حکمرانی تاجرباشی‌ها

صنعت ایران حال و روز خوشی ندارد. با وجود آمارهای درخشان از رشد ایجاد واحدهای صنعتی، مشکل بیکاری هنوز به قوت خود باقی است و نمونه‌های وارداتی کالاهای ساخت داخل را در بازار به وفور می‌توان دید.

با افزایش قیمت ارز، بهای کیک و کلوچه وطنی هم افزایش می‌یابد و هیچ‌کس پاسخگوی این پرسش نیست که چرا وقتی تمام مواد اولیه یک محصول از داخل تامین می‌شود، باید تغییر قیمت ارز روی آن تاثیر بگذارد.
بحث زیادی درباره دلایل ناتوانی تولید مطرح می‌شود. بح خیلی‌ها این است که ما گرفتار نحسی منابع شده‌ایم و درآمدهای نفتی ما نقش موثر و کارآمدی در تولیدات و صنعتی‌شدن کشور نداشته است. این به سابقه تاریخی بلندمدت کشور بازمی‌گردد، به‌ویژه این واقعیت که کشورمان در طلایی‌ترین نقطه استراتژیک جهان قرار دارد و دارای اقلیم و منابع زیرزمینی متنوع است. از همین‌رو همیشه با تهاجم‌های صدمه‌زننده و طمع کشورهای دیگر روبه‌رو بوده‌ایم. از زمان سلجوقیان هم این شرایط بر اقتصاد ایران حاکم بوده است. برادران شرلی که زمان صفویان به ایران آمدند، مطامع انگلیسی‌ها را تعقیب می‌کردند. آخرین ضربه‌های مهلک به کشور به دوران قاجار بازمی‌گردد. اصولا حکومت‌هایی متعدد که با ماهیت ایلیاتی و عشایری در ایران تشکیل شدند، باعث عقب‌ماندگی تاریخی کشور از علوم مختلف بوده‌اند. بلاهت‌هایی که حاکمان کشور در آن زمان‌ها داشتند و توهمات قدرت آنها، در مجموع باعث شده کشور درگیر جنگ شود. این جنگ‌ها اثرات مخرب اقتصادی مهلک خود را تاکنون داشته است. آخرین جنگ‌ها قبل از تشکیل و شکل‌گیری تقلیدی دولت مدرن در کشورمان، به زمان فتحعلی‌شاه بازمی‌گردد. قرارداد ترکمانچای فقط سرزمین را از ایرانیان نگرفت، بلکه شیوه زندگی ما را خراب کرد و کشوری را که در زمان صفویان تا حدودی سربلند بود، با سیاست عقب‌مانده و تن‌دادن به استثمار غیرمستقیم به عقب راند و عادات بسیار زشت و زیانباری را در کشور رواج داد که این عادات هنوز هم برقرار است. قرارداد ترکمانچای جدا از دست‌رفتن سرزمین، دو خطر با اثرات پایدار را برای ما ایجاد کرد. این قرارداد چنان شرایط استثماری را فراهم کرد که به دولت‌های قاجار اجازه نمی‌داد بیش از ۵درصد عوارض یا باج راه روی کالاهای ساخت روسیه تزاری برقرار کنند، علاوه‌بر اینکه بر کالاهای صادراتی ما نیز عوارض وضع کردند. در ۱۹۰۷ میلادی(۱۲۸۶ خورشیدی) که معاهده سن‌پترزبورگ بین انگلیس و روسیه منعقد شد، این امتیاز را انگلیس نیز گرفت و بعد بلژیکی‌ها و فرانسوی‌ها هم امتیاز گرفتند و به‌این‌ترتیب برای انجام هر حرکت مولد در کشور ممانعت ایجاد کردند. این کشورها که در جریان انقلاب صنعتی رشد یافته بودند، در حقیقت کاری کردند که ما با تشویق مصرف ولع‌آمیز، با مدرنیته آشنا شده و به اصطلاح پیشرفت را مشاهده کنیم، نه به‌وسیله تولید و فناوری. 

ما در کشور شاهد انقلاب صنعتی نبوده‌ایم. اصلا نگذاشتند صنعتی در ایران پا بگیرد. همه تلاش‌ها را برای ایجاد صنایع، بلافاصله و به انحای مختلف به شکست می‌کشاندند. تفکر وابستگی به خارج در رگ و ریشه‌های این کشور و بسیاری از مسئولان دوانده شده بود. احمد اشرف در کتاب موانع سرمایه‌گذاری در ایران دوره قاجار، در فصل ۳ به‌دلایل این مسئله پرداخته است. روس‌ها همان‌گونه که گفتم اجازه عوارض بیشتر از ۵درصد را نمی‌دادند و افراد خود را در ایران باعنوان تاجرباشی کاشتند. اینها کالاهای روسیه را در ایران می‌فروختند و کالاهای ایران را که احتیاج داشتند، به ثمن بخس می‌خریدند. روسیه اما روی کالاهای صادراتی ایران، عوارض دلخواه وضع می‌کرد. این تاجرباشی‌ها پرچم روسیه را بالای خانه‌های خود می‌زدند و از هر تعرضی ایمن بودند. اگر به روزنامه‌های اطلاعات سال ۱۳۰۴ و ۱۳۰۵ مراجعه کنید، درمی‌یابید که در آن سال‌ها گرامافون روسی به ایران وارد می‌کردند. مردم ولع مصرف پیدا کرده بودند. ایرانیان با مدرنیته، با مصرف آشنا شدند، نه تولید صنعتی و این مسئله رفتارهای زشت و پَلَشتی‌های متفاوتی را در جامعه ایجاد کرد. ژان بودریار در کتاب صورت‌بندی مدرنیته و پست‌مدرنیته یک استدلال دارد که «در جامعه‌ای که بر مبنای مصرف سازماندهی شده است و نه بر مبنای اصول تولید، مقولات اقتصادی مانند نیازمندی‌های مادی، عرضه و تقاضا، تورم، بحران رکود، بیکاری، توزیع سود دستمزد و... برای تجزیه و تحلیل ماهیت و کارکرد اشیا و کالاها نامناسب و غیرموثر است». اکنون هم مشاهده می‌کنید که ارز و نقدینگی را نمی‌شود با بکارگیری فرمول‌ها کنترل کرد، زیرا بستر قاعده‌گذاری در کشور فراهم نشده است. 
رگ و ریشه‌های تاجرباشی‌ها هنوز هم وجود دارد و اجازه نمی‌دهند شرایط تغییر کند. مثالی می‌زنم که بدانید کشور گرفتار چه باتلاقی شده است. در آن سال‌ها کارخانه کبریت تاسیس شد اما کبریت سوئدی را به قیمت ناچیز ۵ قراضه در مرز عراق فعلی عرضه می‌کردند درحالی‌که کبریت ایرانی یک قران تمام می‌شد و همه می‌گفتند کالای تولید داخل گران‌تر است و گرایش به سمت کالای خارجی بود. این است حکمرانی تاجرباشی‌ها.
سیدمحمد بحرینیان - پژوهشگر حوزه صنعت


چاپ