چهارشنبه 30 خرداد 1403 - 19 Jun 2024
کد خبر: 111444
تاریخ انتشار: 1403/03/22 06:38
یک کارشناس پولی در گفت‌وگو با صمت:

قیاس ایران با سوریه و یمن گمراه‌کننده و بی‌پایه است

یک کارشناس حوزه پولی تصریح می‌کند: «یمن، افغانستان یا سوریه کشورهایی هستند که تاروپود جامعه‌شان، در جریان سال‌ها جنگ و تنش‌های سخت داخلی کاملا از گسیخته است. این سه کشور، در وضعیتی قرار دارند که امکان ندارد ارزش پول ملی آنها، از نرخ‌های فعلی کمتر شود. به‌بیان دیگر این کشورها به‌اصطلاح به «ته دیگ» رسیده‌اند. به همین دلیل هنگامی که ارز را در بازار آزاد می‌فروشند هم دیگر ظرفیتی برای کاهش ارزش پول ملی‌شان وجود ندارد.»
قیاس ایران با سوریه و یمن گمراه‌کننده و بی‌پایه است

حجت‌الله فرزانی، عضو هیات علمی دانشگاه می‌گوید: «پیچیدگی‌های اداره کشور در عصر محدودیت‌هایی از جنس تحریم، به‌نحوی است که نمی‌توان مانند روزهای نرمال کشور را اداره کرد. اگر نهاد سیاست‌گذار پولی کشورمان، یعنی بانک مرکزی که دو وظیفه اساسی دارد؛ یعنی کنترل تورم و حفظ ارزش پول ملی، می‌تواند تنها نظاره‌گر نوسانات ارزی باشد که هم اقتصاد را بحران‌زده می‌کند و هم بخش مهمی از مردم را دچار فقر خواهد کرد.» آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح گفت‌وگوی صمت با این کارشناس اقتصاد است.

مطرح شدن یک پایه جدید ارز تحت نام «نرخ موزون ارز» به بحث‌های دامنه‌داری منجر شده است. فلسفه این اقدام چیست؟

هر نرخ جدیدی که در شرایط نامتعارف فعلی (یعنی وضعیتی که تحریم‌ها موجب اعمال محدودیت‌های گسترده برای اقتصاد ایران شده) تعیین می‌شود، در راستای کارکرد و اهدافی خاص است که برمبنای آن نرخ‌های دیگر تعریف می‌شوند یا یک نرخ تغییر می‌کند.

با این پیش‌زمینه نرخ موزون ارز هم نرخی جدید، با اهدافی مشخص است که برمبنای آن سیاست‌گذار انتظار ایجاد گشایش‌هایی دارد. هر نرخ مبادلاتی که اعلام می‌شود برمبنای محاسباتی تعیین می‌شود و به همین دلیل منطق مثلا نرخ ارز نیمایی با نرخ سنا یا اتاق مبادلات یکی نیست و اگر ارقام متعددی برای هر کدام مطرح می‌شود هم ناشی از این است که محاسباتی متفاوت برای هر کدام انجام شده است.

اگر بخواهیم انضمامی‌تر صحبت کنید، درباره اهداف این نرخ جدید چه می‌دانید؟

به هر حال همان‌طور که رئیس کل بانک مرکزی، آقای فرزین، چندی پیش عنوان کردند، این نرخ برای مبادلات ارزی مرسوم در کشور نیست و با اهدافی محاسباتی برآورد شده است. بگذارید با یک مثال بهتر توضیح دهم؛ هر نرخ ارز برمبنای یکسری معاملات حقیقی، یعنی معاملاتی که در آن واقعا «دادوستد» رخ می‌دهد، محاسبه و تعیین می‌شود. تفاوت مبنای محاسباتی هر نرخ همان‌طور که گفتم اهداف و منابع همان نرخ است.

به‌طور خلاصه می‌توانیم به نرخ ارز نیمایی اشاره کنیم که سیاست‌گذاران به‌دلیل اینکه نمی‌خواستند به فشارهای تحریمی که به سفره‌های مردم وارد شده بود، بی‌تفاوت باشند، آن را تصویب و اجرا کردند. هدف سیاست‌گذاران این بوده که با تعیین یک نرخ جدید، کالاها و خدمات اساسی را با قیمتی منصفانه برای مصرف‌کننده یا تولیدکننده داخلی تهیه کند. در واقع این اقدام موجب می‌شود فشار ناشی از تحریم‌ها که گاه «جنگ اقتصادی» هم نامیده می‌شود، با تمام قدرت و سرعت سفره‌های مردم را به یغما نبرد.

