بررسی کارشناسان از تاثیر پولی‌سازی کسری بودجه بر بازار بورس

دولت در بورس «دان» پاشیده بود

همانطور که در تابستان گذشته پیش‌بینی می‌شد، بازار بورس در نیمه دوم سال به یکی از مهم‌ترین منابع دولت برای جبران کسری بودجه بدل شده است؛ به‌نحوی که حتی برخی کارشناسان معتقدند دولت توانسته فقط از طریق نوسان‌گیری در بازار به سودی بالغ بر ۷۰ درصد دست پیدا کند که می‌تواند بخش قابل‌توجهی از نیازهای دولت را جبران کند.

البته رشد چشمگیر شاخص‌های بازار، در روزهای ابتدایی مرداد موجب دلگرمی سهامداران شده بود، چراکه تصور می‌شد دولت قصد دارد از طریق عرضه سهام شرکت‌های تحت مدیریتش (در قیمت‌های جذاب)، بورس را تقویت کند و با استفاده از درآمدهای حاصل از فروش سهام، کسری بودجه خود را نیز تامین کند، اما به‌گفته تحلیلگران بسیاری از این تحلیل‌ها از همان روزهای پایانی مرداد ۹۹ نقش بر آب شد، چراکه سهامداران کم‌کم دریافتند که برنامه دولت برای تامین کسری بودجه از طریق بورس به‌گونه‌ای طراحی نشده که نوسهامداران بتوانند منفعتی کسب کنند و فقط قرار است دولت از طریق القای شوک به بازار و نوسان‌گیری‌های پی‌درپی، درآمدی را که این روزها سخت به آن محتاج است، به‌دست آورد. از طرفی هم محمدباقر نوبخت در واپسین روزهای شهریور گذشته خبر از طراحی بودجه‌ای انبساطی برای سال ۱۴۰۰داد و مدعی شد که قرار است بخشی از اعتبارات موردنیاز، از واگذاری دارایی‌های سرمایه‌ای به‌ویژه سهام‌های دولت از طریق بورس تامین شود. وی همچنین گفته بود منابع قابل‌توجهی که دولت از طریق عرضه سهام در بورس به‌دست می‌آورد، در جهت پیشبرد طرح‌های عمرانی صرف خواهد شد.


بررسی نگاه دولت به بازار سرمایه

امید پورمحمود، کارشناس بازار سرمایه در گفت‌وگو با صمت، ضمن اشاره به کاهش چشمگیر درآمدهای ارزی دولت در امسال، بیان کرد: باتوجه به این مسئله که درآمدهای نفتی دولت بسیار کمتر از سال‌های قبل شده، دولت با کسری بودجه شدیدی مواجه شده است؛ از همین رو دولت از ماه‌های اولیه سال ۹۹ برای جبران این کسری دست به کار شد و تمهیداتی را به کار بست که تقویت بورس و کسب درآمد از طریق عرضه سهام مجموعه‌های دولتی یکی از این تمهیدات بود. در همین راستا دیدیم که سهام شرکت‌های بزرگی مانند شستا در بازار عرضه شدند و مجموعه‌های دیگری مانند ستاره خلیج‌فارس نیز در آستانه ورود به بورس هستند.

 این کارشناس بازار سهام با اشاره به راه‌های دیگر دولت برای تامین کسری بودجه امسال بیان کرد: یکی دیگر از راه‌هایی که دولت برای تامین کسری بودجه به آن متوسل شد، اخذ مالیات از فروش سهام بود که قرار بود در قالب مالیات بر عایدی سرمایه اجرایی شود، اما در نهایت خرید و فروش در بازار سرمایه مشمول این طرح نشد. 
سومین مسیر کسب درآمد هم از اختلاف قیمت بین خرید و فروش سهام شرکت‌های دولتی در نظر گرفته شد بود؛ به‌نحوی که درحال‌حاضر شرکت‌های دولتی اقدام به عرضه سهام در قیمت‌های بالاتر کرده و در قیمت‌های پایین‌تر دوباره همان سهم را می‌خرند. گفته می‌شود دولت از این طریق توانست سودی نزدیک ۷۰ درصد داشته باشد. او افزود: همانطور که گفته شد دولت این ۳ راهکار را برای جبران کسری بودجه خود در پیش گرفت و موفق شد در ۲ مورد میزان خیلی بیشتری از کسری بودجه خود را نیز به‌دست آورد. این تحلیلگر بورسی با اشاره به ایجاد حباب در بازار طلا از طریق ایجاد نوسان در بازار سرمایه به صمت گفت: از طرفی هم با خروج نقدینگی از بازار سرمایه و سرازیر شدن آن به سمت بازار طلا و سکه، دولت با نوسان دادن به بازار بورس توانست حبابی را هم در بازار طلا ایجاد کند. پیش‌بینی می‌شود این اقدام نیز در نهایت منجر به کسب درآمد بیشتر برای دولت شود.

