راحت‌طلبی و عقب‌ماندگی

یکی از ریشه‌های موثر در عقب‌ماندگی و مشکلات جامعه و اقتصاد کشور اتلاف منابع مالی کشور است. نکته‌های انتخابی‌ام در این یادداشت از سفرنامه شاردن است.

وی در جلد دوم ترجمه آقای اقبال یغمایی در صفحات ۸۵۸ تا ۸۵۹ با تیزبینی تحسین‌برانگیز می‌گوید: «هرکس بخواهد در رشته‌ای به‌کار بپردازد، همین بس که پیش رئیس آن صنف برود، پول کمی بپردازد، تا نامش در شمار دیگر افراد آن رسته ثبت شود. رئیس صنف به دیگر خصوصیات متقاضی کار ندارد، مثلا نمی‌پرسد کجا به‌دنیا آمده، پیش کدام استاد کارآموزی کرده و مهارتش چقدر است. اصولا حدومرز صناعات مختلف معلوم و مشخص نیست و هرکس که دستش به‌کاری آشنا باشد، خود را متخصص هر فن می‌شمارد، مثلا اگر از یک رویگر بپرسند آیا می‌تواند یک سینی نقره بسازد نه نمی‌گوید.» اگر این موضوع را در وضعیت به‌اصطلاح مدرن‌تر امروزی هم نگاه کنیم، پی می‌بریم که چرا پس از این همه مدت، تغییری محتوایی حاصل نشده و ما در این باتلاق گیر کرده‌ و منابع کشور را هدر داده‌ایم.

برای شفاف‌تر شدن این موضوع، می‌خواهم از یک واژه‌ای که در اقتصاد ما از حدود ۱۲ و ۱۳ سال پیش باب شد، مثالی بیاورم و آن هم واژه «فضای کسب‌وکار» است. توجه کنید که واژه کسب ابتدا می‌آید و نه کار، به‌عبارتی فضای کاروکسب عنوان نمی‌شود. بسیاری از دولت‌های ما در وجه عام، قادر نبودند راه را نشان دهند که ابتدا باید کار و تلاش کرد تا کسب پس از آن بیاید و آسان‌خوری در حقیقت ترویج نشود. متاسفانه باید گفت اساس تولید ثروت در کشور، خصوصا با بی‌برنامگی و رها کردن اقتصاد به‌حال خود، در این چند سال اخیر بر آسان‌خوری و کسب درآمدهای بی‌زحمت استوار شده است. در چنین فضایی صحبت از جهش تولید موضوعیت خود را از دست داده و اساسا باید منتظر خروج سرمایه از بخش‌های تولیدی نیز بود. تا زمانی‌که فکری به حال این گونه کسب درآمدها در کشور نشود و این فعالیت‌های بی‌زحمت برای کسب درآمد محدود نشوند، صحبت از جهش یا رونق تولید، حرفی بلاعمل است.

به خاطر دارم ریشه این قضیه به گزارش‌های Doing Business برمی‌گردد که بانک جهانی آن را انتشار داده بود و بعد کشورها را با یکدیگر مقایسه‌ می‌کرد. برای نمونه گرجستان رتبه ۶ و ۷ را در شاخص کلی و رتبه دوم را در زیر شاخص اول یعنی شروع یک کسب‌وکار در سال‌های ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ میلادی(۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ خورشیدی) کسب کرده بود و برخی هم بدون اشراف بر همه زوایای اقتصاد آن کشور، با الگو قرار دادن این کشور، در بوق و کرنا می‌دمند و بر اثر فقر نظری نمی‌خواهند روشن کنند برای چه این کار را می‌کنند؟ آمار تراز خارجی کالاها و خدمات در این کشور از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۹ براساس داده‌های بانک جهانی نشان می‌دهد که این کشور به صورت مزمن دارای کسری در تراز پرداخت‌هاست. علاوه‌بر این موجودی بدهی خارجی آن نیز سال به سال در همین بازه زمانی افزایشی شده است، حال پرسشی که مطرح است این خواهد بود که آیا مثال این کشور می‌تواند مثالی مفید و موثر برای مسیر آینده توسعه باشد؟ با این اوصاف، برخی ترویج‌کنندگان مرتبا با مستمسک قرار دادن و تکیه بر چنین شاخص‌هایی تبلیغ کرده و همچنان می‌کنند که هرکسی باید هر کاری را که می‌خواهد انجام دهد و هیچ قاعده و اهلیتی را نمی‌خواهند قائل باشند، همان‌طور که شاردن خصوصیات این‌گونه افراد را وصف کرده بود. نتیجه چنین رویه‌ای رشد کوتوله‌پروری خواهد بود.

