مذاکرات بورس، دلار و سفته‌بازی

در هفته‌های اخیر وضعیت بازار سرمایه به‌گونه‌ای است که بسیاری معتقدند رشد شارپی و قابل ملاحظه در کوتاه‌مدت تقریبا منتفی است.

البته باید این نکته را در نظر داشت که بازارهای مالی به‌شدت تحت‎تاثیر فضای عمومی کشورها هستند که این فاکتور در ایران بسیار شدیدتر است، چراکه در مقاطع گوناگون اثرپذیری آنی و شدید بورس و بازار ارز را از تحولات سیاسی و اقتصادی کشور شاهد بوده‌ایم که کلا تحلیل‌ها و پیش‌بینی‌ها را بلاموضوع کرده است.

اگر به تنش‌های متعددی که در ماه‌های گذشته پیرامون بازارسهام وجود داشته، توجه کنیم به روشنی می‌بینیم که تاثیرات منفی بسیاری بر روند معاملات در بورس تهران داشته است. نوسانات بورس در یک‌سال اخیر به قدری زیاد بوده که پس‌لرزه هر یک از تحولات ۶ماهه اخیر به تنهایی برای برهم خوردن توازن بازار در یک ماهه پایانی سال ۱۳۹۹ کافی است. بازار به‌شدت غیرقابل پیش‌بینی شده و اتفاقاتی هم که خارج از بورس در حال روی دادن است، این امر را تشدید می‌کند. از سویی هم می‌بینیم که سیاست‌گذاران هر روز تصمیمات جدیدی می‌گیرند که وضعیت را برای پیش‌بینی و تحلیل آینده بازار سهام دشوارتر می‌کند.

سهامداران معمولا با توجه به جهت‌دهی‎هایی که می‌شود واکنش نشان می‌دهند. در اینجا بد نیست مشابهت‌سازی با وضعیت بازار سرمایه در اواخر سال۹۴ انجام شود. در آن زمان هم بازار چشم انتظار امضای برجام بود و با امیدواری اخبار را دنبال می‌کرد، چراکه قاطبه سهامداران برجام را به چشم گشایش اقتصادی می‌دید و طبیعتا امضای آن را نیز اتفاق خوبی می‌دانست.

کار به جایی رسیده بود که هر لبخند بین وزرای امورخارجه ما و سایرین می‌توانست صف خرید سهام را در بورس سنگین کند، در حقیقت همه با اشتیاق منتظر به ثمر نشستن مذاکرات بودند. اما شرایط امروز به‌گونه‌ای رقم خورده که اغلب سهامداران از شروع مذاکرات به امریکایی‌ها استقبال چندانی نمی‌کنند، حتی بسیاری سهم‌های خود را می‌فروشند تا مبادا برجام بار دیگر احیا و مذاکرات از سر گرفته شده و دلار ارزان شود! در حالی‌که این ذهنیت به هیچ عنوان درست نیست، چراکه اگر برای مثال نرخ دلار کاهش پیدا کند، به معنای افزایش درآمد شرکت‌ها از محل فروش محصولاتشان به خارج است که کاملا به نفع اقتصاد ما خواهد بود.

در واقع اگر حتی بخواهیم ارزان‌تر شدن دلار را یک پارامتر منفی ارزیابی کنیم، چندین پارامتر دیگر مانند ارزآوری، امکان مراودات با خارج، افزایش درآمد شرکت‌ها و... فاکتورهایی هستند که همگی به نفع سودآوری و بازدهی شرکت‌های حاضر در بورس است که طبیعتا منجر به افزایش ارزش سهامشان در بازار می‌شود.

پس این فرض که کاهش نرخ دلار در پی انجام مذاکرات می‌تواند برای بازار سهام نتایج منفی داشته باشد، کاملا غلط و بیراه است. از سویی هم سودی که در پی رشد تورم و کاهش ارزش پول ملی در بورس ایجاد شود، قاعدتا نتیجه ملموس و مثبتی را برای سهامدار نخواهد داشت، چراکه قدرت خریدش را بیشتر نمی‌کند.

اما اگر این بازدهی به‌دنبال افزایش بهره‌وری و بازدهی شرکت‌ها باشد یک سود پایدار و قابل اتکا خواهد بود، این امر نیز به ‌جز با برقراری ثبات در اقتصاد ایران میسر نخواهد شد. در نهایت باید گفت با وجود اینکه خوش‌بینی زیادی نسبت به شروع مذاکرات با غربی‌ها وجود ندارد اما اگر چنین رخدادی پیش‌روی ما باشد می‌توان انتظار داشت که اتفاقات خوبی در حوزه اقتصاد کشورمان نیز روی دهد که بورس هم از آنها بهره‌مند خواهد شد.

سهامداران نیز به جای نگرانی باید با دید بلندمدت‌تری به بازار سهام نگاه کنند چرا که اگر وضعیت به همین منوال ادامه داشته باشد بحث سودآوری سهام هم موضوعیت نخواهد داشت. اتفاقاتی که پس از برجام رخ داد باعث شد که ارزش سهام اغلب شرکت‌های بورسی به‌دلیل ورود سرمایه‌گذاران خارجی به کشور افزایش یابد، این‌بار هم شاید در کوتاه‌مدت نرخ ارز کاهش یافته و قیمت‌ها نوسانی شوند اما باید توجه داشت که اقتصاد ایران در صورت برقراری رابطه با جهان پویایی خواهد داشت و رونق بازار سرمایه نیز در ارتباط مستقیم با این اصل است.

مهدی سوری - کارشناس و فعال بازار سهام


چاپ