کدخبر: 31758

تردید

علی نعیمی: این بار که دورخیز کرد دقیقا دوازدهمین بار است که تا ۳ می‌شمارد و ۳ گام بلند برمی‌دارد تا بتواند از روی عمق کم رودخانه بپرد.

۱۱ نفر آن طرف رودخانه ایستاده‌اند و به تردیدهای او نگاه می‌کنند و حتی ۹ نفرشان تلاش کردند به سمت او بروند تا دستش را بگیرند و با خودشان به این طرف بیاورند و قال قضیه را بکنند. هر بار که به گام سوم می‌رسید ترمز شدیدی روی خاک نرم کنار رودخانه می‌کشید و درست لب مرز می‌ایستاد. نفسش به شماره می‌افتاد و دستانش یخ می‌کرد از ترس. هر بار که عزمش را جزم کرد که محکم‌تر گام بردارد قامتش کوتاه‌تر شد. وقتی دیگر ناامید شد و روی زمین نشست چشمش به آن طرف رودخانه افتاد. یکی یکی آمدند وسط عمق کم رودخانه و در مسیر آب نشستند. بی‌آنکه از گذر آب و برخورد سنگ‌ها با کف رودخانه ترسی به دل خود راه دهند. حالا این بار که بلند شد دیگر دورخیز نکرد. تردیدهایش را کنار گذاشت و آرام و آهسته پا داخل آب کرد و گام‌هایش را شمرده و محکم روی زمین برداشت. ماهی‌های کف رودخانه دور پاهایش آرام می‌رقصیدند و او را تا رسیدن به آن سمت آب همراهی می‌کردند. به تردیدهایم فکر می‌کنم و گام‌های معلق آخر. به اینکه باید بروم یا اینکه بمانم و بجنگم؟ با چه اتفاقی باید جنگید؟ ابزار جنگم چه چیزهایی است؟ پرچم صلحم در میان رقص ماهیان کف رودخانه تا رسیدن به مقصد آرامش همیشه بالاست.

روزنامه امروز

gostaresh.png

sanatp.png

نرخ طلا و سکه - امروز

logo-samandehi
الو وزیر