دولت و مجلس به کمک بانک مرکزی بشتابند

باتوجه به تحقق نیافتن گشایش اقتصادی شاهد این هستیم که بازار ارز در شرایط فعلی باعث شده تا روند افزایشی نرخ تورم شدت بگیرد.

از طرفی هم بازار ارز در ایران به سمت رسیدن به یک تعادل در حال حرکت است؛ با این وجود می‌بینیم که نرخ تورم در جامعه مدیریت نشده و همین امر نیز موجب بروز مشکلاتی در حوزه اقتصادی شده است. به بیان دیگر می‌توان گفت بازار به سمت پیش‌خور کردن انتظارات پیش می‌رود، پس با این حساب احتمال شکسته شدن مرز ۳۰ هزار تومانی نرخ دلار نیز دور از ذهن نیست.
اگر عملکرد اقتصادی و علمی بانک مرکزی (هرچند کند) نبود، باتوجه به رویه‌ای که دولت در پیش دارد، امروز ممکن بود با نرخ دلار بالای ۵۰ هزار تومان مواجه می‌شدیم. پس ناگفته پیداست که زمان همراهی مجلس و دولت فرارسیده تا هرچه زودتر به سمت حذف قوانین پیچیده، دست‌وپاگیر و در اغلب موارد هیجانی اقتصادی قدم بردارند. برای مثال اقدام بانک مرکزی در جهت تک‌نرخی کردن دلار یکی از اقدامات مثبت بود که باید خیلی زودتر انجام می‌شد اما به‌قول معروف «ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است». 
این اقدام بانک مرکزی باعث افزایش شفافیت در بازار ارز می‌شود و همچنین احتمال عرضه بیشتر دلار و سایر ارزها را افزایش خواهد داد.
اما اینکه تاثیرات مثبت این اقدامات علمی بانک مرکزی را در جامعه نمی‌بینیم دلیل دیگری دارد. علت اصلی این امر نیز دخالت سیاسیون در امور مدیریتی بانک مرکزی است. در تمام دنیا سیاستمداران سیاست‌های مالی را همسو با سیاست‌های پولی بانک مرکزی می‌پندارند و این یک اشتباه بزرگ است که می‌تواند مشکلات زیادی را به‌وجود بیاورد.

ساکنان بهارستان به‌جای برگزاری دورهمی‌های سیاسی و تبلیغاتی برای انتخابات سال آینده، باید استقلال بانک مرکزی را به‌رسمیت بشناسند یا اگر هم نمی‌خواهند اقدام اساسی در این زمینه انجام دهند، حداقل می‌توانند دست به قلم شده و در حمایت از استقلال بانک مرکزی طوماری امضا کنند؛ در غیر این صورت ما نخواهیم توانست در برابر فشارهای ایالات متحده امریکا و تحریم‌های یکجانبه دولت ترامپ مقاومت کنیم، چراکه برای هر نوع مقاومتی پیش از هر چیزی به یک اتحاد و همدلی نیازمندیم، در حالی که متاسفانه در شرایط کنونی بانک مرکزی تنها مانده و اگر حمایت‌های رهبری نبود، بانک مرکزی هم تاکنون با معضلات جدی‌تری روبه‌رو شده بود. متاسفانه از طرفی هم شاهد این هستیم که بازار به سمت برخی رویکردهای سیاسی گرایش یافته و همین امر باعث شده تحلیل‌های اقتصادی چندان دقیق نباشند.
نکته دیگری که باید در نظر گرفت این است که تحریم‌های ایالات متحده ازسوی خزانه‌داری کل امریکا هدایت می‌شوند. خزانه‌داری این کشور یعنی چک سفید! چراکه هر تراکنشی در امریکا نیاز به مجوز از خزانه‌داری کل دارد. به همین دلیل است که بسیاری از کشورها این ریسک را نمی‌پذیرد که بدون هماهنگی با خزانه‌داری امریکا وارد مبادلات تجاری با ایران شوند.

 از همین رو باید توجه داشته باشیم که حتی با تغییر رئیس‌جمهوری این کشور نیز ممکن است بلافاصله نتوانیم ساختار تحریم‌ها را تغییر دهیم تا روزنه‌ای برای تنفس سیستم اقتصادی کشورمان گشوده شود.
اما این مشکلات یک بعد اجتماعی هم دارد. در هر نقطه‌ای از جهان اگر ارزش ارز کشوری نسبت به کشور دیگری کاهش پیدا کند، جامعه این پیام را به دولت می‌دهد که ما نسبت به وضعیت اقتصادی نگران، مردد و حتی بی‌اعتماد شده‌ایم. این گزاره یک معنا بیشتر ندارد؛ کاهش ارزش پول ملی! 

متاسفانه در رسانه‌ها شاهد این هستیم که کسی صحبت از کاهش ارزش پول ملی نمی‌کند و همه از گران شدن دلار و یورو سخن می‌گویند، در حالی که این خودش مشکل‌ساز است، چراکه سیگنال‌های غلطی به جامعه داده و همین امر نیز موجب دامن زدن به بی‌اعتمادی در جامعه می‌شود. جبران این بی‌اعتمادی‌ها برای دولت‌ها و حاکمیت بسیار سخت است. ممکن است از یک جامعه در یک سال سلب اعتماد شود اما برای رفع این تردیدها باید سال‌ها و حتی دهه‌ها تلاش کرد.
از همین رو باید یادآور شد که لازمه داشتن اقتصاد پویا، شفافیت در امور مدیریتی این حوزه است. عاملی هم که موجب شفاف‌سازی در عرصه‌های مختلف می‌شود آزادی رسانه‌ها است، چراکه مطبوعات بازوهای نظارتی مردم بر ارکان حاکمیت هستند و مقامات باید خود را در برابر رسانه‌ها پاسخگو بدانند و با صداقت شرایط امور را برای مردم بازگو کنند.

علی حیدری - کارشناس مسائل اقتصادی


چاپ