بررسی صمت از چالش‌های ارزش پول ملی

رسیدن به دلار زیر ۲۰ هزار تومان ممکن است؟

تغییرات نرخ ارز امسال همچنان ادامه داشت. گرچه از زمانی که مشخص شد دیگر ترامپ در کاخ سفید نخواهند ماند، نرخ ارز روندی متفاوت و کاهنده به خود گرفت اما نباید فراموش کرد روز ۲۷ مهر نرخ هر دلار امریکا تا ۳۲ هزار و ۲۰۰ تومان افزایش یافت.

این نشان‌دهنده ظرفیت جهشی نرخ ارز در کشور و درواقع توانایی بالقوه ریال برای ضعیف و ضعیف‌تر شدن است. با اینکه کار ترامپ در ایالات متحده به پایان رسید و وزیر نفت هم از بهبود شرایط برای فروش نفت و نقل و انتقال درآمدهای آن به کشور خبر می‌دهد اما هنوز هیچ چیز مسجل نشده است و اعضای کابینه بایدن هم فعلا از اظهارنظر صریح درباره اقدامات خود در قبال جمهوری اسلامی حرفی نزدند.

درنتیجه، هنوز شرایط کشور با دوران تثبیت فاصله معناداری دارد. در همین باره عباس آرگون، کارشناس اقتصادی به سوالات صمت پاسخ داده است. او در این گفت‌وگو ضمن اینکه معتقد بود روند آتی حرکت ارز قبل از هر چیز به رفع یا باقی ماندن موانع فعلی در مقابل اقتصاد کشور بستگی دارد و تاکید کرد مشکل اصلی در اقتصاد ایران نوسانات غیرقابل پیش‌بینی است. بازار ارز قبل از هر چیز باید خود را از نوسانات اضافی دور کند و شرایط را به نحوی پیش آورد که فعالان اقتصادی بتوانند آینده را پیش‌بینی کنند و ابهام نسبت به آینده همزمان با انتظارات تورمی و رکودی در اقتصاد کشور کاهش یابد. او نرخ واقعی دلار در ایران را کمتر از ۲۰ هزار تومان دانست. مشروح این گفت‌وگو در زیر آمده است:


در شرایط فعلی نرخ ارز در بازار آزاد چقدر با واقعیات اقتصادی کشور تطابق دارد؟

بحث نرخ ارز و چگونگی تعیین آن در یک اقتصاد به پارامترها و عوامل گوناگونی بستگی دارد که بخشی از آنها اقتصادی نیستند و متاثر از شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی یک سرزمین هستند. در شرایط فعلی اقتصاد ایران نرخ ارز بیش از ۲۲ هزار تومان است. این در حالی است که امسال در بسیاری از روزها دیده شد که نرخ دلار به مراتب بیش از رقم فعلی بود به گونه‌ای که در اواخر مهر هر دلار امریکا در بازار آزاد تهران به نرخ باورنکردنی ۳۲ هزار و ۲۰۰ تومان هم رسید. درواقع ۳ ماه قبل نرخ هر دلار امریکا ۳۰ درصد از امروز بیشتر بود.

با این حال، آنچه قبل از هر چیز وضعیت نرخ دلار در ایران را دچار تحولات شدید و افزایش نرخ چشمگیر کرد افزایش ریسک‌های سیستماتیک، محرومیت‌های تحریمی در فروش نفت و دسترسی به منابع ارزی کشور بود. به این ترتیب، مانعی برای اقتصاد ایران ساخته شد که در مدت ۳ سال گذشته نرخ دلار را تا حدود ۱۰ برابر افزایش داد. این امر را به‌خوبی طراحان تحریم‌ها درک می‌کردند که مشکل اقتصاد ایران کجاست و چگونه می‌توانند ایران را دچار مشکل و مانع برای دستیابی به رشد و توسعه کنند.


در مرحله بعدی یعنی از یک سال پیش نیز شیوع کرونا در ایران آغاز شد. این ویروس به نوعی همه جهان را غافلگیر کرد و با سرعتی باورنکردنی از یک شهر در چین آغاز شد و در عرض ۳ ماه تمام جهان را درنوردید. در پی آن، اقتصاد ایران که بدون کرونا هم موانع زیادی در مقابل خود داشت و دولت برای توازن در هزینه و درآمد خود دچار مشکل بود،‌ با مشکلی تازه مواجه شد. البته آمارها و ارقام از این می‌گویند که در اقتصاد داخلی ایران بیش از هر بخشی، خدمات بود که از کرونا متضرر شد و تولید کارخانه‌ای به‌ویژه صنایع بزرگ مشکل چندانی را از این ناحیه نداشتند. با این حال، شیوع کرونا در عمل به بسته شدن مرزهای کشور منجر و این امر سبب شد تا صادرات غیرنفتی کشور هم به شکل چشمگیری کاهش پیدا کند. این مهم نیز به معنای آن است که کشور در دستیابی به درآمدهای ارزی در مضیقه بیشتری قرار گرفته است.

