پایدارترین درآمد غیرتورم‌زای دولت‌ها

مسئله اخذ مالیات ارزش افزوده از فعالان بخش‌های تولیدی بازار طلا یکی از موضوعاتی است که چندان توجهی به آن نشده و حتی می‌توان گفت مورد غفلت اغلب رسانه‌های کشور نیز واقع شده است.

اما پیش از آغاز بحث باید به این نکته توجه داشت که اخذ مالیات در هر زمینه‌ای اگر با دید کارشناسی و علمی باشد کاملا به نفع اقتصاد کشور است، چون می‌تواند موجب رونق و عدالت اقتصادی در جامعه شود. در دنیا هم هرگاه کشورها اقدام به اخذ مالیات با پشتوانه کار کارشناسی کرده‌اند نتایج بسیار خوبی در حوزه‌های مختلف اقتصادی به‌دست آمده است.

اما وقتی صحبت از مالیات ارزش افزوده می‌شود، موضوع کمی متفاوت است زیرا باید از صنوفی این مالیات اخذ شود که تولیدات‌شان برای جامعه ارزش افزوده داشته باشد؛ با این وجود می‌دانیم که در بسیاری از موارد دولت‌ها معافیت‌هایی را برای برخی از بخش‌های تولیدی اقتصاد در نظر می‌گیرند تا این بخش‌ها باعث افزایش اشتغالزایی در جامعه شوند. وقتی چنین اتفاقی رخ می‌دهد در وهله اول اشتغالزایی ایجاد می‌شود، در مرحله بعد تولید افزایش پیدا می‌کند و در نهایت میزان صادرات کشور به‌طرز فزاینده‌ای بیشتر می‌شود.

این چرخه باعث ارزآوری در اقتصاد کشورمان خواهد شد. همان‌طور که پیش‌تر نیز گفته شد اخذ مالیات از بخش‌های مختلف اقتصادی کاری کاملا درست و معقول است، اما نباید فراموش کرد که اسم مالیات ارزش افزوده بر پیشانی‌اش مهر شده و مفهومش مشخص است. این مالیات باید پس از بررسی و مطالعات کارشناسانه دقیق از بخش‌هایی گرفته شود که ارزش افزوده‌ای در جامعه تولید می‌کنند، اما به‌نظر نمی‌رسد این رویه در تشخیص اینکه کدام بخش‌ها باید مالیات پرداخت کنند لحاظ شده باشد، چراکه در همان روزهای نخست وضع مالیات ارزش افزوده تمامی بخش‌های تولیدی را موظف به پرداخت ۳ درصد مالیات کردند، سپس ۶ درصد، بعدا ۸ درصد و حالا هم ۹ درصد مالیات ارزش افزوده گرفته می‌شود.

نباید فراموش کرد که در حوزه طلا ۹۹ درصد نرخ کالا نرخ پایه‌ای است که برای طلا مشخص می‌شود؛ مثلا یک فعال این حوزه طلای خام را در بازار با نرخ یک میلیون و ۱۰۰ هزار تومان می‌خرد، آن را تبدیل به مصنوع می‌کند و با افزایش کمتر از یک درصدی قیمت، به مصرف‌کننده می‌فروشد. در واقع سودی که در ازای اجرت دریافت می‌شود کمتر از یک درصد است، این در حالی است که مثلا در بخش‌های مختلف میزان سود تولیدی‌ها به‌مراتب بیشتر از بخش طلا است. حالا اگر ۹ درصد ارزش افزوده هم از این مقدار کاسته شود، دیگر درآمدی برای تولیدکننده باقی نمی‌ماند که بخواهد با آن به فعالیتش در بازار ادامه دهد. در این صورت طبیعتا شاهد بیکار شدن تعداد بسیار زیادی از شاغلان در این بخش خواهیم بود. این سلسله اتفاقات نتیجه‌ای جز حاکم شدن رکود یر فضای اقتصاد کشور نخواهد داشت.

در صورتی که رکود هم گریبانگیر اقتصاد کشور شود، دیگر ارزش افزوده یا درآمدی وجود نخواهد داشت که دولت بتواند از طریق مالیات آن هزینه‌های جاری خود را تامین کند. از طرفی هم نه‌تنها نتوانسته درآمد حاصل از مالیات را کسب کند، بلکه شرایطی را به‌وجود آورده که باید بیمه بیکاری فعالانی که کار خود را در پی سیاست‌های غلطش از دست داده‌اند، پرداخت کند! اما از طرفی هم نمی‌توان دولت‌ها را از اخذ مالیات برحذر داشت، زیرا پایدارترین درآمد غیرتورم‌زای دولت‌ها همین مالیات است.

سخن اصلی این است که تولیدکنندگان و فعالان بازار طلا و جواهر منفعتی نصیب‌شان نمی‌شود که بخواهیم از آنها ۹ درصد و شاید بیشتر مالیات ارزش افزوده بگیریم. مالیات را باید از بخش‌های فروشگاهی و واسطه‌ای گرفت که بخش‌های غیرمولد اقتصاد هستند. ما می‌توانیم برای رشد و توسعه بخش‌های تولیدی کشورمان، برای صنایع امتیازاتی در نظر بگیریم تا سرمایه‌گذاران از ورود به بخش‌های تولیدی استقبال کنند، نه اینکه به محض ورودشان به این عرصه شروع به سنگ‌اندازی پیش پایش کنیم. در این صورت نه‌تنها فشارها و تهدیدات خارجی کاهش پیدا می‌کند، بلکه دنیا هم دیگر سراغ تحریم نخواهد رفت زیرا این راهکار به میزانی که باید اثرگذار نخواهد بود.

در نهایت همانطور که گفته شد در بخش‌های تولیدی بازار طلا ارزش افزوده‌ای ایجاد نمی‌شود که دولت بخواهد حتی یک درصد مالیات بگیرد، چه برسد به اینکه این مقدار را نیز افزایش دهد. اگر هم چنین تصمیمی گرفته شود نتیجه‌ای جز بسته شدن واحدهای تولیدی و همچنین بیکار شدن نیروی کار مولد نخواهد داشت.

 عبادالله محمدولی- عضو هیات‌مدیره اتحادیه طلا و جواهر ایران


چاپ