جمعه 11 اسفند 1402 - 01 Mar 2024
کد خبر: 20033
تاریخ انتشار: 1401/07/26 07:32

ریشه معدنکاری را نخشکانیم

کورش شعبانی-نایب رئیس انجمن مس ایران

وقتی محدودیتها و موانعی برای صادرات وجود دارد و صنایع پاییندستی کافی هم در طول زمان راهاندازی نشده و امروزه در دسترس نیست، چطور باید چراغ تولید را زنده نگه داشت؟

مگر کشور ما به منابع مالی نیاز ندارد؟ مگر چند سالی نیست که با مشکل تحریم دست به گریبان هستیم و نمیتوانیم نفت را به فروش برسانیم؟ مگر قرار نیست اشتغالزایی انجام گیرد و تولید رونق پیدا کند؟

در ایامی که سپری شد و کشور با مشکلات اقتصادی فراوان درگیر بود، بخش معدن بهصورت عام یکی از معدود بخشهایی بود که باوجود همه تحریمهای سخت توانست برای کشور درآمدزا و ارزآور باشد.

باتوجه به این موقعیت، اگر فضا مناسب میشد، بهطورحتم میتوانستیم با استفاده از ظرفیتهای بخش معدن بخشی از درآمد نفتی را جبران کنیم و با صادرات فلزات و سایر تولیدات و محصولات معدنی تولید ناخالص داخلی را افزایش دهیم.

البته در حال حاضر این کار کم و بیش انجام میشود، اما بهگمان من دولت در اینباره نقش خود را جدی نگرفت و بهخوبی انجام نداد. بخش حاکمیت معدنی با شعار جلوگیری از خامفروشی، به اعمال تعرفهها روی آورد و به این ترتیب باعث شد بازارهای جهانی که طی سالیان سال و بهتدریج پدید آمده بود، از دست برود.

این اتفاق در فولاد و سنگهای ساختمانی بهصورت قطعی و درباره سایر مواد معدنی به نسبتهای مختلف رخ داده است.

اگر در این دوره تحریم که رسالت اصلی بخش صنعت ارزآوری بود، یک چندی اجازه میدادند، بخشی از تولید بدون عوارض صادر شود، اوضاع بهطورحتم بهشکل دیگری رقم میخورد.

پیش از این، برای صدور برخی از کنسانترهها جوایز صادراتی در نظر گرفته میشد و بهازای ارزی که صادرکنندهها به کشور وارد میکردند، از معافیت یا بخشودگی مالیاتی برخوردار میشدند.

بههمین ترتیب، اگر در این دوره چندساله صادرکنندگان را تشویق به صادرات میکردیم و در عوض از آنها میخواستیم، ارز حاصل را برای تکمیل زنجیره ارزش، در داخل سرمایهگذاری کنند، معدن و صنایع وابسته، به رشد و توسعه خود ادامه میدادند.

بهگمان من، دولت باید بهصورت موردی و برای هر دورهای از وضعیت اقتصادی، چه جهانی و چه داخلی، نسخهای جداگانه داشته باشد، نه اینکه برنامه واحدی ارائه دهد  و آن را از امروز تا همیشه اجرا کند.

علاوه بر این، بهتازگی دولت میزان حقوق دولتی را هم تا ۱۰ برابر افزایش داده است، در حالی که امروزه اقتصاد جهانی در دوران رکود خود بهسر میبرد، نرخ جهانی فلزات بهشدت افت کرده و حتی بهای برخی از آنها ۳۰ تا ۵۰ درصد کاهش داشته است.

در مقابل، هزینههای تولید افزایش چشمگیری داشته و بازار راکد مانده و شرایط تولید در سالهای اخیر بسیار سختتر از قبل شده، اما حقوق دولتی رشد کرده است. نمیتوان نام این روش را  مدیریت گذاشت، بلکه راه و روشی بهقصد نابود کردن صنعت معدن است که سالهای سال برای آن خون دل خورده شده تا به جایگاه امروزی دست یابد.

بهگمان من، دولت باید باتوجه به شرایط روز برنامهریزی کند و سیاستهای خود را با نظر به شرایط و ضروریات تغییر دهد.

شاید بد نبود که حاکمیت از سال گذشته تصمیم میگرفت میزان حقوق دولتی را به صفر برساند تا مشوقی برای فعالیت معدن و راهی برای حفظ بازارهای صادراتی باشد.

برای مثال از ابتدای سال ۵۷، درصد حقوق و دستمزد افزایش یافت و هزینههای تولید هم که هر سال افزایش پیدا میکند.

به این ترتیب، در حالی که بازارهای بینالمللی راکد است، هزینه تولید معدن چیزی حدود ۷۰ درصد افزایش یافته و بهعنوان مثال، نرخ مس از بالای ۹۵۰۰ دلار در اردیبهشت ۱۴۰۰ امروز به ۷۳۰۰ دلار رسیده است.

دولت چطور گمان میکند که تولیدکننده آنقدر توان دارد که از پس افزایش همه هزینهها برآید، در حالی که با یک حساب سرانگشتی روشن میشود، همه در مرز ورشکستگی قرار داریم، زیرا از یکسو ۳۰ درصد فروش کاهش یافته و از سوی دیگر، ۶۰ تا ۷۰ درصد هزینهها افزایش پیدا کرده است.

خلاصه اینکه، شعار دادن کار را درست نمیکند، تقاضای ما این است که با برنامهریزی و محاسبات اقتصادی کار را پیش ببرند تا بتوان به رونق تولید در حوزه معدن کمک کرد نه اینکه بهعکس با دست خود ریشه این درخت را بخشکانیم.

 


کپی لینک کوتاه خبر: https://smtnews.ir/d/3gdge5