البته که در اینجا بحثی درباره اینکه واقعا کدام کالاها و خدمات ضروری و اساسی هستند و سیاست‌گذار باید برای کدام یک از آنها تامین مالی کند، وجود دارد. در این مورد فعلا بحثی نیست و بهتر است فرض کنیم که این سبد، سبد مناسبی بوده است.

در مجموع می‌توانیم بگوییم تمام نیازهای ارزی کشورمان، نیازهای اساسی و ضروری نیستند. درنتیجه سیاست‌گذار که به‌دلیل تحریم‌ها دچار محدودیت گسترده منابع شده، تلاشش را بر تامین ارز ترجیحی برای نیازهای اساسی گذاشته و برمبنای اولویت‌ها، نرخ‌های دیگری مانند نرخ ارز نیمایی یا نرخ سنا هم تعریف می‌شوند که هر کدام کارکرد خاص خود را دارند.

به این ترتیب فلسفه تعیین این نرخ جدید چیست؟

پیچیدگی‌های اداره کشور در عصر محدودیت‌هایی از جنس تحریم، به‌نحوی است که نمی‌توان مانند روزهای نرمال کشور را اداره کرد. اگر نهاد سیاست‌گذار پولی کشورمان، یعنی بانک مرکزی که دو وظیفه اساسی دارد؛ یعنی کنترل تورم و حفظ ارزش پول ملی، می‌تواند تنها نظاره‌گر نوسانات ارزی باشد که هم اقتصاد را بحران‌زده می‌کند و هم بخش مهمی از مردم را دچار فقر خواهد کرد.

در نتیجه مدیریت منابع در وضعیتی مانند امروز ایران که محدودیت یک واقعیت روزمره و انکارناپذیر است، یک اقدام اجتناب‌ناپذیر است. کدام سیاست‌گذار از نظر منطقی می‌پذیرد که در یک توفان بزرگ، باید در سایه بنشیند و عافیت‌جویی کند و در سیاست‌گذاری‌ها بحران را لحاظ نکند و همزمان بتواند حداقل‌های زیستی جامعه را به هر نحوی تامین کند؟

هدف نرخ موزون ارز، در مقایسه با دیگر نرخ‌ها چیست؟

هدف آن را باید منتظر ماند تا به‌شکل رسمی اعلام کنند، اما اهمیت هدف‌دار بودن نرخ‌های متعدد دلار در این است که امکان توفیق یا شکست هر کدام را بهتر نشان می‌دهد.

در شرایطی قرار داریم که مدافعان سرسخت اقتصاد بازار، خواهان «تک‌نرخی»شدن ارز هستند و اعلام یک نرخ جدید برای دلار، نگرانی‌های این طیف را تشدید می‌کند. نظر شما چیست؟

من با تعابیری که در سوال شما وجود دارد، خیلی موافق نیستم. مسئله این است که بنا است سیاست‌گذاران چه سطحی از دخالت را انجام دهند و کدام اهداف را محقق کنند. پرواضح است چنین مطالعه یا پژوهشی فعلا صورت نگرفته یا لااقل من از آن بی‌اطلاع هستم.

در شرایط امروز کشورمان که ناشی از تحریم‌ها است، تک‌نرخی کردن ارز نه‌تنها یک سیاست عملی یا بهتر است این‌طور بگویم، یک سیاست مطلوب و به سود عموم مردم نخواهد بود، بلکه می‌تواند زمینه را برای افزایش نوسان‌ها و بی‌ثباتی‌ها فراهم‌تر کند.

وقتی محدودیت به‌وجود می‌آید، چاره‌ای برای سیاست‌گذار نمی‌ماند؛ جز اینکه منابع را برمبنای اولویت‌ها، مدیریت کند تا به این ترتیب اجازه ندهد کسی از این وضعیت سوءاستفاده کند. نباید فراموش کرد که تحریم یک محدودیت «عادی» در جهان امروز به‌حساب نمی‌آید. حتی خطر تحریم و احتمال اعمال آن علیه بخش مهمی از اقتصادهای امروز جهان، می‌تواند چنان نوساناتی را تحمیل کند که قابل‌باور نیست.