۲ سناریو در انتظار بازار سرمایه

پورمحمود در پایان نحوه عملکرد دولت در امر جبران کسری بودجه را مورد بررسی قرار داد و گفت: باتوجه به اتفاقاتی که تا به حال رخ داده، می‌توان نگاه دولت به بازار سرمایه را از ۲ منظر بررسی کرد؛ یکی اینکه دولت تصمیم بگیرد رویه فعلی در حوزه بورس را ادامه دهد یا اینکه به‌طور کامل بازار سرمایه را به حال خود رها کند؛ به این معنا که عرضه سهام شرکت‌های تحت مدیریت خود را ادامه دهد، اما دست از نوسان‌گیری در بورس بردارد و اجازه دهد بازار روند طبیعی خود را طی کند.
 اینکه سیاست‌گذاری دولت در حوزه بورس به کدام یک از این دو دیدگاه نزدیک باشد، برای ما مشخص نیست، اما در مجموع می‌توان گفت باتوجه به نتیجه انتخابات امریکا ما انتظار رشد دوباره بورس را داریم. 

هرچند هیچ فرقی نمی‌کرد که کدام یک از این دو نامزد برنده این میدان باشند اما در هر صورت انتظار می‌رود بازار بتواند نفس راحتی بکشد. البته ممکن است باتوجه به وضعیت این روزهای کشورمان، دولت دست به یک نوسان‌گیری دوباره در بازار بزند اما بعد از آن به احتمال زیاد بازار به شرایط عادی بازمی‌گردد.


دولت، کسری بودجه ۹۹ و بازار سهام

حمید میرمعینی، کارشناس و فعال بازار بورس با انتقاد از رویکرد دولت نسبت به بازار سهام تهران، به صمت گفت: به اعتقاد من نگاه دولت به بازار سرمایه بسیار منفعت‌طلبانه بوده است، چراکه بدون توجه به منافع مردم اقدام کرد.
وی در ادامه افزود: مشکل اینجاست که هیچ موفقیتی هم در این زمینه به‌دست نیاورده، چون نتوانست به موقع تامین مالی را انجام دهد و به همین دلیل واگذاری صندوق‌های ETF که در قالب پالایشی‌ها و... طراحی شده بود با موفقیت همراه نبود، این در حالی است‌که باتوجه به حجم نقدینگی وارد شده به بورس، فرصت بسیار خوبی برای دولت به‌وجود آمده که متاسفانه نتوانستن سر موعد مقرر تامین مالی لازم را انجام دهد.

استقبال بی‌سابقه

این کارشناس بازار سرمایه با اشاره به استقبال بی‌سابقه مردم از بازار بورس تهران گفت: در ۵ ماه نخست امسال حجم بی‌سابقه و چشمگیری از نقدینگی به سمت بورس تهران هجوم آورده و فرصت طلایی برای دولت به‌وجود آمده بود تا هم این سرمایه را به سمت تولید هدایت کند، هم بخش بزرگی از کسری بودجه خود را جبران کند و هم سود خوبی عاید مردم شود، اما همانطور که پیش‌تر نیز گفته شد دولت نتوانست به‌موقع تامین مالی کند و حتی می‌توان گفت به‌دلیل تعلل مسئولان یا نگاه منفعت‌طلبانه دولت یک فرصت‌سوزی بزرگ رخ داد.

تجربه سایر کشورها

میرمعینی درباره سابقه استقبال بالای مردم از بورس در جهان، عنوان کرد: طبق مطالعاتی که داشته‌ام، باید بگویم سرازیر شدن نقدینگی به بورس در سایر کشورها نیز سابقه دارد اما مشابه هجوم مردم به بازار ما در امسال تا به حال در هیچ نقطه‌ای از جهان اتفاق نیفتاده بود.

