تورم بالا می‌رود اما یارانه نه!

اخیرا صحبت‌های زیادی مبنی بر افزایش یا تغییر در نحوه پرداخت یارانه‌های نقدی در مجلس و هیات دولت شنیده می‌شود که باعث شده شاهد واکنش‌هایی در رسانه‌ها نیز باشیم.

البته نباید فراموش کرد که هرگونه حمایت نقدی که غیرهدفمند و غیرهوشمند به حساب افراد واریز شود، کاملا اشتباه و غیرکارشناسی است. اجرای چنین برنامه‌هایی در هیچ اقتصادی، توجیه ندارد. تبعاتی هم که پرداخت یارانه‌ها در ۱۰ سال اخیر برای اقتصاد ایران داشته، گویای ناکارآمدی این طرح است. از طرفی هم پرداخت یارانه‌ها هیچ تاثیر مثبت ملموسی بر معیشت نداشته و هیچ کمکی به کاهش میزان فقر و همچنین شکاف طبقاتی وحشتناکی که در کشورمان وجود دارد، نکرده است.

با‌توجه به افزایش‌ پیاپی نرخ تورم در سال‌های اخیر و ثابت ماندن مبلغ یارانه‌ها، می‌دانیم که پرداخت یارانه حتی در بهبود سطح کیفی زندگی دهک‌های پایین اقتصاد ایران هم تاثیر چندانی نداشته و عملا بی‌اثر است. ۴۵ هزار تومان در سال ۸۹ با ۴۵ هزار تومان در سال ۹۹ زمین تا آسمان تفاوت دارد و ارزش آن به‌مراتب کاهش یافته است. این طرح از ابتدای اجرا هم تاثیر خیلی مثبتی در از بین بردن شکاف طبقاتی نداشته و الان هم که اصلا اثر مثبتی بر زندگی مردم ندارد، اما دولت‌ها به‌دلیل اینکه جرات ندارند دست از پرداخت این پول بردارند، با علم به بی‌تاثیری آن، همچنان ماهانه به ازای هر فرد ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومان به حساب سرپرستان خانوار واریز می‌کنند تا کسی معترض نشود.

ما نیاز شدیدی به حمایت‌های مقطعی و مستقیم از اقشار کم‌درآمد و آسیب‌پذیر جامعه احساس می‌کنیم؛ همانطور که این روزها در امریکا و کشورهای اروپایی می‌بینیم که دولت‌ها در حال کمک به مردم آسیب‌دیده از کرونا هستند و بسته‌های حمایتی را برای افرادی که با مشکلات معیشتی ناشی از شیوع ویروس کرونا مواجهند، اختصاص داده‌اند، اما قرار نیست این کمک‌ها به‌صورت مستمر و برای همیشه ادامه داشته باشد.

البته پرداخت یارانه دلیل اصلی کسری بودجه دولت نیست اما یک مشکل مضاعف است که برای دولت ایجاد و باعث شده بودجه هم با مشکل روبه‌رو شود. در واقع هدف این طرح این بود که حامل‌های انرژی قیمت‌های واقعی‌تری داشته باشند اما می‌دانیم که درآمد دولت از محل حامل‌های انرژی کمتر از پولی است که به مردم پرداخت می‌کند و همین امر باعث شده از بودجه‌های عمرانی یا سایر بخش‌های بودجه کشور کسر کند تا توان پرداخت یارانه‌ها را داشته باشد. همانطور که پیش‌تر نیز تاکید کردم پرداخت یارانه نقدی تاکنون بر زندگی مردم تاثیر چندانی نداشته اما اثرات مخرب زیادی بر بودجه سالانه دولت گذاشته است.

در دوره‌ای هم از مردم خواسته شد که اگر نیازی به یارانه ندارند، از دریافت آن انصراف دهند اما دیدیم که بیش از ۷۰ میلیون نفر بار دیگر برای دریافت یارانه‌های نقدی ثبت‌نام کردند. همانطور که می‌دانیم این طرح هم شکست خورد، چراکه بسیاری از مردم معتقد بودند اگر این پول ناچیز را هم نگیرند، صرف اجرای طرح‌های عمرانی و... نخواهد شد، بلکه توسط مفسدان اقتصادی خورده می‌شود. یادمان هست که در آن دوران بسیاری از افراد ضرب‌المثل «یک مو از خرس کندن غنیمت است! » را در توضیح این عملکردشان نقل می‌کردند. مشکل اقتصاد ما سیاسی است و تا زمانی که این مسائل حل نشود، نمی‌توان انتظار داشت معضلات اجتماعی هم حل شوند؛ برای مثال به موضوع صندوق‌های بازنشستگی توجه کنید.

سن بازنشستگی باید در کشور ما حدود ۷۰ سال باشد، چراکه بسیاری از بازنشستگان مدت زمانی که از دولت حقوق بازنشستگی دریافت کرده‌اند، از طول دورانی که مشغول کار بوده‌اند کمتر است. اما در این زمینه هم هیچ کس جرات بالا بردن سن بازنشستگی در کشور را ندارد. البته این مسئله ربطی به این دولت یا دولت قبلی و بعدی هم ندارد. بلکه یک مشکل ساختاری است و به این سادگی‌ها حل نمی‌شود؛ مگر اینکه در سیاست‌گذاری‌ها تجدیدنظر اساسی انجام شود.


سیامک قاسمی - تحلیلگر اقتصادی


چاپ