مدیریت دولتی و ریسک سرمایه‌گذاری در بورس

اغلب پرسش‌های کلیدی که همواره درباره بازار سهام مطرح بوده در زمینه فردای بورس است؛ به این معنا که افراد با نگرانی به دنبال آگاه شدن از اتفاقات جاری بازار هستند و گاهی برای دست یافتن به پاسخ این پرسش‌ها هزینه‌های گزافی را هم می‌پردازند اما نتیجه دندان‌گیری عایدشان نمی‌شود.

البته باید توجه داشت که حتی مسئولان نیز از آینده اقتصاد ایران چشم‌انداز روشنی نداشته و نمی‌توانند فردای بورس را پیش‌بینی کنند، مهم‌ترین دلیل آن هم وجود ریسک‌هایی است که پیرامون دولتی بودن اقتصاد کشورمان بازار سهام را تهدید می‌کند.

وقتی ریل‌گذاری‌ها در اقتصاد ما نه دولتی است و نه از سیاست‌های اقتصاد باز تبعیت می‌کند، نمی‌توان انتظار داشت چشم‌انداز روشنی هم پیش‌روی سرمایه‌گذاران باشد. در واقع وقتی اهداف یک اقتصاد روشن نباشد نمی‌توان برنامه‌ریزی دقیق و درستی هم در آن داشت، چراکه مدیریت این ساختار تقریبا با هیچ الگویی مطابقت ندارد و نمی‌توان فردای آن را پیش‌بینی کرد.

در عوض شاهدیم که مدیریت در اقتصاد ایران به نوعی روزمرگی رسیده؛ مدیران شب می‌خوابند و صبح تصمیمات جدیدی می‌گیرند که هر کدام از این تصمیمات به‌دلیل غیراصولی و غیرکارشناسی بودن‌، ریسک سرمایه‌گذاری را به طرز دهشتناکی افزایش می‌دهند. در واقع ما در ساختار مدیریت اقتصادی در کشورمان با مسکن دادن به مریض سعی داریم درد را تسکین دهیم، وگرنه هیچ برنامه‌ای برای حل مشکلات نداریم، بورس هم از این قاعده مستثنا نیست.

شکاف عمیق بی‌اعتمادی

اما مسئله بی‌اعتمادی ایجادشده بین مردم و مسئولان بورس یکی از بزرگ‌ترین شکاف‌ها را در این حوزه ایجاد کرده که پر کردن آن کار سختی است. اغلب سهامداران تازه‌وارد بر این باورند کل داستان یک بازی و نمایش بوده تا بتوانند جیب مردم را خالی کنند. بسیاری هم فکر می‌کنند بورس یک کازینو یا قمارخانه است که مسئولان با فریب آنها را وارد این قمار کرده‌اند.

شوربختانه باید گفت هیچ‌گونه اقدام عملیاتی و منسجمی در راستای حل مشکلات بورس دیده نمی‌شود و اغلب سخنان مسئولان، مدیران و نمایندگان شعارگونه است. با کمال تاسف ما به جای اینکه این بی‌اعتمادی را جبران و این شکاف عمیق را ترمیم کنیم، مدام به آن دامن می‌زنیم.

ریسک مدیریت دولتی

ریسک مدیریتی، بزرگ‌ترین خطری است که اقتصاد ما را تهدید می‌کند، بورس هم به‌عنوان یکی از ارکان اقتصادی کشورمان از این ریسک در امان نیست و آسیب‌های بسیاری به بدنه فعالان و شرکت‌ها وارد شده که حساب آنها از دست ما در رفته است. همین چند وقت پیش رئیس سازمان بورس بدون اینکه خودش مطلع باشد، استعفا داده بود و پس از یک رفت و برگشت رسانه‌ای متوجه شد باید استعفا را علنی اعلام کند.

راهکار

فارغ از مقوله سود و زیان در بورس باید از طبیعت بازار تمکین کنیم، هرچیزی که این طبیعت را برهم می‌زند باید انکار شود و نباید آن را پذیرفت. حالا ممکن است برخی از این تصمیمات و دستکاری‌ها در کوتاه‌مدت به سود ما هم باشد اما باید از طبیعت بازار تمکین کرد، چراکه اگر خلاف این مسیر حرکت کنیم در بلندمدت ضرری به مراتب بزرگ‌تر از سودی که عایدمان شده بود را متحمل خواهیم شد.

فردای بورس

با توجه به ورود سرمایه عظیم به بورس، می‌شد بازار را برای ۱۰ سال بیمه کرد اما شوربختانه عملکرد مسئولان به‌گونه‌ای بود که این فرصت طلایی به‌سادگی از دست رفت. بورس می‌توانست منفعت زیادی برای دولت‌های بعدی هم داشته باشد اما داستان به‌گونه دیگری رقم خورد. اتفاقاتی که در دی ۹۹ در بورس افتاد باعث شد مردم تصور کنند بازار سهام از سوی دولت حمایت می‌شود و امکان ریزش ندارد اما دولت دست حمایتش را که به اشتباه پشت بورس گذاشته بود، برداشت و مردم هم اعتماد خود را به مسئولان از دست دادند. در حالی‌که ارزش این بورس از ده‌ها چاه نفت هم بیشتر بود اما در این زمینه هم مانند ده‌ها مورد دیگر فرصت‌سوزی شد.

نیما آگاهی - مدرس و کارشناس بازار سهام

 


چاپ