معیارهای چرتکه انداختن واحدهای صنعتی

صفیه رضایی - گروه صنعت: مدیریت منابع مالی در بنگاه‌های صنعتی شاید اصلی‌ترین بعد مدیریتی باشد که نیاز به برنامه‌ریزی و قدرت پیش‌بینی و یک حسابدار صنعتی قوی دارد تا واحد صنعتی در میانه راه به کمبود بودجه بر نخورد.

یکی از مشکلات اصلی صنایع کمبود منابع مالی است؛ بیشتر واحدهایی که ورشکست یا تعطیل می‌شوند روزگاری با این مشکل دست و پنجه نرم کرده‌اند و عاقبت نتوانسته‌اند سر پا بمانند. اگر به شما به عنوان تولیدکننده یا مدیر یک کارگاه و کارخانه تولیدی بگویند که یکی از مشکلات مهم شما چیست به طور قطع کمبود نقدینگی و بالا بودن هزینه‌های تولید را نام خواهید برد؛ فرقی نمی‌کند که واحد تولیدی شما جزو چه دسته‌ای از صنایع باشد، از کوچک تا بزرگ همه با این مشکل دست‌وپنجه نرم می‌کنند به‌ویژه در سال‌های تحریم و هم‌اینک که سایه رکود بر سر بسیاری از صنایع افتاده است. هرچند نمی‌توان بسیاری از اقلام هزینه را از فهرست کارخانه و کارگاه خود حذف کرد با این حال می‌توان راهکارهایی را در پیش گرفت که چرتکه سودآوری نصیب ما شود.


مدیریت منابع مالی
فضای هر واحد صنعتی را که مدیریت می‌کنید برای یک لحظه در ذهن خود مرور کنید. برآورد هزینه شما از ماشین‌آلات و دستگاه‌ها، اجاره‌بهای واحد صنعتی (اگر ملک استیجاری است)، تعداد نیروی کار (کارآموز، نیمه‌ماهر و ماهر)، میزان نیاز به مواد اولیه، میزان دخل و خرج‌ها و سوددهی، میزان پرداخت مالیات و... چقدر است؟ آیا به عنوان یک مدیر تمامی این موارد را در کنار همدیگر برآورد یا این موارد را به صورت جداگانه بررسی می‌کنید؟ خاصیت برآورد کلی تمامی خروجی‌های نقدینگی از واحد صنعتی این است که میزان سود حاصل به‌دست می‌آید. به طور معمول در واحدهای صنعتی بزرگ امور مالی قوی باید وجود داشته باشد که کوچکترین خروجی نقدینگی و ورود پول را به سازمان محاسبه کند اما اگر در یک واحد کوچک صنعتی هستید و نیازی به استخدام حسابدار احساس نمی‌کنید باید خود مسائل مالی را دنبال کنید. به عنوان نمونه، یک تولیدی پوشاک را در نظر بگیرید. بدون شک باید در این واحد تولیدی نیروی کار فعالی حضور داشته باشند؛ چراکه اگر کارگران ماهر و فعال نباشند و نسبت خروجی و تولید آنها کم باشد برای واحد صنعتی ضرر به شمار می‌آید از این‌رو مدیر باید نیروهای نامنظم و کم‌بازده که به اصطلاح بهره‌وری کمتری دارند را تعدیل کند یا در کنار نیروی کاری قرار دهد که ماهر هستند. در مرحله بعد باید نسبت به تهیه مواد اولیه که نخ و پارچه هستند دقیق باشد. نگاه کلی این است که مواد اولیه از نوع مرغوب و با قیمت مناسب تهیه شده باشد تا هزینه تولید کاهش یابد. پس مسئول خرید باید فرد دقیق و ماهری باشد تا بتواند با بازاریابی، روزنه‌های تهیه مواد اولیه را شناسایی و در عین حال نوع مرغوب را وارد چرخه تولید کند. مرحله بعد استفاده از طراحان ماهر در سیستم است. باید دانست که یکی از عوامل بقای واحد صنعتی و تولیدی، مهارت کاهش هزینه و در عین حال رقابت‌پذیری است. اگر واحد صنعتی این دو عامل را مدنظر داشته باشد موفق می‌شود. طراحان قوی می‌توانند مد (سبک و الگوی خاص) بازار را رصد کنند و با مواد اولیه ارزان قیمت طرح‌هایی را پیشنهاد دهند که بتوان پوشاک رقابت‌پذیر به بازار وارد کرد. مرحله بعد وجود ماشین‌آلات و دستگاه‌های پیشرفته است. در هر واحد صنعتی دستگاه‌هایی که بتوانند جای چند نیروی کار خروجی دهند بهینه‌تر هستند از این‌رو بسیاری از مدیران عقیده دارند به جای استخدام نیروی کار که در ماه هزینه زیادی برای واحد تولیدی در بر خواهد داشت باید تجهیزات پیشرفته داشته باشند تا میزان هزینه‌های جاری آنها کم شود. روی هم رفته به جز قبض‌های برق، آب و گاز که برای همه واحدهای تولیدی یکسان است میزان بازده سیستم و سازمان در دستان مدیریتی است که می‌تواند بین چینش نیروها، استفاده از مواد اولیه ارزان‌قیمت و مرغوب، نیازمندی‌های بازار و استفاده از ماشین‌های برقی به جای دستی ارتباط دقیقی ایجاد کند. اگر واحد پوشاک مورد مثال بتواند این معادله را به درستی پیاده کند بر هیاهوی رکود تا حدی می‌تواند غلبه کند و در عین حال میزان تولید را افزایش دهد و بقای سازمان خود را نیز حفظ می‌کند.


