انطباق تحلیل با واقعیت

در اینکه وضعیت فعلی اقتصاد ایران مطلوب نیست، تردیدی وجود ندارد. از مردم کوچه و خیابان که در این اوضاع نامناسب زندگی می‌کنند تا مدیران عالی کشور که صرفا از اخبار آن مطلع می‌شوند، همه می‌دانند که حال اقتصاد خوب نیست! اما آیا صاحبان قدرت و تصمیم‌گیرندگان اصلی اقتصادی درک و تحلیل روشنی از علل و عوامل به‌وجود آمدن وضع موجود دارند؟

برای پاسخ به این سوال، فردی را در نظر بگیرید که دانش و تحلیلی از علم اقتصاد ندارد و می‌خواهد با مراجعه به سخنان مسئولان منتخب و منتصب کشور کشف کند واقعا چرا قطار اقتصاد ایران روی ریل خودش نیست؟! جمع‌بندی چنین فردی چه خواهد بود؟ این فرد احیانا به این نتیجه خواهد رسید که باوجود اینکه اغلب مولفه‌های اقتصادی در کشور در وضعیت مناسبی هستند، ۳ عامل مانع می‌شوند تا شیرینی وضعیت مطلوب اقتصاد به کام مردم بنشیند:
اول، سوداگرانی که با فعالیت‌های خود باعث اختلال در روند طبیعی اقتصاد می‌شوند.
 دوم، عوامل روانی که رفتارهای غیرمعقول و خارج از قاعده را به‌دنبال دارند.

و سوم، سنگ‌اندازی‌های دشمنان خارجی که با ابزارهایی مثل تحریم تلاش دارند مردم را ناامید کنند؛ اما واقعا این‌گونه تحلیل‌ها تا چه اندازه با واقعیت سازگار است؟
سوداگری: برخلاف تصور عامه، سوداگری رفتاری طبیعی است. این نه منطقی است و نه ممکن است که انتظار داشته باشیم افراد جامعه در هر لحظه پیگیر تبعات اجتماعی رفتار خود باشند. هر فرد به‌طبع منافع خود و خانواده‌اش را بر دیگران ترجیح می‌دهد. مفهوم «بازار» نیز در واقع در بستر همین رفتار طبیعی انسان معنا می‌یابد. اما آیا این ویژگی طبیعی انسان‌ها همیشه برای جامعه مفید است. ابدا! در چنین شرایطی لازم است سیاست‌گذار به‌جای توسل به روش‌های بگیر و ببند و نصیحت، علل شکست بازار را شناسایی کند و در رفع آن بکوشد. چگونه ممکن است کالایی که ارزش بازاری آن ۷ هزار تومان است، به‌سادگی قابل ذخیره است و قدرت نقدینگی بالایی دارد را با قیمت ۴۲۰۰ تومان عرضه کنیم و انتظار داشته باشیم مردم برای به‌دست آوردن آن هجوم نیاورند و در عوض در پروژه‌های تولیدی سرمایه‌گذاری کنند؟ چگونه می‌توان بدون توجه به پیوند سیل مخرب نقدینگی با نااطمینانی و بی‌اعتمادی نسبت به آینده، به مردم توصیه کرد آرام و صبور باشند؟ چگونه می‌توان با یک سیاست خام، بهشتی برای فعالیت‌های سوداگرانه ایجاد کرد و از سوی دیگر با نیروی انتظامی و قوه قضاییه به مبارزه با سوداگران رفت. نخستین راه مبارزه با قاچاق و سوداگری‌های نامطلوب اتخاذ تصمیماتی است که انگیزه این‌گونه فعالیت‌ها را کاهش دهد و جایگزین‌های جذاب‌تری پیش روی مردم بگذارد. عوامل روانی آنچه مکررا در تحلیل و سخنان مسئولان دیده می‌شود این است که گویی وضعیت روانی جامعه را متغیری غیراقتصادی می‌بینند. نمی‌توان با به رسمیت نشناختن عامل روانی و اتکا بر چند متغیر انتخاب شده، حال اقتصاد را مساعد جلوه داد. اصرار بر چنین رویکردهایی حاصلی جز بدتر شدن وضع موجود و تخریب جدی اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی باقیمانده دولت نخواهد داشت. نباید فراموش کرد وضعیت روانی جامعه می‌تواند نتیجه عملکرد حاکمیت باشد. وقتی وعده‌های متعدد دولتمردان و پیش‌بینی‌های صریح و قاطع آنان یکی پس از دیگری توسط رخدادهای واقعی و رفتار بازارها و قیمت‌ها نقض می‌شود، وقتی سیاست‌های نادرست پولی و ارزی و بودجه‌ای و حتی سیاست‌های فرااقتصادی حاکمیت نتوانسته مردم را مجاب کند که اوضاع واقعا به سمت بهبود در حرکت است، طبیعی است جامعه نگران و سردرگم شود و بی‌توجه به توصیه مدیران، سعی کند خود راهی برای تسکین و تخفیف خطرات احتمالی که احساس می‌کند با آن روبه‌رو خواهد شد، بیابد.

تحریم: تحریم‌های اقتصادی از جهات مختلف تاثیرات جدی بر اقتصاد کشور دارد. به‌نظر می‌رسد برخی تصمیم‌گیران به این جمع‌بندی رسیده‌اند که چون شرایط تحریمی شرایطی نامتعارف در اقتصاد است، علم اقتصاد از تحلیل و ارائه راهکار در این شرایط عاجز است. این تحلیل آنها را مجاب می‌کند تا برای حل مسائل اقتصادی موجود به‌جای تکیه بر علم اقتصاد و اقتصاددانان، به قوه خلاقه خود تکیه کنند و مملکت را با تجربه‌آموزی و سعی و خطا اداره کنند، در حالی که شرایط ویژه تحریم‌ها، وضعیت اقتصاد کشور را به‌عنوان یک مورد تحت مطالعه، از قلمرو علم اقتصاد خارج نمی‌کند. این شرایط صرفا قیود جدیدی به مسائل اقتصادی کشور می‌افزاید؛ قیودی که هرچند حل مسئله را به‌مراتب دشوارتر و پیچیده‌تر می‌کند. باید بپذیریم برای حل یک مسئله اقتصادی، هرقدر هم دشوار و پیچیده، باید به اقتصاد و اقتصاددانان اعتماد کنیم؛ در غیر این صورت به دشمنی حمله می‌کنیم که وجود خارجی ندارد و با دوستی همراه می‌شویم که دانایی لازم را ندارد.
مهدی ناجی - کارشناس اقتصاد




چاپ