وی با انتقاد از رویکرد دولت در امر واگذاری دارایی به بخش خصوصی، بیان کرد: متاسفانه دولت ما از دارایی‌هایش دل نمی‌کند، در حالی که می‌تواند با اجرای طرح‌هایی در این راستا، بخش خصوصی را تقویت کند، بهره‌وری را افزایش دهد و در نهایت درآمد خوبی از محل این واگذاری‌ها به‌دست بیاورد.

نقش بخش خصوصی در تقویت تولید

این تحلیلگر بورس با سازنده دانستن ورود بخش‌خصوصی به حوزه تولید، خاطرنشان کرد: به‌طبع وقتی بخش خصوصی بزرگ‌تر شود، بهره‌وری نیز بیشتر می‌شود. افزایش بهره‌وری نیز منجر به کسب درآمد بیشتر توسط این شرکت‌ها می‌شود. وقتی درآمد شرکت‌های خصوصی بیشتر می‌شود، میزان مالیاتی که باید پرداخت کنند هم افزایش می‌یابد. از طرفی هم بهره‌وری بیشتر، بخش خصوصی را ترغیب می‌کند که نیروی کار بیشتری را استخدام کند؛ در نتیجه بیکاری که این روزها گریبان مردم را گرفته با کاهش مواجه می‌شود.
وی افزود: همانطور که گفته شد دولت یک فرصت‌سوزی بزرگ کرد، در حالی که می‌توانست از این سرمایه استفاده و یک تغییر اساسی در بخش تولید ایجاد کند اما چنین اتفاقی رخ نداد.

بودجه انبساطی عملی نیست

میرمعینی با اشاره به تقویت جو بی‌اعتمادی در بین سهامداران به صمت گفت: به اعتقاد من عملکرد دولت در حوزه بورس باعث ایجاد یک بی‌اعتمادی عمیق در بازار شده که کار را بسیار سخت‌تر کرده است. مقامات در روزهای پایانی سال ۹۸ و ابتدای ۹۹ مدام مردم را به حضور در بورس تشویق می‌کردند و صحبت از سودهای تضمینی در این بازار می‌شد، اما می‌دانیم که بورس عرصه سود و زیان است و هیچ‌گاه نمی‌توان چیزی را در بورس تضمین کرد. باتوجه به این مسئله، پس از آغاز ریزش‌های بازار در تابستان گذشته مردم شدیدا نسبت به اظهارات مقامات بی‌اعتماد شدند که کاملا هم طبیعی است، چراکه بسیاری از مردم بخش بزرگی از دارایی‌های خود را به بورس آورده بودند تا سود کلانی کسب کنند اما دیدیم که بازار روی دیگرش را نشان داد و بسیاری از افراد با ضررهای هنگفتی بازار را ترک کردند؛ از همین روست که معتقدم خیلی نمی‌توان روی حرف آقای دکتر نوبخت حساب کرد چون قبلا این فرصت پیش آمده بود اما به‌سادگی آن را از دست دادند. علاوه بر این فرصت‌سوزی، این‌گونه سیاست‌گذاری‌ها نیاز به یک پشتوانه دارد که به‌نظر نمی‌رسد وجود داشته باشد؛ مگر اینکه واقعا قیمت‌های جذابی روی سهام شرکت‌های دولتی بگذارند که آن هم بسیار بعید است، چراکه به‌نظر نمی‌رسد دولت اصلا اراده و تمایلی برای چنین قیمت‌گذاری داشته باشد. از طرفی هم باتوجه به قیمت دلار امکان اجرای چنین برنامه‌ای برای دولت وجود ندارد؛ بنابراین من فکر نمی‌کنم اظهارات جناب آقای نوبخت خیلی جدی باشد.

تناقض در گفته‌ها و عملکرد

همانطور که می‌دانیم تناقضی بین گفته‌ها و عملکرد مسئولان در زمینه بورس و بودجه دیده می‌شود؛ برای مثال مقامات بانکمرکزی احتمال افزایش نرخ بهره را تلویحا تکذیب کرده‌اند اما به‌خوبی می‌دانیم که دولت بی‌میل به انجام این کار نیست.
 اتفاقا حرکت دولت به این سو خبر از یک بودجه انقباضی می‌دهد، در حالی که مسئولان نوید یک بودجه انبساطی را داده بودند. مشابه این اقدامات را در قیمت‌گذاری شرکت‌های خودروسازی و پتروشیمی نیز شاهد بوده‌ایم.
 اگر هم چنین اقدامی عملی شود بورس به‌شدت ضربه می‌خورد، چراکه بخش بزرگی از نقدینگی موجود در بازار سرمایه به سمت سپرده‌گذاری در بانک‌ها روانه خواهد شد.

