روز خبرنگار را با لبخند آغاز کنید

۱۷ مرداد روز خبرنگار نام‌گذاری شده است. سابقه نام‌گذاری این روز یعنی شهادت محمود صارمی، خبرنگار خبرگزاریِ جمهوری اسلامی، به همراه ۸ نفر از اعضای کنسولگری ایران در مزارشریف افغانستان به‌دست گروهک تروریستی طالبان، اهمیت این روز را بیش از پیش در ذهن متبادر می‌کند.

اما باید با حفظ احترام به شأن خبرنگاران اینچنینی، این فرصت را مغتنم شمرد و در باب آن سخن گفت. به اعتقاد من چنین مناسبت‌هایی که در تاریخ ملی و بین‌المللی کم هم نیستند، فرصتی را فراهم می‌کند تا از نقاط قوت و چالش‌های پیرامون آن سخن گفته شود. هرچند متاسفانه نگاه سرسری حاکم بر زندگی ما را تبریک، شاخه گل و حتی هدیه‌ای محدود می‌کند. گویی با یک خوشی از ریشه‌ها غافل می‌شویم. از آنجا که اعتقاد راسخ دارم در دنیای شهرنشینی با کمبود سخن گفتن به معنای واقعی و نه صحبت کردن از روزمرگی‌ها روبه‌رو هستیم، این ستون را مغتنم می‌شمارم و از تجربه نه‌چندان طولانی خود در این حرفه می‌گویم. حدود ۴ سال از زمانی که بدون هیچ سابقه و مهارتی وارد این حرفه شده‌ام می‌گذرد، در طول این سال‌ها بارها این جملات را شنیده‌ام که خبرنگاری در ایران مرده است.

این روزها خبرنگاران رسالتی ندارند. خبرنگاران کارت هدیه‌ای. خبرنگاران رابطه‌ای. این جملات به‌ظاهر کوتاه اما عمیق و گزنده، به‌منزله تلنگری بر روح و روانم بوده است. تا جایی‌که بارها مخاطبان و همکارانم تاکید کرده‌اند در مواجهه با سوژه‌ها، خودت را کارشناس بخوان و نه خبرنگار. به سابقه مهندسی‌ات اشاره کن که قماش خبرنگار قابل اعتماد و اتکا نیستند. به کرات در جلساتی حضور داشته‌ام و خبرنگاران متهم شده‌اند که در جلسات، نشست‌ها و سفرها به بهانه دریافت سوغات و کارت هدیه حضور بهم می‌رسانند. سر آخر هم همان‌ها که انگشت اتهامشان به سوی این قشر نشانه رفته، با لبخند و شاید هم کمی غرور، تحفه‌ای را به آنها تقدیم می‌کنند.

امان از این روز که تمام پیام‌رسان‌های گوشی‌ات پر می‌شود از تبریک‌های تکراری مزین به گل و بلبل، اما تو درمانده‌ای که این استیکرهای لبخند را بپذیری یا آماجی از تهمت‌ها را. بدون شک در هر حرفه‌ای، انسان‌های حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای فعالیت می‌کنند، افرادی که خارج از شایستگی‌های حرفه‌ای به‌دنبال کمترین سود، در درجه نخست ارزش انسانیت و در قدم بعدی فعالیت حرفه‌ای خود را زیر سوال می‌برند، اما واقعا چنین افرادی باید مانع دیده شدن تلاش‌های فعالان آن حرفه شود؟ عجیب آنکه در موارد متعددی خود خبرنگاران چوب به‌دست می‌گیرند و هم‌صنفان خود را تهدید و تحقیر می‌کنند. گویی بدین وسیله از این قماش جدا می‌شوند و به صف مصلحان وارد می‌شوند. گویی این افراد از فضای ممیزی حاکم بر رسانه خبر ندارند و هر سانسوری را از چشم خبرنگار بی‌نوا می‌بینند. حال وسط این هجمه باید خبرنگار زن باشی تا این ملعبه کامل شود. نگاه جنسیت‌زده حاکم بر فرهنگ ما، شرایط به مراتب دشوارتری را برای زنان فراهم می‌کند. در چنین حرفه‌ای همه حق دارند تو را، پهنای لبخندت را، عکس پروفایلت را، لباست را، تن صدایت را و هر چیزی را که به عقل جن هم نمی‌رسد، قضاوت کنند. اگر کم بخندی، از آدابدانی چیزی نمی‌دانی و مناسب این حرفه نیستی. اگر زیاد بخندی به‌دنبال بهره‌گیری از جنسیت برای پیشرفت هستی.

این اتهامات تا جایی ریشه دوانیده که همین چند ماه قبل شاهد انتشار متنی از سوی یکی از فعالان عرصه خبر و پرستو خواندن خبرنگاران زن بودم. خبرنگارانی که خارج از ساعت کاری با مدیران تماس می‌گیرند و به‌احتمالا اهداف شوم و پلیدی را در سر می‌پرورانند. با همین استدلال‌ها هم به مدیران توصیه کرده بود مراقب نفس خود باشند. راستش مرارت‌های این حرفه آنقدر است که گویی پایانی برای آن وجود ندارد. تلخکامی‌هایی که بیش از هرچیز ناشی از ضعف فرهنگی حاکم بر جامعه است. ضعفی که رسانه می‌تواند تاثیر بسزایی برای رفع آن داشته باشد. در میان این تلخی‌ها، تنها خوش دلم به دیدن خبرنگاران زن موفقی که با وجود تمام این چالش‌ها تلاش کرده و موفق در حرفه خود ظاهر شده‌اند. و تمام دختران علاقه‌مند به خبرنگاری را تشویق می‌کنم که با قدرت در این حرفه حضور پیدا کنند. لبخند بزنند و قوی باشند که تنها راه مقابله با این شرایط، لبخند ما است.

مرضیه احقاقی - روزنامه نگار



چاپ