از سوی دیگر، به روند این شاخص‌ها نگاهی نمی‌کنند یا نمی‌خواهند نگاه کنند که آیا مبتنی بر پرسش‌های مشخص، دقیق و متکی به شاخص‌های غیرقابل تفسیر است؟ آیا ثبات و پایداری دارد؟ یا به‌قول بایزید مردوخی در دام میانگین‌ها، آن‌هم از نوع غیرشاخصی گرفتار شده‌ایم؟ یکی از این شاخص‌های کسب‌وکار و به‌عنوان نخستین شاخص، شاخص شروع یک کسب‌وکار است که در رده‌بندی اول قرار دارد. ما جداول و نمودارهایی از این شاخص مستند به داده‌های بانک جهانی از سال ۲۰۰۷ تا سال ۲۰۲۰ برای کشورهای آلمان، ایران، کره‌جنوبی و مالزی را ترسیم کرده‌ایم. با مشاهده نتایج تعجب‌آور آنها باید پرسید این چگونه شاخصی است که حتی در آلمان به صورت کاملا ناپایدار از رتبه ۶۶ تا ۱۲۵ هم بالا و هم پایین می‌شود، حتی دو سال پشت‌سر هم ثابت نبوده است. رتبه ایران هم در همین بازه زمانی از ۴۲ تا ۱۷۸ متغیر بوده و گاهی از آلمان بالا می‌زند و گاهی هم پایین می‌رود. همین وضعیت را در مقایسه کره‌جنوبی و مالزی هم در این بازه زمانی می‌توان مشاهده کرد. مسلما تکیه کردن صرف بر چنین شاخص‌هایی نمی‌تواند ما را به توسعه‌یافتگی رهنمون کرد.

می‌خواهم به نکته بسیار مهم دیگری بپردازم. شاردن حقایق حیرت‌انگیز دیگری را بر اثر تیزبینی خود به‌کار برده و گویی وضعیت امروز کشورمان را توصیف می‌کند: «و اگر به نسبتی که خداوند به آنها عقل و استعداد و نیروی فراگیری و صبوری داده است ذوق و لطافت طبع برای آموختن هنر و صنایع مستظرفه به ایشان عطا می‌فرمود، هرآینه پیشرفت‌های شایانی نصیبشان می‌شد.... خیال می‌کنند بدانچه لازمه یک زندگی راحت و پرآسایش است دسترسی دارند و نباید عمر و نیروی خود را در طلب زواید به‌هدر بدهند. همچنین بر این اعتقادند اگر جز آنچه دارند به چیزی نیازمندند باید از کشورهای دیگر بخرند. از وابستگی خود به بیگانگان غمی به دل راه نمی‌دهند و هرگز این اندیشه در ضمیرشان نمی‌گذرد که دست و فکر خود را به‌کار اندازد و آنچه لازم دارند خود بسازند و در طلب آن دست به سوی بیگانگان دراز نکنند.... و چون ذهن و فکرشان جز پذیرفتن و تکرار کردن آنچه متقدمان در آثار خود آورده‌اند، آمادگی ندارند، ناچار حدود معلوماتشان از آنچه بوده، در نمی‌گذرد.» و این همان نکته‌ای است که از سوی برخی اقتصاددان‌ها به‌طور مرتب تذکر داده می‌شود. در نتیجه این وضعیت می‌بینیم که هنوز باوجود مدرن شدن شکل‌ها، مشکل چندین ساله کشور همچنان باقی است. این می‌تواند ناشی از مقهورشدگی در برابر علوم و فنون و علم اقتصاد در بیش از سه سده گذشته ما باشد که از دنیا عقب افتادیم، اما تقلید واژه‌ها را به‌خوبی فراگرفته و انجام می‌دهیم.

سیدمحمد بحرینیان -  پژوهشگر حوزه توسعه صنعتی


چاپ