اهمیت جذب سرمایه برای تولید

وی ضمن تاکید بر اهمیت جذب سرمایه برای تقویت تولید، اظهار کرد: پیش از هر کاری باید محوریت سیاست‌گذاری‌های‌مان را مشخص کنیم. این محور باید در مسیر جذب سرمایه باشد تا با استفاده از این سرمایه بتوان چرخ تولید را به حرکت درآورد. «سیاست‌گذاری ساختاری برای سرمایه‌گذاری» یک ترم بین‌المللی در علم اقتصاد است که مقالات زیادی هم در نشریات معتبر جهان پیرامون آن منتشر شده است. همانطور که گفته شد طبق این ایده علمی، اگر قرار است ما تمرکز را بر تقویت تولید در کشور بگذاریم، تجربه اغلب کشورهای توسعه‌یافته نیز این مسئله را یادآور می‌شود که برای افزایش تولید ناخالص ملی باید این مسیر از طریق جذب سرمایه‌گذار ریل‌گذاری شود. در گام نخست باید سرمایه‌گذاری را گسترش دهیم و مسیر را برای سرمایه‌گذاران هموار کنیم.

برای رسیدن به این هدف نیز ما باید تمام سیاست‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... کشور را بر این اساس تنظیم کنیم تا در نهایت تولید ملی تقویت شود، اما درحال‌حاضر ما چنین چیزی را نمی‌بینیم. باید به این موضوع دقت کنیم که «سرمایه» بسیار ترسو است و اگر سرمایه‌گذار احساس ناامنی کند، قطعا سرمایه‌گذاری را متوقف می‌کند.
ایجاد امنیت برای سرمایه‌گذاری نیز مسئله‌ای است که نیاز به یک عزم همه‌جانبه دارد و نمی‌توان یک‌شبه این موضوع را حل کرد. یکی از مواردی که باعث بروز احساس ناامنی در سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی شده مسئله تحریم‌ها است.

تغییر نگرش مسئولان به بازار

میرمعینی در پایان ضمن تاکید بر لزوم تغییر نگرش مسئولان به بازار بورس، یادآور شد: متاسفانه همانطور که پیش‌تر نیز گفته شد اراده‌ای برای رفع این موانع در بین مقامات دیده نمی‌شود، این در حالی است که بورس باتوجه به ظرفیت‌های ذاتی که دارد، می‌تواند مقدمات رشد اقتصادی را با تکیه بر تقویت تولید فراهم کند. البته تمام مواردی که گفته شد با یک قید «اگر» همراه است، چراکه اگر این اراده وجود نداشته باشد بورس نیز به جایی نخواهد رسید.


سخن پایانی...

با یک نگاه اجمالی به ۷ بندی که در آیین‌نامه مصوب هیات دولت پیرامون راه‌های تامین مالی دولت، تنظیم شده درمی‌یابیم که باتوجه به شرایط کنونی دولت جمهوری اسلامی ایران، عملا ۶ گزینه از این ۷ بند غیرعملی و امکان‌ناپذیر هستند؛ بنابراین تنها یک مورد از این ۷ بند پیش پای دولت باقی می‌ماند که همان تامین مالی از طریق بازار سرمایه است. شاید اگر کارشناسان کمی دقیق‌تر به محدودیت‌ها و شرایط اقتصادی کشور در دوران تحریم نگاه می‌کردند، می‌توانستند تازه‌واردان بورسی را به‌نحوی راهنمایی کنند که دست‌کم زندگی مردم عادی تا این حد تحت‌الشعاع نوسانات گاه و بیگاه بورس قرار نمی‌گرفت. البته این مسئله‌ای است که بارها از طرف اقتصاددانان گوشزد شده بود اما آمار و ارقام رویایی بورس و همچنین تحلیل‌های فریبنده برخی کارشناسان این حوزه باعث شد مردم عادی برای ورود به چاه ویلی به نام بورس تهران صف بکشند.


چاپ