در کنار این مسئله شیوع کرونا تولید در ابعاد جهانی را دستخوش سکته کرد. به همین دلیل چه مصرف و چه نرخ جهانی طلای سیاه در یک سال اخیر کاهش یافت. این امر سبب شد تا فروش نفت به کمتر از آنچه در دو سال اخیر هم بود کاهش یابد. این همزمان شد با کاهش نرخ نفت که در عمل سبب شد منابع نفتی ایران ارزآوری ناچیزتری حتی از گذشته نه‌چندان دور خود داشته باشند.

به این ترتیب، می‌توان گفت مانع اصلی برای افزایش قدرت ریال تحریم‌های امریکا بود که در عمل بخش مهمی از منابع درآمدی کشور را غیرقابل دسترسی کرد. با این حال، افزایش چشمگیر نرخ دلار در یک سال گذشته تنها به دلیل سیاست‌های امریکا و فشار حداکثری دونالد ترامپ نبود بلکه کرونا هم مزید بر علت شد تا با شیب بیشتری از ارزش دلار کاسته شود. البته نمی‌توان کتمان کرد تا زمانی که شکست ترامپ در انتخابات ایالات متحده قطعی نشده بود انتظارات تورمی در کشور همچنان زیاد بود اما شکست او سبب شد تا انتظارات تورمی کاهش یابند و شرایط به سمت تثبیت بیشتر برود تا در نهایت فعلا هر دلار امریکا در کانال ۲۲ هزار تومانی معامله شود.

به نقش شیوع کرونا در افزایش نرخ ارز اشاره کردید. با این حال، بسته شدن مرزها باید تقاضا برای ارز در کشور را هم کاهش دهد اما روندی که مشاهده شد به شکل چشمگیری فزاینده و رو به بالا بود.


هنگامی که خروجی‌های کالا و خدمات از کشور به سمت دیگر کشورها کاسته شود، دسترسی به منابع ارزی کاهش می‌یابد و این امر سبب می‌شود تا نرخ ارز جهش پیدا کند. این بر میزان عرضه ارز در بازار تاثیرات خود را دارد.
البته که نکته شما نیز درست است و به احتمال خیلی زیاد تقاضا برای ارز در اسفند سال گذشته یا روزهای ابتدایی امسال نسبت به دوره‌های مشابه کاهش داشته چون امکان مسافرت‌های خارجی بسیار محدود شده و به طور کلی کمتر کسی می‌تواند تعطیلات خود را در کشورهای خارجی یا حتی کشورهای همسایه سپری کند.

به همین دلیل من هم قبول دارم که تقاضا هم مانند سال‌های گذشته نبود اما باید توجه کرد میزان کاهش عرضه بیش از میزان کاهش تقاضا بوده و در نتیجه توازن عرضه و تقاضا باز هم برقرار نشد و روند افزایش نرخ ارز تداوم یافت. در این میان هم باید توجه کرد ترامپ تا آخرین روزی که قدرت داشت به سیاست فشار حداکثری خود علیه جمهوری اسلامی ادامه داد. به همین دلیل امسال جهش نرخ ارز به شکل فزاینده‌ای در میانه پاییز خود را نشان داد.

ترامپ تا زمانی که بود میزان ریسک بر اقتصاد کشور در بالاترین سطح خود بود که البته این مهم تاثیر زیادی بر افزایش نرخ دلار در کشور داشت. به بیان دیگر، توجه به مسئله کرونا و نقش آن در کاهش ارزش ریال زمانی بهتر مسائل را توضیح می‌دهد که در کنار سیاست فشار حداکثری کاخ سفید علیه جمهوری اسلامی دیده و تحلیل شود.