وقتی از تحریم‌ها باعنوان «جنگ اقتصادی» نام برده می‌شود، در واقع به این جنبه مهم و کتمان‌ناشدنی آن اشاره می‌شود که معادل یک جنگ آسیب‌زننده است. ایران ۴ دهه است که تحت تحریم قرار دارد و از سال ۹۰ به این سو نیز شدت این تحریم‌ها به‌نحوی بی‌سابقه افزایش یافته است. این فشار و این جنگ اقتصادی وضعیت را چنان دگرگون می‌کند که سیاست‌گذاران ناچار از مداخله و مدیریت در این وضعیت می‌شوند.

به‌تازگی رئیس کل بانک مرکزی اعلام کرد زمینه تک‌نرخی کردن ارز فراهم نیست و چنین اقدامی هم در دستور کار نیست. برخی به این گفته او حملات شدیدی کردند. شما چطور این گفته را تحلیل می‌کنید؟

از یک جنبه حق با رئیس کل بانک مرکزی است. او در توضیح اینکه چرا در ایران نمی‌توانیم ارز را تک‌نرخی کنیم، تاکید کرد مشکل از محدودیت‌ها است. در واقع از این زاویه حق با او است، زیرا ارز به‌سختی وارد اقتصاد ما می‌شود و در مقابل نیازهای متعددی در کشور وجود دارد.

در شرایطی که محدودیت موجودی بر بازاری حاکم می‌شود و آن «محصول» نقشی کلیدی در حیات اجتماعی و اقتصادی کشور دارد، سیاست‌گذار باید برای حفظ توان معیشتی مردم وارد عمل شود و عرضه و تقاضا را به‌نحوی مدیریت کند که کمترین زیان به اولویت‌ها وارد شود.

تحریم‌ها یک محدودیت واقعی و عینی برای کشورمان هستند. کسی نمی‌تواند نافی این نکته باشد که تحریم‌ها وضعیت اقتصاد کشور را «غیرعادی» کرده است. منظورم این است که حالا برای اقتصاد ایران امکان تجارت با دیگر کشورها مانند گذشته وجود ندارد. حتی اگر موفق شویم چیزی را صادر کنیم هم برای بازگرداندن ارز باید راهی دشوار و گران‌ طی شود تا این منابع به منابع قابل‌دسترس بانک مرکزی تبدیل شوند.

در این شرایط اگر سیاست‌گذار بخواهد خود را کنار بکشد و نسبت به گرانی‌ها چنان بی‌تفاوت باشد که فروریزی معیشت جامعه را هم بی‌ربط به خود بداند، می‌توان همین امروز ارز را تک‌نرخی کرد، اما می‌دانیم که چنین چیزی نه مطلوب است و نه قابل‌قبول.

اینجا سیاست‌گذار پولی باید بسته به توان مالی خود و همچنین اولویت‌های کشور ارز موردنیاز را اختصاص دهد. این امر سبب می‌شود آن دسته از کالاهایی که نیاز اساسی و دارای اهمیت بیشتری هستند با نرخ دلاری کنترل‌شده تامین شوند تا اقتصاد و معیشت نوسان کمتری را تجربه کند. در این روند کالاهایی که به آنها ارز ترجیحی تعلق نمی‌گیرد، طبعا با شتابی بیشتر گران می‌شوند.

به‌عبارتی در روند یادشده بانک مرکزی ترجیح می‌دهد ارزی را که در اختیار دارد برای تامین کالاهای اساسی، دارو، مواد اولیه تولید و همچنین ماشین‌آلات صرف کند و اقلام دیگر هم به‌دلیل محدودیت موجود و نقش کمتری که در پیشرفت اقتصادی دارند گران می‌شوند.

می‌دانیم که مدت‌هاست صنایع ایران دچار استهلاک شده‌اند و دیگر زمان آن رسیده که بخش مهمی از خط تولید احیا شود. باتوجه به اینکه همچنان تحریم‌ها ادامه دارند و جذب سرمایه کافی صورت نمی‌گیرد، سیاست‌گذاران باید علاوه بر تامین کالاهای مصرفی مردم، به این موضوع هم توجه لازم را داشته باشند.

