«دوسوتوانی» در پروژه‌های فقرزدایی

اصولا در پروژه‌های فقرزدایی، یا در حال کمک به خانواده‌های نیازمند برای جبران کمبودشان از زندگی معمول و رسانیدن آنها به سطحی در حد خط فقر هستیم یا در حال بهبود نگرش، توانایی‌های ذهنی، اراده، ریسک‌پذیری، جست‌وجوگری و باورهای آنها برای بالا بردن سطح درآمد و بهره‌وری تولیدی و اقتصادی. دوسوتوانی در پروژه‌های فقرزدایی می‌تواند دو هدف متناقض کمک‌های سبد مصرفی و پرداخت‌های معیشتی را با افزایش ظرفیت تولید و درآمدزایی خانواده فقیر همراه کند.

اصولا در پروژه‌های فقرزدایی یا روی مصرف خانواده‌های فقیر متمرکز می‌شوند یا روی بهره‌وری و تولید آنها. یعنی پروژه‌های فقرزدایی یا به‌دنبال کمک به خانواده‌های فقیر برای جبران کمبود مصرف و تقویت میزان کالری مصرفی و سایر عناصر مهم در سبد مصرفی این خانواده‌ها هستند یا روی بهره‌وری، کارآفرینی، توان تولید ارزش افزوده قابل‌فروش و استقلال اقتصادی این خانواده‌ها متمرکزند.


تبعات پروژه‌های فقرزدایی

دو هدف یادشده به‌گونه‌ای طراحی می‌شوند که در بسیاری از موارد طراحی و اجرا، متناقض خواهند شد؛ یعنی وقتی کمک‌هزینه پولی یا سبدهای کالایی و کمک به تحصیل فرزندان یا تامین سرپناه و کمک مستقیم برای اسکان مناسب به خانواده صورت می‌پذیرد، پیش‌فرض این است که آن خانواده توان تامین ندارد و فقر شدید منجر به این وضعیت شده است. حال اگر با افزایش قابلیت‌های تولید، ارزش‌افزوده قابل مصرف و فروش و درآمد حاصل از آن در خانواده فقیر، این برداشت صورت بگیرد که این خانواده توان نگهداری از خود را دارد، کمک‌های حوزه مصرفی قطع می‌شوند. این موضوع منجر شده خانواده‌های تحت پوشش برنامه‌های فقرزدایی از کانال کمک‌های مصرفی، هوشمندانه عمل کنند و در برنامه‌های توانمندسازی تولیدی همکاری نکنند تا بتوانند همواره حداقل کمک‌معیشتی را دریافت کنند. این تناقض باعث شکست برنامه‌های فقرزدایی شده است. ادامه‌دار بودن برنامه کمک‌های مصرفی باعث افزایش شدید بودجه‌های فقرزدایی و برنامه‌های کمک به سازمان‌های حمایتی در دولت‌ها شده و از این طریق باتوجه به محدودیت جدی دولت‌ها (به‌ویژه ایران) در تامین مالی، دولت‌ها را به سمت استفاده از روش کسری بودجه‌های پولی و تورم‌های ناشی از این نوع تامین مالی و در نتیجه کاهش شدید قدرت خرید کمک‌های مستقیم پولی در اختیار خانواده‌های فقیر (یارانه مستقیم پولی) هدایت کرده و نتایج موثر این نوع برنامه‌ها را به حداقل ممکن رسانده است.


نپذیرفتن قابلیت‌های تولیدی

برنامه‌های فقرزدایی از ناحیه افزایش قابلیت‌های تولیدی با استقبال مناسبی ازسوی خانواده‌ها برخوردار نیست و خود خانواده فقیر نیز هرچند که بتواند در عمل خود را از فقر نجات دهد، این کار را نمی‌کند و این برنامه‌ها شکست‌خورده محسوب می‌شوند.


تدوین پروژه‌های «دوسوتوانی»

در حوزه فقرزدایی باید مدل‌هایی طراحی و تدوین شوند که بتوانند دوسوتوانی کنند و سطح مصرف اقلام اصلی سبد مصرفی، قابلیت‌های تولیدی و درآمدزایی خانواده‌های فقیر را افزایش دهند و دو حوزه را با هم و در موازات هم پیش ببرند. نام این برنامه‌های فقرزدایی را می‌توان برنامه‌های فقرزدایی «دوسوتوان» گذاشت و با این نوع نگاه برنامه‌های فقرزدایی را طراحی، اجرا، پایش و اصلاح کرد.به‌عنوان مثال برنامه‌های تقویت اقتصاد خانواده در خانواده‌های فقیر به‌گونه‌ای طراحی شود که برنامه‌های کمک‌مصرفی و معیشتی، مستقل از برنامه‌های درآمدزایی و شغل‌آفرینی باشند. در این صورت می‌توان تناقض ذاتی این نوع سیاست‌های اجرایی فقرزدایی را کاهش داد یا برنامه‌های درآمدزایی و تولید ارزش افزوده در جهتی طراحی شوند که محصول تولیدی خانواده و خانواده‌های فقیر همانی باشد که نیازهای اولیه و اصلی مصرفی خانواده فقیر را نیز تامین کند. این نوع از برنامه‌ها نیز می‌توانند موفق‌تر عمل کنند و از تناقض ذاتی این حوزه بکاهند. به یک اعتماد به‌نفس برای اقدام به فعالیت‌های تولیدی نیاز داریم و یک عزت‌نفس برای اینکه افراد بتوانند جایگاه اجتماعی خود را تشخیص و ارتقا دهند. برنامه‌های دوسوتوان باید همزمان روی هر دو بخش متمرکز شوند و هر دو حوزه را پوشش دهند.


راهکارهای موثر در فقرزدایی

 استراتژی‌های توریست در خدمت فقرزدایی یا توسعه خوشه‌های صنعتی شهری در محصولاتی با فناوری و فرآیندهای سبک و ساده یا توسعه خوشه‌ها و شبکه‌های صنایع دستی هر کدام در برخی کشورها توانسته‌اند از تناقض این حوزه بکاهند و در فقرزدایی موفق باشند. در تایلند، چین و برخی دیگر از کشورهای آسیای جنوب شرقی توریست را در خدمت فقرزدایی و نیز خوشه‌های تولیدی صنایع دستی تعریف کرده‌اند. این حوزه می‌تواند در تامین شغل و درآمد کافی برای خانواده‌های فقیر موثر باشد اما همچنان برای حفظ سطح اقلام اصلی سبد مصرفی خانوار هنگام اجرای این برنامه‌ها، اقداماتی انجام شده است.استقلال دو نوع برنامه درآمدزایی و حفظ سطح مصرف و مستقل کردن آنها از یکدیگر در برخی مناطق مثلا امریکای لاتین برای ایجاد انگیزه و ترغیب خانواده‌های فقیر به مشارکت بیشتر در برنامه‌های درآمدزایی و تولید نیز می‌تواند تجارب مفیدی در نظر گرفته شود.

سهراب دل‌انگیزان – اقتصاددان


چاپ