و ماه» و نیز «حروف الفبا» به‌نوعی پر شده بود. بیننده با دیدن چنین تصاویری، طبیعتا به‌دنبال معنای هر یک از این خطوط و تصاویر در ذهن خود به جست‌وجو می‌پردازد تا معنای مورد نظر را کشف کند و نیز ارتباط آن را با موضوع در حال گفتمان دریابد. اما نماد و نقش نماد چیست؟

ارتباطات انسانی از دو طریق صورت می‌گیرد؛ ارتباطات کلامی و ارتباطات غیرکلامی. در هر کلام، پیامی نهفته است که باتوجه به معنای ذهنی هر فرد، دریافت می‌شود. در ارتباطات غیرکلامی یکی از کانال‌های انتقال معنا «نمادها» هستند. نمادها مسیر سومی هستند که از «شم‌ها» و «کهن‌الگوها» گذر می‌کنند و به «اسطوره» و «تمثیل» ختم می‌شوند. شم‌ها در واقع بدون تصویر هستند، کهن الگوها با تصویر همراه می‌شوند و اما نمادها، با تصویر و فرهنگ می‌آیند و در نهایت اسطوره‌ها تصویر، فرهنگ و روایت را با هم خواهند داشت و نیز تمثیل همچون اسطوره با تصویر، فرهنگ و روایت همراه است.

واژه Sign در لغت به معنی نشان، علامت و نماد است و ریشه در ادبیات نشانه‌شناختی یونان باستان دارد. نماد، نشانه‌ای است که نه شباهت عینی میان صورت و مفهوم آن است و نه رابطه همجواری، بلکه رابطه‌ای است قراردادی، نه ذاتی و خود به خودی.

مردم‌شناسان بر این باورند که معنی در ذهن به ظهور می‌رسد و از رفتار فرد سر برمی‌آورد. در تعریف معنی ر.لینتون بیان می‌کند: «معنی مجموعه‌ای از خصایص فرهنگی مرکب از پیوندهایی است که هر جامعه‌ای به آن نسبت می‌دهد. این‌گونه پیوندها ذهنی هستند و غالبا جنبه ناهوشیارانه دارند و فقط به‌طور غیرمستقیم در رفتار آنان متجلی می‌شوند».

از سویی ویلیام بی‌من به نقل از ترنر می‌نویسد: «نماد چه عینی و چه انتزاعی، از نظر کارکردی، سازکاری است که در چارچوب یک نظام فرهنگی، پدیده‌هایی ملموس و عینی را به «معانی» مربوط می‌سازد». به‌اعتقاد مهدی محسنیان‌راد، نماد خود عامل زایش فرهنگ است؛ آنجایی که پدیده‌های ملموس و عینی را در چارچوب یک نظام فرهنگی به معانی مرتبط می‌کند؛ همان‌طور که اشنایدر فرهنگ را نظامی از «نمادها و معانی» تعریف کرده است.

در حقیقت فرهنگ دارای ۳ کارکرد عمده است؛ به‌صورت یک اسم مستقل و انتزاعی، فراگرد عام رشد فکری، معنوی و زیبایی‌شناسانه را می‌نمایاند. در کاربرد عام و خاص، معرف روش زندگی معینی است و در کارکرد سوم توصیف آثار و تجربیات فکری است؛ به‌‌ویژه فعالیت‌های هنری را هدف می‌گیرد.

با تمام این تعاریف چگونه است که ما به‌لحاظ فرهنگی یکی از غنی‌ترین و کهن‌ترین فرهنگ‌ها را در اختیار داریم اما به‌لحاظ تصویری و نمادسازی در طول تاریخ بسیار ضعیف عمل کرده‌ایم. گویا حافظه تصویر ما تهی از هرگونه خلاقیت و فرهنگ تصویری است. حال پرسش این است که چقدر از این نمادها و اسطوره‌ها در حوزه زندگی شهری و غیرشهری ما ایرانیان استفاده می‌شود؟ نقطه آسیب کجاست؟ فرهنگ یا سازندگان فرهنگ. البته این نقطه آسیب در عرصه هنر قابل‌تامل است.

دنیای تصاویر و نمادها و نشانه‌ها

دنیای امروز دنیای تصاویر و نمادها و نشانه‌هاست. وفور نشانه‌ها و تصاویر رسانه‌ای، در تمام ابعاد اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... زندگی بشری را در بر گرفته و از سویی تولید و توزیع معانی از این طریق، به رسانه‌ای شدن فرهنگ، سیاست و اجتماع منجر شده است؛ به‌طوری که در عصر حاضر معناسازی و تولید و اشاعه نشانه‌های رسانه‌ای، پدیده‌های نوظهور عینی حول محور ارتباطات و رسانه هستند که تقسیم‌بندی‌های تاریخی-اجتماعی و نیز نام‌گذاری برهه‌های زمانی چون دهکده جهانی، جامعه اطلاعاتی، جامعه شبکه‌ای و... براساس ویژگی‌های ارتباطی و رسانه‌ای را باعث شده‌اند.

چالش‌های پیش‌ رو نیاز به آسیب‌شناسی ازسوی اندیشمندان و متصدیان اجرایی این مهم دارد. در حالی ‌که ما همچنان غرق در دنیای شفاهی به‌طور اکمل و نوشتاری به‌طور ناقص به‌سر می‌بریم، تصاویر بیشتر از حیث زیباشناختی در حوزه تفکری ما کاربرد دارد.

فراموش نکنیم کاربردی کردن اسطوره‌ها و استفاده از نمادها و نشانه‌ها در زندگی روزمره، چه در چیدمان شهری و هارمونی برای زیباسازی محل زندگی و چه در انتقال عمیق‌تر مولفه‌ها و شاخص‌ها فرهنگی به نسل بعد بسیار راهگشاست. حوصله افراد برای شنیدن و حتی خواندن در مدت زمان طولانی‌تر بسیار تنگ شده و باید عمیق‌ترین معانی را با کمترین زمان همانند اجداد پیشاتاریخ خود با خطوط و اشکال گوناگون و البته زیبا و گویا به مخاطبان خود منتقل کنیم.

فاطمه امیراحمدی - روزنامه‌نگار

چاپ