حذف صفر هزینه‌بر است

سیاست حذف صفر از نظام پولی یک کشور می‌تواند به چند دلیل اتفاق بیفتد؛ یکی از دلایل آن شرایط تورمی شدید یا ابرتورمی است که این موضوع درباره ایران صدق نمی‌کند.

دلیل دیگر می‌تواند تسهیل مبادلات و جریان پولی با واحدهای پولی درست‌تر باشد. به این ترتیب که واحدهای درشت‌تر تسهیل مالی را آسان‌تر می‌کنند. اما نکته مهم اینکه حذف صفر کافی نیست و باید در کنار آن سیاست‌های مالی و پولی دیگری هم به کار گرفته شود. مسئله مهم دیگر اینکه تورمی که به‌تازگی در ایران شاهد آن بودیم، برآمده از سهم درآمدی بالا نیست. به این ترتیب این تورم بر اثر سهم نقدینگی بالا نبوده بلکه نظام توزیع ناکارآمد برآمده از توازن صادرات یا احتکار موجب برهم خوردن تعادل نظام عرضه و تقاضا شده است. زمانی که درآمدها نه به عنوان ثروت و به قصد ذخیره آن هم در بخشی غیر از تولید تخصیص داده شوند، موجب افزایش نقدینگی می‌شوند؛ موضوعی که درباره بسیاری از کشورهایی که دست به حذف صفر زده‌اند صدق می‌کند. نکته مهم اینکه این سیاست در بسیاری از کشورها متاثر از شرایط سیاسی و اقتصادی خاص اتخاذ شده است، برای نمونه آلمان پس از جنگ با کشورهایی که پس از فروپاشی شوروی سابق نیاز به تغییر نظام پولی خود داشتند یا کشورهایی که متاثر از بحران اقتصادی نفتی دهه ۱۹۷۰میلادی دست به این اقدام زدند. این درحالی است که شرایط مشابه را در اقتصاد ایران تجربه نکردیم. بنابراین می‌توان گفت مشکل اصلی کشور این است که نظام هزینه‌کرد و توزیع ما ناکارآمد بوده و نکته دیگر اینکه بخش اصلی گردش مالی ما به‌وسیله شبکه‌های الکترونیکی انجام می‌شود که نیازی به حذف صفر ندارد و همچنین با توجه به اینکه سرانه اسکناس ما در مقایسه با سرانه اسکناس جهانی ۱۰برابر است، هر نوع تغییر نظام پولی می‌تواند هزینه چشمگیری به نظام اقتصادی و مردم تحمیل کند.

علی گلستانی - کارشناس اقتصاد بین‌الملل



چاپ