بحران کمبود مواد اولیه جدی است

طی ماه‌های گذشته شاهد رشد قابل‌توجه نرخ فروش محصولات فولادی در بورس کالا و به‌تبع آن در بازار آزاد بودیم. از اصلی‌ترین دلایل رشد قیمت این محصولات فولادی می‌توان به افزایش بهای شمش به‌عنوان ماده اولیه تولید آنها اشاره کرد.

در همین حال باید تاکید کرد که تولیدکنندگان صنایع پایین‌دستی فولاد در ماه‌های اخیر با محدودیت در خرید مواد اولیه مورد نیاز خود برای تولید روبه‌رو شده‌اند. در چنین شرایطی، با پیشی گرفتن تقاضا بر عرضه شمش فولادی، قیمت این کالای واسطه‌ای در سایه رقابت برای خرید آن رشد قابل‌توجهی داشته است. 

در ادامه قیمت تمام‌شده محصولات پایین‌دستی نیز افزایش می‌یابد و این تولیدکنندگان نیز ناچار خواهند بود محصول نهایی خود را با قیمت بالاتری به فروش برسانند. 
دلایل متعددی برای تشریح رشد قیمت شمش عنوان می‌شود. مثل همیشه نرخ ارز متهم ردیف اول افزایش قیمت‌هاست. از آنجاکه قیمت پایه شمش فولاد در بورس کالا براساس نرخ ارز تعیین می‌شود و با توجه به اینکه از ابتدای امسال تاکنون قیمت دلار در برابر ریال رشد چشمگیری را تجربه کرده است، بخشی از این رشد را باید ناشی از افزایش نرخ دلار دانست. هرچند فولاد در این رقابت گوی سبقت را از دلار هم ربوده است، چراکه در چنین موقعیتی بسیاری از تولیدکنندگان شمش ترجیح می‌دهند محصول خود را صادر کنند و از درآمدهای ارزی حاصل از آن منتفع شوند. 

همین موضوع نیز زمینه کاهش عرضه شمش را در بازار داخلی فراهم می‌کند و رقابت برای خرید آن بیش از پیش افزایش می‌یابد. درنهایت نیز قیمت نهایی فروش به‌دلیل تقاضای بالا از قیمت پایه به مراتب افزایش می‌یابد. در همین حال، نبود اطمینان نسبت به آینده و احتمال تداوم روند صعودی نرخ ارز از دیگر مواردی است که بر شدت ناآرامی در این بازار می‌افزاید. 

توجه به این نکته ضروری به‌نظر می‌رسد که کمبود مواد اولیه مورد نیاز نوردسازان کشور جدی است. در همین حال نرخ فروش مواد اولیه به قدری افزایش داشته که این تولیدکنندگان از پس تامین هزینه‌های خرید مواد اولیه بر نمی‌آیند. در چنین شرایطی تولید برای نوردکاران به صرفه نخواهد بود. یا چنانچه بتوانند به تولید ادامه دهند؛ قیمت تمام‌شده به قدری افزایش می‌یابد که از تعداد خریداران نهایی کاسته می‌شود. با وجود تمام دلایل یادشده برای رشد قیمت‌ها باید اقرار کرد که بازار آهن‌آلات در موقعیت کنونی از رونق برخوردار نیست؛ یعنی قیمت‌ها به قدری افزایش یافته‌اند که دیگر خریدار واقعی در این بازار یافت نمی‌شود. 

در ادامه باید تاکید کرد که بخش قابل‌توجهی از تولید شمش کشور در اختیار واحدهای بزرگ فولادی است که به نوعی به دولت وابسته هستند. بنابراین دولت هم در اغلب موارد برای حفظ منافع این واحدها تلاش می‌کند. درنتیجه نباید حتی به آمار کاهش صادرات شمش در امسال اعتماد چندانی داشت. کما اینکه بررسی شرایط بازار نیز موید همین نکته است. میزان تولید شمش در کشور ما به مراتب بیش از نیاز صنایع داخلی است. وقتی این بازار با کمبود قابل توجه شمش روبه‌رو است، یعنی مابقی تولیدات در جای دیگری به فروش می‌رسد. البته در طول همین مدت متولیان امر و مسئولان وزارت صنعت، معدن و تجارت کوشیده‌اند با مصوبات گوناگون زمینه بازگشت تعادل به این بازار را فراهم کنند. الزام به عرضه محصولات فولادی در بورس کالا و تعیین کف و سقف قیمتی از همین مصوبات هستند. 
حتی این فولادسازان برای صادرات محصولات خود موظف به اجرای مصوبات یادشده هستند. اما درنهایت این دست مقررات اجرایی نمی‌شود و روند التهاب‌گونه در این بازار ادامه دارد. کما اینکه بررسی میزان عرضه شمش فولاد از ابتدای امسال تاکنون حکایت از آن دارد که این محصول به مراتب کمتر از میزان مقررشده عرضه شده است. بنابراین طبیعی است که در چنین شرایطی تعادل از این بازار رخت بر بندد.

مجید سعیدیان - فعال صنعت فولاد


چاپ