رشد بورس به امید تورم مخرب است

یادداشت

«انتظارات تورمی» یکی از اصطلاحاتی است که در طول یک سال گذشته مکررا از زبان افرادی که خود را ‌کارشناس و تحلیلگر بازار سرمایه معرفی می‌کنند، شنیده‌ایم.

زمانی که یک تحلیلگر بورسی از این اصطلاح استفاده می‌کند، خط و ربط بحث کاملا روشن می‌شود، چراکه طبق تجربه واکاوی صفحات بورس‌بازان در شبکه‌های اجتماعی بسیاری از تازه‌واردان به جای اینکه شاخص‌های تولید را که در رونق بورس‌های جهان نقش محوری بازی می‌کنند را پیگیری کنند، به‌دنبال آمار نرخ تورم هستند تا بتوانند با تکیه بر ارزیابی‌های درباره تورم، استراتژی معاملاتی خود را در بازار سهام تعیین کنند.

 به عبارتی تعداد قابل‌توجهی از تازه‌واردان بورسی با اشتیاق زیادی به انتظار تشدید نرخ تورم نشسته‌اند تا به‌دنبال افزایش نرخ‌ها، ارزش سهامشان نیز رشد کرده و به خیال خود برگ برنده را در جیب داشته باشند.

ذهنیتی در بین عده‌ای از سهامداران تازه‌وارد وجود دارد مبنی بر اینکه رشدهای گذشته بورس را به تشدید نرخ تورم و افزایش نرخ دلار نسبت می‌دهند.

هرچند که این موضوع در بین همه تازه‌واردان شایع نیست اما به هرحال عده زیادی این دید را به مناسبات بازار سرمایه دارند اما نمی‌توان ادعا کرد چنین ذهنیتی در بین همه تازه‌واردان ریشه دوانده است.

این جماعت فکر می‌کنند در صورت افزایش نرخ برابری ارز یا تشدید تورم، بازار سرمایه نیز رشد خواهد کرد اما این عده باید توجه داشته باشند که این رونق به چه قیمتی رقم خواهد خورد؟

با توجه به اتفاقاتی که در یک سال اخیر در بورس روی داده، پس از اصلاح بزرگ بورس در مرداد ماه نگاه کسب سود با اتکا به انتظارات تورمی بین نوسهامداران تقویت شده و بسیاری از کارشناسان نسبت به گسترش این نوع نگاه در بین سایر فعالان بازار ابراز نگرانی می‌کنند.

چنین رونقی در بورس دور از تصور نیست اما باید به این پرسش پاسخ داد که آیا حاضریم به نرخ خاموش شدن چراغ تولید در کشور، بازار معاملاتی بورسی داغ شود؟ این رونق در واقع به معنای حکفرمایی رکود در بخش‌های گوناگون اقتصاد ایران خواهد بود که به طبع منجر به بیکار شدن عده زیادی از همان فعالان خرد در بازار سهام نیز خواهد شد.

چنین ذهنیتی نه منطقی است و نه اخلاقی. هیچ اقتصاددانی هم ایجاد چنین رونقی را که همزمان با ویران شدن سایر بخش‌های اقتصادی است نمی‌تواند تایید و توصیه کند.

این نوع تفکر در واقع مصداق همان ضرب‌المثلی است که فردی شاخه‌ای را می‌برید که خودش روی آن نشسته بود! این عده باید توجه داشته باشند که اگر چنین اتفاقی رخ دهد حتی با فرض بر کسب سود در بورس، ارزش پول ملی به‌دنبال تشدید تورم سقوط کرده است و به طبع سود این سهامدار نیز ارزش سابق را نخواهد داشت که وی بخواهد نسبت به آن شادمانی کند.

چنین دیدگاهی در بین فعالان بازار سهام در کشورهای توسعه‌یافته به‌هیچ عنوان وجود ندارد، چراکه در این کشورها نرخ تورم نزدیک به صفر است و نوسانی هم در این زمینه دیده نمی‌شود که سودجویان با امید به آن منتظر کسب سود باشند.

به همین دلیل عمق بازار در این بازارها به مراتب بیشتر از بورس ایران است، چراکه وقتی سهامداری به فکر خرید و فروش مدام سهم نباشد، عملا دیدگاه بلندمدتی به بازار داشته و همین موضوع می‌تواند به عمیق‌تر شدن بازار سهام منجر شود.

وقتی هم که این ذهنیت در یک بازار فراگیر می‌شود، شرکت‌های بورسی با خیالی آسوده می‌توانند به تامین مالی از طریق بورس امیدوار باشند.

در چنین شرایطی است که می‌توان ادعا کرد اقتصاد بورس‌محور شده، چراکه شرکت‌های بورسی توانسته‌اند به‌راحتی از این محل تامین مالی مورد نیاز خود را انجام دهند، اما شوربختانه چنین اتفاقی در بورس تهران رخ نداده است.

یاسر فلاح/ مدیرعامل پیشین اطلاع‌رسانی و خدمات بورس

 

چاپ