قلم ستون توسعه

اینکه بنای جامعه بر فرهنگ است یا اقتصاد، همیشه مورد مناقشه بوده است اما به‌طور قطع کمبود هر یک منجر به برجستگی و اهمیت و در نتیجه رجحان یکی بر دیگری می‌شود.

در بحث فرهنگ‌سازی و تغییر رفتار عنوان می‌شود رسانه‌ها نقش زیادی دارند. البته در مقابل جامعه هم می‌تواند خواسته‌هایی داشته باشد و منجربه تغییر رویکرد رسانه‌ها شود. به‌هر روی، این تاثیرات به‌طور متقابل و دو طرفه است.

چندی است نهضت ساخت داخل با عزم ملی در کشور شکل گرفته است. با آغاز تحریم از مرداد ۹۷، کشور در تامین محصولات وارداتی با مشکل روبه‌رو شد. این امر در بخش‌هایی حساس و حیاتی است مانند مواد غذایی و دارویی و در بعضی حوزه‌ها نیز ممکن است روی تیراژ و تولید تاثیر منفی بگذارد که خیلی به ادامه حیات یک حوزه ارتباطی ندارد اما فراهم بودن آنها افزایش قدرت اقتصادی‌صنعتی کشور را به‌دنبال دارد.

توانمندی در حوزه تولیدات صنعتی، کشور را در محافل بین‌المللی دارای جایگاه می‌کند و به‌نوعی پرچم کشور را به اهتزاز در خواهد آورد.کمبود نقدینگی به‌عنوان چشم اسفندیار واحدهای صنعتی از اوایل دهه ۹۰ خورشیدی خود را نشان داد و امروز حیات این صنایع را با خطر جدی روبه‌رو کرده است، به‌طوری‌که شاهدیم به‌دلیل کمبود نقدینگی برخی کارخانه‌ها تعطیل و بعضی دیگر با حداقل ظرفیت فعالیت دارند که نحوه فعالیت‌ آنها در برخی موارد با تعطیلی تفاوتی ندارد.

نعت خودرو شامل واحدهای خودروساز و قطعه‌ساز، از جمله صنایعی است که کمبود منابع مالی حتی منجربه آشفته شدن بازار آن نیز شده است. در این فضای ملتهب، برخی سواد و توان درک منافع ملی و جمعی را ندارند و فقط به‌دنبال منافع شخصی و به‌دنبال این هستند تا از آب گل‌آلود ماهی بگیرند. بماند که اگر این افراد می‌دانستند این روند موقتی است و سود بلندمدت ندارد شاید در برنامه‌ریزی خود برای دلالی تجدیدنظر می‌کردند.

از سوی دیگر، بسیاری از کارشناسان اقتصادی و صنعتی با نقد عملکرد مدیران کشور در برخورد با صنایع عنوان می‌کنند که وابستگی مالی واحدهای صنعتی مشکلات بسیاری را برای آنها رقم زده است. حسین ساسانی از نظریه‌پردازان توسعه پایدار در این‌باره گفته که «نقدینگی حاصل از درآمدهای نفتی به صنایع تزریق می‌شود و تصور این است که صنایع فقط با افزایش مالی و نقدینگی می‌توانند روی پای خود بایستند.

تا زمانی که این نگاه حاکم باشد که متاسفانه تا امروز هم این‌گونه بوده، وضعیت صنعت کشور همین‌گونه باقی خواهد ماند. وقتی برای صنعتی مشکلی پیش می‌آید، چالش‌های مسیر فعالیت آن صنعت را به منابع مالی نسبت می‌دهیم. صنعتگر عادت کرده در رویارویی با هر مشکلی عنوان کند که بانک‌ها به آنها تسهیلات نمی‌پردازند، درحالی‌که مشکل فضای کسب‌وکار ما در جاهای دیگر است؛ اینکه خوب مدیریت نمی‌کنیم، نوآوری و خلاقیت نداریم و در نتیجه بهره‌وری بالایی حاصل نمی‌شود، از فناوری‌های روز جهان استفاده نمی‌کنیم، بازارهای جهانی را نمی‌شناسیم و.... این رویکرد باعث می‌شود صنایع کشور در بلندمدت به نقدینگی بیشتر و درآمدهای نفتی وابسته‌تر شوند.

اگر روزی درآمدهای نفتی کمتر شود، مانند وضعیتی که در شرایط تحریم رخ داده، ایجادکنندگان کسب‌وکارها در کشور ابراز نگرانی می‌کنند که در حال ورشکستگی هستند و تقاضای نقدینگی و نیاز به تزریق مالی دارند».

از سوی دیگر، شاهد گلایه‌هایی از سوی صنعتگران از جمله قطعه‌سازان هستیم که معتقدند تحریم‌های داخلی موثرتر از تحریم‌های خارجی بوده و بیشتر اعتراض‌ها در برخورد بانک مرکزی برای پرداخت تسهیلات مورد نیاز این صنعت اعلام می‌شود.

بنابر آنچه آمد، بخشی از مسئله‌ای که بیشترین وابستگی را برای صنایع ما به‌وجود آورده، مربوط به مواد اولیه و محصولات نیمه‌ساخته خارجی است که با نهضت و تعمیق ساخت داخل تا حدودی درحال رفع شدن است که ۱۰۰ درصد نخواهد بود، چراکه مقیاس اقتصادی موضوعی دیگر است که در این مجال کوتاه نمی‌توان به آن پرداخت. شاید آنچه به‌عنوان تحریم داخلی باید به آن اشاره کرد، وابستگی مالی خارج از اعتدال واحدهای صنعتی به درآمدهای نفتی است که البته این به معنی مقصر دانستن صنعتگر نیست، زیرا روال و عملکرد مدیران کشوری صنایع کشور را به این سو سوق داده است.

کمک مالی از سوی سیستم بانکی امری ناصواب نیست و در کشورهای صنعتی بخشی از تامین مالی صنایع از سوی بانک‌ها انجام می‌شود. آیا بانک‌محوری برای تامین مالی صنعت در کشورهای گوناگون یک ضعف به‌شمار می‌رود؟ به‌نظر پاسخ منفی است، زیرا بنا بر گفته اقتصاددانان امریکا و انگلیس سرمایه‌محور بوده اما آلمان، ژاپن، چین، کره‌جنوبی و تایوان و بسیاری دیگر از اقتصادهای مهم جهان بانک‌محور هستند.

یا اقتصاد سنگاپور نه‌تنها بانک‌محور بوده، بلکه کمک‌های گوناگونی حتی به‌طور بلاعوض به بخش صنعت می‌دهد. نقد بر نحوه رفتار و عملکرد سیستم مالی و صنایع، مربوط به‌شدت وابستگی صنعت کشور به این سیستم مالی است و اینکه تزریق نقدینگی به‌شکل درست و مناسب انجام نمی‌شود و در برخی مواقع شاهدیم که بببخش زیادی از سرمایه‌های کشور به‌دلیل مدیریت مالی نادرست به‌هدر رفته و خروجی مطلوبی نداشته است.

شاید صنعتگران بتوانند با تغییر درخواست‌های خود به‌همراه پیشنهادهای جدید، روند و عملکرد موجود را اصلاح کنند. رسانه اینجا ابزاری برای انتقال نظرات و مطالبه‌گری‌ها بوده و باید در کنار واژه‌ها داده‌های همه نهادها و افراد مربوط به موضوع را روشنگری کند تا بلکه تحولات در بخش فرهنگ و اقتصاد رقم بخورد.


چاپ