تابع بازار باشیم یا رهبر بازار

نیما بیات: آیا همیشه حق با ما سهامداران خرد است یا دیگرانی هم هستند که در شرایطی مصلحت ما را بهتر از خود ما می‌دانند و درک بهتری از شرایط دارند؟

آیا فرد باید پیرو باور عمومی باشد یا در این حد به خود اعتماد دارد که آنچه را صلاح می‌داند انجام دهد؛ حتی اگر خلاف باور عمومی باشد؟
 پاسخ به این سوالات آسان نیست.

در باور عمومی، عمل کردن طبق اصول و باورهای فرد شاید همیشه به هزینه آن نیرزد. یعنی گاهی عمل به یک باور هزینه‌هایی به‌همراه دارد؛ به‌ویژه وقتی سعی کنید در محیط بورس برای خود دوستانی بیابید و بر دیگران اثرگذار باشید.
 همراه جریان آب رفتن بسیار آسان‌تر است؛ با این فرق که احتمال دارد جریان آب ما را رفته‌رفته، بی‌آنکه خود بفهمیم، به جایی ببرد که هرگز نمی‌خواستیم.
قیمت سهام اغلب همچون دلبری بی‌وفا، بیش از واقعیت‌ها و چگونگی کارکرد کسب‌وکار، تابع مد روز است. گاهی بهای سهام یک شرکت به‌خوبی بالا می‌رود، بدون اینکه دلیل منطقی داشته باشد و گاهی ثابت می‌ماند، بدون آنکه سود و درآمدی برای سهامداران به‌بار آورده باشد.

در نگاه کلی بورس اوراق بهادار تابع عرضه و تقاضا است. هرچه بیشتر پول به سمت یک سهام سرازیر شود، بهای آن بدون توجه به میزان ارزشمندی آن بالاتر می‌رود. بنابراین ایدئولوژی بازار می‌تواند اولویت‌های ما را تحریف کند و حتی به انحراف بکشاند. منظورم از ایدئولوژی بازار این باور است که بهترین راه برای پیش بردن چیزی ایجاد بازار است؛ یعنی قیمت‌گذاری بر کالاها و برانگیختن رقابت. بازار بورس محل مناسبی برای دادوستد است اما همیشه آن‌گونه که انتظار می‌رود کار نمی‌کند. بیشتر مردم فکر می‌کنند عجیب است که هدف شما رشد نباشد، زیرا جامعه بدون رشد به حسادت و پستی روی می‌آورد و گزینه‌های محدودی دارد که می‌تواند فقط تعداد محدودی را خوشبخت کند، اما باید همیشه رشد وجود داشته باشد؟

در بورس را می‌دانم که این‌گونه نیست، چون گاهی بازار نیاز به نفس‌گیری دارد تا دوباره بتواند به رشد ادامه دهد. ویکتور هوگو معتقد بود گاه یک نقطه نظر، مهم‌تر از همه نیروهای جهان است. بسیار خب، این نقطه‌نظر، این سفارش من به شما همان چیزی است که منظور ویکتور هوگو بود.

به‌نظرم همیشه خرید و فروش نکنید، بلکه آگاهانه خرید و فروش کنید تا رشد شما پایدار بماند.


چاپ