لازم به ذکر است که فقر در کشور ما بنا بر همه آمارهای رسمی در یکی دو دهه گذشته به‌شدت افزایش یافته و حجم آن امروز آنقدر زیاد است که باید دولت برای کنترل آن اقدامی انجام دهد.

برای تک‌نرخی شدن ارز یا افزایش نرخ ارز ترجیحی فشارهای گسترده‌ای همواره شکل گرفته است. چقدر این وضعیت را محصول قدرت و نفوذ ذی‌نفعان افزایش نرخ ارز در ایران می‌دانید؟

در جهانی قرار داریم که به‌طور طبیعی، ذی‌نفعان متعددی وجود دارند. هرچند وضعیت خاص هر کشور و هر اقتصادی هم بر ابعاد و انواع این ذی‌نفعان موثر است، اما برای بحث در این باره باید جداگانه، گفت‌وگو کرد. در هر حال در اقتصاد ایران هم ذی‌نفعان گوناگونی وجود دارند و به همین دلیل هر سیاستی می‌تواند برندگان یا بازندگانی داشته باشد.

البته بهتر است اقدامات سیاست‌گذاران تنها بر این مبنا تحلیل نشود، زیرا در این صورت تصویری به‌وجود می‌آید که گویا حکمرانی در کشور تنها متاثر از افرادی خاص است.  همزمان نمی‌توانیم نافی این نکته باشیم که اجرای برخی سیاست‌ها، به بخش‌هایی نفع می‌رساند و ممکن است حتی خساراتی به برخی هم بزند. آنچه که می‌تواند عیار یک سیاست باشد این است که برندگان و بازندگان این سیاست‌گذاری چه کسانی هستند. سیاستی که از مصرف عمومی مردم حمایت کند و اجازه سقوط جمعیت بیشتری به زیر خط فقر را ندهد؛ ولو به قیمت اینکه بخشی از ثروت اقشار مرفه و صاحب ثروت به نفع این اقدامات کاسته شود.

در شرایط تحریمی می‌گویید امکان کنترل و مدیریت نرخ ارز نیست و مخالفان این نظر با مثال زدن از افغانستان یا یمن می‌گویند ارزش پول ملی این کشورها تقویت شد، اما در ایران با ارز چندنرخی همچنان ریال تضعیف می‌شود. کدام بخش اقتصاد ایران ناتوان‌تر از افغانستان یا یمن است؟

من این قیاس را بسیار غلط می‌دانم. یمن، افغانستان یا سوریه کشورهایی هستند که تاروپود جامعه‌شان، در جریان سال‌ها جنگ و تنش‌های سخت داخلی کاملا از گسیخته است. این سه کشور، در وضعیتی قرار دارند که امکان ندارد ارزش پول ملی آنها، از نرخ‌های فعلی کمتر شود.

 به‌بیان دیگر این کشورها به‌اصطلاح به «ته دیگ» رسیده‌اند. به همین دلیل هنگامی که ارز را در بازار آزاد می‌فروشند هم دیگر ظرفیتی برای کاهش ارزش پول ملی‌شان وجود ندارد. در مقابل ایران در وضعیتی متفاوت است. گرچه فشارهای اقتصادی در سال‌های گذشته مشکلات گسترده‌ای به‌وجود آورده، اما اقتصاد ایران همچنان توان ایستادگی در مقابل بخشی از فشارها را دارد و همزمان ظرفیت‌های بسیاری در کشور فراهم است که اگر به‌درستی موردتوجه قرار نگیرند، زمینه تضعیف بیشتر اقتصادمان وجود دارد.

 در ایران یک خبر نگران‌کننده سیاسی یا منطقه‌ای می‌تواند به‌سرعت بازار ارز را دچار نوسان کند. این شباهتی به کشوری چون یمن ندارد که باوجود چندین سال جنگ با سعودی و هم اکنون هم تنش‌هایی در تنگه باب‌المندب و چند بار حمله ارتش‌های امریکا و انگلیس به خاک آن، بی‌تعادلی در بازارهای آن رخ نمی‌دهد.


کپی لینک کوتاه خبر: https://smtnews.ir/d/3wxon5