چرا چین با کپی‌کاری توسعه پیدا کرد؛ ما نه

یکی از پرسش‌هایی که در حوزه صنعت مطرح می‌شود این است که چرا چین با کپی‌کاری پیشرفت کرد و در حوزه صنعت و اقتصاد موفق شد اما برای ما چنین شرایطی مهیا نمی‌شود؟ پاسخ این است که دولت‌های ما از ۹۰ سال پیش تاکنون به‌جز چند برهه، با دیدمان کوری یا ناتوانی در آینده‌نگری روبه‌رو بوده‌اند.

در چین این حالت رخ نداده است. دولت‌های آنها به معنای واقعی کلمه توسعه‌خواه بوده‌اند. فهمیدند توسعه از چه طریقی به‌دست می‌آید و به چه الزاماتی برای موفقیت نیاز دارد و آنها را اجرایی کردند. یکی از این الزامات، ائتلاف حاکمیت و دولت با بخش خصوصی واقعی و فعالیت‌های مولد و استفاده از خرد جمعی و نخبگان در عرصه‌های مختلف، به‌ویژه در سیاست‌گذاری‌ها بود. آنها تعریف تولید را نیز به‌درستی درک کرده بودند. به فرآیندهای مونتاژی، تولید نمی‌گفتند. مونتاژ در ابتدای مسیر توسعه راهی برای دستیابی به افزایش توان تولید داخلی آنها بود که بر اثر گذر زمان از میزان مونتاژ کم و بر حجم ساخت داخل افزوده شد. اما ما از مونتاژ شروع کردیم و در مونتاژ ماندیم و نام آن را هم تولید گذاشتیم. به خام‌فروشی نیز تولید گفتیم. در اقتصاد جوامع عقب‌مانده که سطح علوم و فنون ناچیز است، اگر افراد بدون استفاده از خرد جمعی و راهبرد توسعه اقتصادی وارد عمل شوند و بی‌برنامه کاری ‌کنند، نتیجه آن قطعا توسعه اقتصادی نخواهد بود و به‌اصطلاح عامیانه، هَردَمبیل می‌شود؛ تقریبا همین وضعیتی که حداقل در امور صنعتی خود شاهد هستیم. هیچ کشوری نمی‌تواند منابع بی‌نهایتی برای ارضای چنین امیالی غیرعقلانی فراهم کند، بنابراین دولت باید هدایت و نظارت کند. اما تا بحث دولت هم مطرح می‌شود عده‌ای می‌گویند اینها دنبال اقتصاد دولتی یا سوسیالیستی هستند، ما به اقتصاد بازار اعتقاد داریم، اما اقتصاد بازاری که فهمیده عمل کند.

اقتصاد بازار‌ی فهمیده یعنی اینکه بتواند برنامه‌ریزی کند و زنجیره‌ها را مبتنی‌بر عقل سلیم و تجربه شناسایی، هدف‌گذاری و اجرا کند؛ برای مثال سال گذشته در برهه زمانی با کمبود پوشک در جامعه مواجه شده‌ایم، چند کارخانه برای تولید دستمال کاغذی و انواع پوشک باید داشته باشیم تا در این محصول دچار کمبود نشویم؟ سال ۳۷ کارخانه کلینکس تاسیس شد، اما بر اثر نبود اهلیت حرفه‌ای در تصمیم‌گیران اقتصادی کشور در بسیاری از دولت‌ها، نمی‌توانستند زنجیره‌های ضروری را ساماندهی کنند. حجم واردات مواد این کارخانه‌ها از خارج، به‌ویژه از ۸۶ که کشور تحریم بوده است، باورکردنی نیست. ۲ ‌میلیارد و ۴۰۰‌ میلیون دلار حجم واردات به‌اصطلاح مواد اولیه این کارخانه‌های دستمال کاغذی بوده است و برش‌خورده در جعبه‌ها قرار می‌گیرد. فقط مواد اولیه این کارخانه‌ها وارداتی نیست، بلکه از قرار، لمینیت و مقوای جعبه دستمال کاغذی هم باید از خارج بیاید. پس نام چه چیزی را تولید می‌گذارید؟ آیا کمی فکر شده بود که با اقتصاد مقیاس، به عمق مورد نیاز برخی از آنها دست یابند؟ براساس آمارهای وزارت صنعت، معدن و تجارت، ۳۸۰ واحد تولید پوشک و دستمال کاغذی داریم، اما همه آنها مواد اولیه خود را از خارج وارد می‌کنند. وزیر باید بداند که چه تعداد کارخانه دستمال کاغذی داریم. براساس آمار ۱۱ بهمن ۹۶، تعداد ۳۲۳ واحد هم در دست اجراست؛ یعنی ۷۰۳ واحد در این حوزه داریم.

مسلما هرچه شما به عمق تولید وارد شوید در کوتاه‌مدت منفعت کمتری نصیب تولیدکننده خواهد شد و اینجا دولت باید منطقی و با اتخاذ استراتژی وارد شود، حمایت و هدایت کند و حتی در صورت لزوم تولیدکنندگان را مجبور کند که از ساده‌خوری دست بردارند. مونتاژ و ارائه کالا به بازار پرسودترین حلقه تولید است، می‌شود گفت نوعی واردات است و با ظاهر تولید هم انجام می‌شود که بیشتر برای استفاده از معافیت‌های گمرکی و تعرفه‌ای خاص تولید ایجاد می‌شود. بعضی با استناد به تئوری‌های اقتصادی می‌گویند با افزایش تعداد تولیدکنندگان رقابت شکل می‌گیرد و قیمت تمام‌شده کاهش یافته و مصرف‌کننده منتفع می‌شود و در نهایت به‌نفع جامعه است که هر تعداد می‌توانیم مجوز دهیم. پرسش این است که با داشتن ۱۶۵۰ واحد دارای پروانه بهره‌برداری صنایع لبنی، آیا این محصولات ارزان شده است؟ آیا با عقل سلیم تصمیم گرفته‌اند؟ آیا وجود این تعداد کارخانه رقابت ایجاد می‌کند؟ مگر بیش از ۲۰ شرکت هواپیمایی خصوصی نداریم، آیا وضعیت حمل‌ونقل هوایی خوب است؟ در نظام تصمیم‌گیری اقتصادی کشور ممکن است اهلیت سیاسی امنیتی وجود داشته باشد، اما اهلیت حرفه‌ای چندانی وجود ندارد. انتخاب‌ها بیشتر از آنکه براساس ضوابط حرفه‌ای باشد، اگر نگوییم سلیقه‌ای، بیشتر سیاسی یا امنیتی است، دایره دوستان به‌شدت محدود است و عمدتا اهلیت حرفه‌ای ندارند، چون قدرت آینده‌نگری نداشتند، حتی تحلیل اقتصادی از ۵ کشور اطراف ایران را ندارند، بنابراین رفتارهای آنها به هرج‌ومرج در تصمیم‌گیری می‌انجامد. نتیجه این می‌شود که چین با کپی‌کاری به تولید واقعی می‌رسد اما ایران نام این کپی و مونتاژ را تولید می‌گذارد.

سیدمحمد بحرینیان - پژوهشگر حوزه توسعه صنعت

 


چاپ