چنانچه شرایط نرمال‌تری برای کشور پیش بیاید، به نظر شما نرخ واقعی دلار چقدر خواهد بود؟


اگر ایران در شرایطی قرار بگیرد که امکان دسترسی به منابع ارزی خود را داشته باشد، بتواند نفت خود را به اندازه توان بفروشد و در بازار جهانی طلای سیاه جایگاه قبلی خود را بازیابد و اگر مراودات بانکی دچار چنین موانعی نباشد، به باور من نرخ واقعی دلار با توجه به همه جهات به طور قطع کمتر از ۲۰ هزار تومان خواهد شد. البته من محاسبات کافی برای یافتن رقم واقعی دلار را انجام ندادم اما عوامل مختلف این‌طور نشان می‌دهند که نرخ واقعی دلار در ایران به هیچ وجه نباید بیش از ۲۰ هزار تومان باشد.

 بالطبع هرچه شرایط کشور به سمتی برود که بتواند موانع اقتصادی را از سر راه کشور بردارد محقق شدن چنین سناریویی عملی خواهد بود. با این حال، هرچه این محدودیت‌ها پابرجاتر بمانند و هرچه فشارها بر اقتصاد کشور ادامه یابند، باید گفت که از ارزش و قدرت ریال باز هم کاسته خواهد شد و اگر فشارها تشدید شوند به شکل فزاینده‌ای تضعیف ارزش پول ملی شدت خواهد گرفت.


در روزهای گذشته وزیر نفت گفته راحت‌تر نفت فروخته و پول آن را جابه‌جا کردیم. به نظر شما در آینده نزدیک وضعیت اقتصادی کشور با توجه به تغییرات کاخ سفید چه خواهد شد؟

هنوز چیزی به طور کامل مشخص نشده است. رئیس‌جمهوری منتخب امریکا تاکنون هیچ اقدام خاصی انجام نداده است.
منظورم از هیچ اقدام خاصی این است که نه بر میزان فشارها افزوده و نه از آن کاسته است. حتی در اظهاراتی که شنیده می‌شود هم به طور واضح کسی از لغو تحریم‌ها و عادی‌سازی شرایط ایران در کوتاه‌مدت سخن نمی‌گوید. به این ترتیب من فکر می‌کنم همچنان باید صبور بود تا بایدن نشان دهد چه استراتژی و تاکتیکی در مقابل ایران در پیش خواهد گرفت. با این حال، همانطور که گفتم اگر محدودیت‌ها کمتر شود و به‌ویژه کشور امکان فروش نفت و همچنین دسترسی به منابع ارزی خود را داشته باشد، شرایط دگرگون خواهد شد و تا یکی دو سال اقتصاد کشور به سمت رشد بالا و کاهش نرخ تورم خواهد رفت.

از این طرف و آن طرف شنیده می‌شود که برخی از کارشناسان از افرادی حرف می‌زنند که معتقدند منافع آنها به کاهش قدرت ریال بستگی دارد. نظر شما در این باره چیست و آیا چنین افرادی بازیگران مهمی در تصمیم‌گیری‌ها هستند؟
من طور دیگری در این باره می‌اندیشم. در بلندمدت کاهش قدرت ریال به سود هیچکس نخواهد بود و همه فعالان اقتصادی و اقشار و لایه‌های گوناگون مردم از آن ضرر خواهند کرد. شاید در کوتاه‌مدت برخی لایه‌ها و سوداگران از افزایش نرخ دلار نفعی ببرند اما در بلندمدت این به زیان همه تمام خواهد شد.
من زیاد اعتقادی ندارم که چنین چیزهایی نقش مهمی در اقتصاد کشور دارند و اصلا این حرف‌ها نیست.


به نظر شما در بحث ارز اصل چیست؟


قبل از هر چیزی اصل این است که ثبات بر بازار ارز به گونه‌ای حاکم شود که امکان پیش‌بینی شرایط برای سرمایه‌گذاران و فعالان اقتصادی تسهیل شود. این مهم‌تر از این است که قیمت‌ها کاهشی شوند اما همچنان نوسانات غیرقابل پیش‌بینی رخ دهند.
 به همین دلیل فکر می‌کنم جلوگیری هرچه بیشتر از نوسانات پولی و ارزی در نهایت به سود کشور خواهد بود و افزایش بی‌دلیل نرخ ارز از طریق انتظارات تورمی یا تغییرات عرضه و تقاضا به دلایلی چون نگرانی از آینده کاهش خواهد یافت. به این ترتیب از دولت‌ها به طور کل انتظار می‌رود تا شرایط را به گونه‌ای مدیریت کنند که اقتصاد کشور بتواند پیش‌بینی‌پذیرتر از همیشه باشد.


چاپ