علم چیست؟مدل‌های شبه‌اقتصادی علم

استفاده از مفاهیم و مدل‌های اقتصادی در درک پدیده علم به اواخر قرن ۱۹ میلادی برمی‌گردد. پیرس سنت‌گذار این رهیافت به پدیده علم بود.

توجه وی بیشتر به چگونگی گزینش پروژه‌های پژوهشی از دید اقتصادی بود اما بیشترین پژوهش‌ها در این زمینه برمی‌گردد به حدود ۴۰ سال گذشته. نوشتارهای مرتبط با مدل‌های اقتصادی برای پدیده علم به صدها می‌رسد و مجموعه این نوشتارها را می‌توان در ۳ مدل شبه‌اقتصادی علم دسته‌بندی کرد.
مدل نخست می‌پردازد به درک ابعاد اقتصادی پژوهش‌های علمی بر مبنای روش تحلیل هزینه-منفعت. نخستین گام در بسط دیدگاه پیرس این تاکید بود که مفهوم علم را نمی‌توان به طور کامل درک کرد مگر اینکه ابعاد اقتصادی علم درنظر گرفته شود. رشر توانست با تاکید بر تعمیم نوعی تحلیل هزینه-منفعت از دید علم اقتصاد به توضیح بعضی از ارزش‌های شناختی مانند عام بودن، سادگی، آزمون‌پذیری و توان توضیح کمک کند. رادنیتسکی به این پرسش پرداخت که دانشگران و پژوهشگران در گزینش میان نظریه‌های رقیب یعنی در حل مسئله ترجیح نظریه چگونه عمل می‌کنند. او سعی کرد این مسئله روشن شناختی را با مفاهیم اقتصادی مانند تصمیم سرمایه‌گذاری و به‌کارگیری منابع حل کند. دانشگران چگونه منابع و اعتبارات پژوهشی را تخصیص می‌دهند؟ منابع، در نظر رادنیتسکی عبارت است از: زمان، کوشش و مواد. یعنی منابعی که از دید رادنیتسکی دانشگران برای سرمایه‌گذاری در اختیار دارند. در این مدل پیرس-رشر-رادنیتسکی تاکید بر تحلیل هزینه- منفعت در پروژه‌های پژوهشی است اما هیچ توجهی به این نمی‌شود که دانشگران به دنبال اعتبار و توان علمی نیز هستند که آن را سرمایه تلقی می‌کنند؛ پرسشی که در مدل‌های شبه‌اقتصادی نوع دو مطرح می‌شود.
رضا منصوری / استاد دانشگاه





چاپ