بورس دلاریزه

بازار بورس تهران چند روزی است روی خط سبز قرار گرفته و هرچند بسیار آهسته و لاک‌پشتی، اما در حال صعود است. در روزهای نخست پس از انتخابات ریاست جمهوری امریکا و همزمان با اعلام خبر پیشتازی بایدن، وضعیت بازارهای داخلی از جمله بورس و ارز دستخوش تحولات بنیادین شد.

آن‌گونه که از شواهد امر پیداست، اغلب سهامداران و فعالان اقتصادی در ایران، احتمال پیروزی دونالد ترامپ را بسیار بالاتر از رقیب دموکرات وی می‌پنداشته‌اند. اما همین قضاوت نادرست باعث شد قیمت اغلب دارایی‌های سرمایه‌ای با نوسانات حدود ۲۵درصدی مواجه شوند. 
در این بین، فعالان بازار سرمایه خشمگین‌ترین گروه در بین فعالان اقتصادی کشور بودند، چراکه اغلب به امید پیروزی ترامپ (افزایش نجومی قیمت دلار)، دست از خرید و فروش برداشته بودند و حالا که ورق برگشته و نرخ ارز نیز در سراشیبی گرفته بود، بازار سهام نیز روز به روز ریزش بیشتری را تجربه می‌کرد. از همین‌رو سهامداران ناامید و بی‌اعتماد، مقابل سازمان بورس (حوالی میدان ونک) دست به اعتراض زدند تا بلکه بتوانند با سر دادن مطالبات حداکثری (بازگرداندن همه پولی که تاکنون ضرر کرده‌اند)، مسئولان را برای حمایت از بازار متقاعد کنند.

اتفاقا این استراتژی سهامداران معترض کارساز هم بود، چراکه از همان دقایق اولیه تا حدود زیادی حقوقی‌ها یک شیفت حرکتی معناداری را انجام دادند که منجر به صعود شاخص کل بورس نیز شد. البته عامل دیگری نیز وجود داشت که دست مدیران بورسی را برای متقاعد کردن حقوقی‌ها بازتر می‌کرد اما از این نکته نیز نباید غافل شد که انگیزه اصلی مذاکره سازمان بورس و سهامداران شرکت‌های حقوقی، جلوگیری از تداوم اعتراضات حقیقی‌ها بود. همانطور که پیش‌تر گفته شد کارشناسان بر این باورند نرخ ارز یکی از عوامل به اصطلاح کاتالیزور رشد بازار بوده که باعث شده بزرگان بازار سرمایه نیز به یاری سازمان بورس بشتابند. حتی برخی دیگر از تحلیلگران اقتصادی از این هم فراتر رفته و معتقدند دلیل اینکه دولت جلوی روند کاهشی قیمت دلار را گرفت و با ابزارهای مختلفی مانند نرخ ارز نیمایی (بیشتر از قیمت ارز آزاد بود)، سعی داشت با یک تیر چند نشان بزند؛ اول اینکه تولیدکنندگان و واردات‌چی‌ها از اجرای چنین طرحی استقبال کردند، چراکه مقدار زیادی از کالاها را با قیمت‌های قبلی (با فرض پیروزی ترامپ) خریده و انبار کرده بودند و با این اقدام دولت جلوی ضرر سنگین این بخش گرفته شد.

از سویی هم با افزایش نرخ دلار در روزهای اخیر به صورت غیرعملیاتی و تصنعی شاخص کل بازار سهام رشد کرد، این مسئله نیز موجب شد تا سهامداران معترض هم دست از تجمعات خیابانی در مقابل سازمان بورس و مجلس شورای اسلامی بردارند. سومین نشانی که دولت و بانک مرکزی با تیر دلار گران زدند، پیشگیری از اعتراضات مردمی بود که روی دلار به‌عنوان یک دارایی سرمایه‌ای حساب کرده‌اند و اگر نرخ ارز روند ریزشی دو هفته پیش را ادامه می‌داد، قطعا این افراد نیز ضررهای سنگینی را متحمل می‌شدند. اهمیت این موضوع زمانی روشن می‌شود که بدانیم مقدار ارزی که در خانه‌های مردم ذخیره شده از مرز ۲۰میلیارد دلار هم گذشته (طبق آمار بانک مرکزی) و حتی به‌گفته برخی مراجع خبری این میزان در حال رسیدن به ۳۰میلیارد دلار است! با در نظر گرفتن این ۳ عامل، به نظر می‌رسد برخی مقامات تصمیم خود را درباره نرخ ارز گرفته‌اند و به خوبی با مسئله دلار ۳۰هزار تومانی هم کنار آمده‌اند. توجیهشان نیز جلوگیری از وارد آمدن آسیب به بخش تولید است! اما هیچ‌کس نمی‌داند این چرخه معیوب تا چه زمانی می‌تواند به حرکت ادامه دهد و با گسترده‌تر کردن سفره سفته‌بازان، رضایت فلان گروه و بهمان جناح را جلب کند. فقط کاش بیشتر به فکر مردمی باشیم که نه‌تنها دلاری در خانه ندارند، بلکه گاهی در معیشت هم مشکل دارند و دیگر برایشان مهم نیست دلار ۴۲۰۰تومان باشد یا ۳۲هزار تومان!


سهند اینانلو -روزنامه‌نگار


چاپ