از جیب خوردن!

ممکن است مسئله تنظیم بودجه با استفاده از درآمدهای بورسی امکان‌پذیر باشد اما اینکه آیا به صلاح کشور هم هست یا خیر، باید بررسی شود.

اگر این درآمدها در زمینه عمرانی مورد استفاده قرار بگیرد، بسیار مفید خواهد بود اما اگر این درآمد صرف هزینه‌های جاری دولت شود، کار نادرستی است. به بیان دیگر، چنین اقدامی از سوی دولت به‌معنای خوردن از سرمایه خواهد بود و به نفع اقتصادکشور هم نیست. مگر اینکه ضرورت ایجاب کند و دولت در تنگنای جدی قرار بگیرد. مثلا اگر در پرداخت حقوق کارمندان به مشکل بخورد، می‌توان دست به چنین کاری زد اما اگر هدف خوردن از جیب و سرمایه‌های کشور برای هزینه‌های جاری دولت باشد، کار نادرستی است و از منظر اقتصادی توجیهی ندارد. چنین سیاستی فقط یک نتیجه خواهد داشت و آن هم کاهش تدریجی سرمایه‌های مردم است که مورد تایید هیچ‌کس نیست. 

اجرایی کردن چنین برنامه‌ای بستگی به این دارد که آیا مردم عادی سرمایه عظیمی در اختیار دارند که برای سرمایه‌گذاری بیشتر در بازار سرمایه متقاعد شده باشند یا خیر؟ مثلا اگر بازار دلار و طلا داغ باشد و نرخ سود هم به‌طور غیرطبیعی پایین نگه‌داشته شود، می‌توان روی درآمدهای حاصل از بازار بورس هم حساب باز کرد. اگر دولت بتواند بازار ارز را کنترل کرده و توازنی بین عرضه و تقاضا ایجاد کند می‌تواند شرایط خوبی رقم بخورد. برای چنین کاری هم می‌تواند مثلا ارزهای حاصل از صادرات را به کشور بازگرداند که عرضه ارز را هم افزایش دهد که به‌طور طبیعی نرخ ارز هم بدون دستگیری فعالان بازار کنترل شده و در حد معقولی تثبیت می‌شود. 

لازمه اجرای این طرح ایجاد ثبات در بازارهای طلا، ارز و به‌ویژه مسکن است و باید پیش از هر اقدامی در این مسیر حرکت کرد، اما تثبیت این حوزه‌ها کار ساده‌ای نیست و مدیریت نوسانات قیمت مسکن، طلا و ارز به خودی خود بسیار مشکل است. البته برای تامین منابع راهکارهای دیگری هم وجود دارد که در مجلس کنونی هم مطرح شده‌اند و می‌توانند در صورت اجرای درست کمک حال دولت باشند و اقتصاد کشور هم آسیبی نخواهد دید. مثلا به‌تازگی بحث مالیات بر عایدی سرمایه مطرح‌شده یا طرح اخذ مالیات از خانه‌های خالی به بحث گذاشته شده است. اما همانطور که گفته شد نمی‌توان به بازار بورس به‌عنوان یک منبع درآمدی باثبات و پایدار برای دولت نگاه کرد. 

البته انتظارات مردم هم از بازار بورس باید تعدیل شود، بسیاری از جوانان را می‌بینیم که موبایل دستشان است و می‌خواهند با خرید و فروش سهام در بورس، یک‌شبه سرمایه خود را چندین برابر افزایش دهند. هیچ بورسی در جهان چنین امکانی را برای سهامدارانش فراهم نمی‌کند، اصلا روح بازار سرمایه چنین چیزی را تایید نمی‌کند. مگر اینکه بازار درگیر مسئله دلال‌بازی و واسطه‌گری‌های مخرب شده باشد که متاسفانه در بعضی موارد ما هم شاهد این امر در بورس تهران هستیم. البته اگر بتوانیم اقتصاد کشور را از یک سیستم اقتصادی بانک‌محور به یک نظام اقتصادی سرمایه‌محور (بورس‌محور) تبدیل کنیم، می‌تواند بسیار مفید باشد. اما باید حتما این حوزه ساماندهی و مدیریت شود تا دلالان در این زمینه نتوانند به فعالیت‌های مخرب و مضر برای اقتصاد کشور بپردازند.

به‌ویژه اگر این مدیریت بازار سرمایه به سمتی برود که سرمایه‌گذاری‌ها به سوی عرضه‌های اولیه سوق داده شود، بسیار مفید خواهد بود. توجه داشته باشید که بازار ثانویه اثر مستقیمی بر سرمایه‌گذاری و رونق تولید ندارد و حتی ممکن است موجب تشدید فضای واسطه‌گری در بورس اوراق بهادار شود. این واسطه‌گری هم می‌تواند منجر به افزایش تورم شود و حتی می‌تواند قیمت سهام شرکت‌ها و کارخانه‌ها را به طور غیرطبیعی افزایش دهد. به هر حال، باید تعادلی در این حوزه شکل بگیرد تا سرمایه‌گذار واقعی بتواند در یک فضای سالم رقابتی به کار خود ادامه دهد. در این صورت هم اقتصاد منتفع خواهد شد و هم دولت به یک منبع درآمدی قابل اتکا دست می‌یابد.

محمد رجایی باغ‌سیایی - ماینده دوره نهم مجلس‌شورای‌اسلامی


چاپ