ساختار قرارداد دوجانبه علم

فعالیت علمی ویژگی متمایز دیگری نیز نسبت به فعالیت‌های اجتماعی دارد. دانشگران از یک طرف عضو یک اجتماع علمی‌ هستند که نتایج علمی خود را در اختیار آن می‌گذارند و در عوض پاداش می‌گیرند.

از طرف دیگر، کارمند یک سازمان رسمی‌اند، مانند دانشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی، آزمایشگاه‌ها و مراکز تحقیق و توسعه صنعتی، که خدمات دانش پایه خود را در اختیار آن سازمان‌ها قرار می‌دهند و در عوض حقوق دریافت می‌کنند.
 پس دانشگران در معرض دو گونه وابستگی، تقاضا‌ و کنش رفتاری‌اند؛ هم متعهدند به اجتماع علمی که تولید دانش کنند و هم متعهدند به یک سازمان که مهارت‌ها و توانایی‌های علمی خود را در برای اهداف آن به کار گیرند.
دانشگران، مستقل از اینکه در چه نوع سازمانی کار می‌کنند و چه مسئولیت‌هایی دارند، همواره خود را سهیم در تولید دانش می‌دانند و عضوی از اجتماع علمی، به همین علت برای خود این محدودیت را قائل‌اند که بر اساس قواعد نهادی اجتماع علمی رفتار کنند و همچنین از قواعد نهادی که در آن کار می‌کنند پیروی کنند.
 بنابراین، دانشگران در عمر کاری خود با دو نوع بنگاه یا نهاد در ارتباط هستند: اجتماع علمی و سازمان کارفرما. از یک طرف رابطه دادوستد علمی با اجتماع علمی دارند و از طرف دیگر رابطه دادوستد کاری با سازمان تابع‌. این هر دو رابطه دادوستدی دراز‌مدت‌‌ هستند و می‌توان از آنها به عنوان قرارداد اجتماعی یاد کرد.
دانشگران از طریق دریافت حقوق در مقابل تعهد به کارفرما امنیت شغلی پیدا می‌کنند و همین باعث می‌شود افراد بیشتری به اجتماع علمی بپیوندند.
امروزه، امنیت خاطر بسیاری از دانشگران به دلیل اشتغال در یک دانشگاه یا مرکز تحقیقات باعث رشد علمی آنها و ادامه کشفیات و ابداع‌های علمی آنها می‌شود.

رضا منصوری - استاد دانشگاه




چاپ