مصرف‌کننده بازنده نهایی

برخی عبارات از جایگاه تاریخی بلندی در فرهنگ و روش زندگی ایرانیان برخوردارند و کاربردی گسترده دارند و کافی است کسی در جایی آن را بر زبان آورد تا شنوندگان حال و روز گوینده را دریابند.

یکی از این عبارات «این نیز می‌گذرد» است که نیک می‌دانیم بیشتر از هر چیز نشانه‌ای از ناامیدی، اندوه و حسرت و نیز دلسرد شدن به بهبود کارها در کوتاه‌مدت دارد. گوینده و نویسنده‌هایی که این عبارت را به‌کار می‌گیرند، می‌خواهند یادآور شوند که در کنار آنچه اکنون مایه گیر افتادن یک کار یا فعالیت شده، انبوهی از کارها و فعالیت‌ها بوده که به هر حال حل شده یا حل ناشده در چرخه فراموشی سپرده شده و دیگر کسی از آنها یادی نمی‌کند.

در این روزها و هفته‌ها دپو یا رسوب میلیون‌ها تن انواع کالا در بندرهای گوناگون ایران به مجادله‌ای داغ تبدیل شده، تا جایی که معاون اول رئیس‌جمهوری برای واکاوی و راستی‌آزمایی و حل مسئله به بنادر ایران می‌رود و رئیس بانک مرکزی، برخی از مقام‌های اثرگذار و مسئول و دارای اختیار را نیز دعوت می‌کند با او به بنادر بروند و از نزدیک در جریان کار قرار گیرند.

 باید گفت «این دپو شدن میلیون‌ها تن انواع کالاها در بندرها نیز می‌گذرد» اما اصل داستان را باید در همین نکته دید و توجه مدیران را به این مسئله جلب کرد که ناکارآمدی و سیاست‌های متناقض و سیاست‌های پردردسری که هر سازمان و نهاد برای خود تنظیم و با راهبرد رساندن بیشترین منفعت به سازمان خود عملی می‌کند، سرانجام بر سر شهروندان آوار می‌شود.

پیش از آنکه به اصل داستان برسم و یادآوری کنم ریشه دپو کالاها در گمرک و بندرهای کشور کجاست، بگذارید به نتیجه این اقدام و آوار شدن مصیبت آن بر سر شهروندان با یادآوری یک نمونه اشاره کنم. براساس اطلاعات ارائه‌شده ازسوی یکی از مدیران ارشد گمرک ایران در خرداد، میزان کالاهای دپو شده در انبار بندرهای گوناگون شامل ۸ قلم کالای اساسی از جمله «ذرت» ۲میلیون و ۲۶۹ هزار تن، «جو» ۶۲۱ هزار و ۷۵۲ تن، «روغن خام» ۳۵۲ هزار و ۵۲ تن، «گندم» ۳۱۵ هزار و ۵۲۶ تن، «شکر» ۲۳۴ هزار و ۷۴۳ تن، «سویا» ۲۲۰ هزار و ۲۹۸ تن، «دانه‌های روغنی» ۱۸۴هزار و ۷۹۱ تن و «برنج» ۶۷ هزار و ۸۷۰ تن بوده است. نرخ واردات هر کدام از این کالاها که برخی از آنها مثل شکر و برنج کالای نهایی به‌حساب می‌آیند و مستقیم در سبد مصرف روزانه شهروندان می‌نشینند، در زمان واردات چند دلار و نرخ هر دلار چند تومان بوده است؟ در فاصله‌ای که این دو کالا در بندرها دپو شده‌اند نرخ هر دلار چند تومان شده است؟ به‌نظر می‌رسد، در خوش‌بینانه‌ترین حالت نرخ دلار در فاصله آخر بهار و آخر تابستان ۳۰ درصد افزایش داشته است. به‌نظرتان آیا بازرگان واردکننده برنج و شکر حالا کالای خود را در بازار به نرخ کدام دلار می‌فروشد؟ تصور اینکه بازرگانان نرخ تبدیل دلار به ریال را در فروش کالا لحاظ کند تصوری دور از انتظار است. زیان افزایش ۳۰ درصدی نرخ دلار و تفاوت نرخ به‌دلیل دپوی کالا را آیا جز مصرف‌کنندگان می‌پردازند؟ 

درباره دلایل پدیدار شدن این رخداد دو دسته دلایل را می‌توان یادآور شد. بخشی از دلایل را می‌توان به روش‌ها، مقررات، منافع سازمانی و تناقض‌های گسترده در اختیارات و وظایف و موازی‌کاری‌ها و دیوان‌سالاری‌های وزارتخانه‌ها و سازمان‌های زیرمجموعه آنها جای داد. 
اساسا عوامل متعددی در زمینه دپو، ایستایی، کندی انجام تشریفات گمرکی و رسوب و انباشته شدن کالاها اثرگذار است و هنوز برخی نارسایی‌ها در این زمینه مشهود است که باید اقدامات لازم برای رفع این موانع صورت پذیرد، اما معمولا این اتفاق در روند ورود کالا به کشور در ۴ مقطع زمانی یعنی «قبل از اظهار کالاها به گمرک»، «بعد از اظهار کالاها به گمرک و در هنگام انجام تشریفات گمرکی»، «بعد از صدور پروانه الکترونیکی گمرکی و قبل از ترخیص قطعی کالا» و در نهایت «پس از ترخیص کالا و تبعات به‌وجود آمده» رخ می‌دهد. به‌طور نمونه، طبق ماده ۳۸ قانون امور گمرکی، خروج کالا از اماکن گمرکی مستلزم انجام تشریفات گمرکی است و مطابق ماده ۳۹ قانون فوق‌الذکر، تشریفات گمرکی به‌استثنای مواردی که در قانون اشاره شده، منوط به اظهار کالا با تسلیم اظهارنامه به گمرک است. حال تا زمانی که کالا اظهار نشده، نمی‌توان در مورد و دلیل اظهار نشدن کالا دخالت کرد. در برابر این استدلال، مدیران وزارت صنعت، معدن و تجارت حرف‌های دیگری می‌زنند و به موارد نقض این استدلال اشاره می‌کنند.

 اما واقعیت این است که ریشه دپو شدن کالاها به کمبود ارز در کشور به‌دلیل از دست رفتن درآمد صادرات نفت خام و نیز سقوط معنادار صادرات کالاهای غیرنفتی برمی‌گردد. ریشه در اینجاست و تا زمانی که عرضه و تقاضای ارز به تعادل نرسد، دپو شدن کالا یکی از نشانه‌ها خواهد بود. بقیه حرف‌ها و داستان‌ها را باید شاخ و برگ‌های این داستان اصلی دانست. رفت‌وآمد معاون اول رئیس‌جمهوری و حتی اینکه دستور اکید داده را باید ذیل این ریشه اصلی تفسیر کرد. به‌نظر می‌رسد اگر در یک دوره کوتاه‌مدت این مسئله اصلی برطرف نشود و ارز لازم برای ترخیص فراهم نشود، بقیه ماجراها ادامه خواهد یافت و مسائل تکنیکی و فنی مانند همه دهه‌های پیش که چنین داستانی نداشتیم، حل خواهند شد. اولویت‌بندی هم شاید در کوتاه‌مدت مهم باشد و مثلا شکر و برنج را زودتر بیاوریم تا سفره مردم خالی نباشد، اما سفره کارخانه‌ها را چه باید کرد؟

حسین سلاح‌ورزی - نائب‌رییس اتاق بازرگانی ایران


چاپ