مشخصه‌های اصلی مدیران صنعتی
علیرضا حائری، کارشناس صنعت معتقد است در سال‌های مدیریت بر یک واحد صنعتی به خوبی توانسته است از پس هزینه‌ها برآید؛ چراکه حسابدار صنعتی ماهری در سازمان خود داشته که قادر به برنامه‌ریزی و کنترل جریان دخل و خرج‌ها بوده است. وی در توضیحات بیشتری به صمت گفت: کارخانه‌ها و واحدهای صنعتی بودجه‌های سالانه‌ای دارند که حساب و کتاب برنامه سال آینده را می‌توانند در آن بودجه‌گذاری ببینند. البته باید میزان هزینه‌ها و پرداخت دستمزدها، میزان فروش و منابع مالی ابتدا تعیین شود و بعد از آن به مرحله برنامه‌ریزی و بودجه‌گذاری برسد. این کار مهم را یک حسابدار صنعتی قابل می‌تواند به همراهی مدیر یک واحد صنعتی انجام دهد به ویژه اینکه نیاز است علاوه بر بررسی و برنامه‌ریزی سالانه برای منابع مالی به صورت ماهانه نیز رصد مالی انجام شود تا جلوی هزینه‌های هنگفت گرفته شود. حائری معتقد است که مهم‌ترین ویژگی یک مدیر صنعتی قدرت پیش‌بینی و برنامه‌ریزی است به گونه‌ای که اگر این دو ویژگی را از یک مدیر بگیریم پایه‌ها و ساختار آن واحد صنعتی با مشکل روبه‌رو می‌شود. بیشتر واحدهایی که به‌یکباره دچار ورشکستگی می‌شوند به طور قطع در دخل و خرج‌ها و حساب و کتاب‌های مالی دچار نقص بوده‌اند. این کارشناس صنعتی به این نکته نیز اشاره کرد که با وجود قدرت برنامه‌ریزی مدیر صنعتی باز هم شرایط بی‌ثباتی اقتصادی می‌تواند تمام پیش‌بینی‌های آن مدیر را دچار چالش کند؛ چراکه بی‌ثباتی اقتصادی و نوسانات زیاد می‌تواند برنامه‌های بودجه‌ای واحدهای صنعتی را به هم بریزد همچون نوسانات نرخ ارز که دست هر مدیری را در بودجه‌نویسی و برنامه‌ریزی کوتاه می‌کند از این‌رو موفقیت یک مدیر صنعتی در گرو وجود یک محیط باثبات اقتصادی با حداقل نوسان است.


راهکارهای مدیریتی
با این حال کاهش هزینه‌ها و مدیریت منابع مالی ازجمله مواردی است که نیاز به راهکار مدیریتی دارد. عباس ترکمان، نایب‌رییس انجمن چرم در این‌باره به صمت گفت: برای کاهش هزینه‌های یک واحد تولیدی باید مدیریت صنعتی و درواقع واحد صنعتی سعی کند که از تمام ظرفیت‌های موجود استفاده کند. با این‌همه چون در کشور ما معضل قاچاق بیداد می‌کند تولیدکنندگان و مدیران واحدهای صنعتی نمی‌توانند بازار مناسبی را برای کالاهای خود پیدا کرده و از این‌رو نمی‌توانند با ظرفیت کامل کار کنند درنتیجه هزینه‌های تولید را متحمل می‌شوند اما نمی‌توانند از سودآوری لازم برخوردار باشند.


سیاستگذاری برای منابع انسانی
البته بخش بزرگی از هزینه‌های واحدهای تولیدی مربوط به هزینه‌های نیروی انسانی است. با این‌حال اگر مدیر صنعتی بتواند به نحوی برنامه‌ریزی کند که کارگران و کارکنان کارخانه و کارگاه، هدررفت زمان نداشته باشند و به نحو مطلوب در ۸ ساعت کاری بازده داشته باشند به طور قطع مدیریت صنعتی می‌تواند هزینه‌های ناشی از هدررفت زمان را کاهش دهد و بهره‌وری نیروی کار افزایش پیدا می‌کند. البته تلاش واحدهای صنعتی باید این باشد که نیروی کار ماهر و کارکشته وارد سازمان خود کنند تا بتوانند بهترین نتیجه را کسب کنند. در کنار آن باید برای کارگران فعال، پاداش و کارانه درنظر بگیرند تا انگیزه مناسبی در محیط کار ایجاد شود و به تبع میزان بازده و تولید بالاتر رود؛ این موارد در هر محیط صنعتی جواب می‌دهد. ممکن است گفته شود که بسیاری از رقم‌های هزینه‌ای را در کارخانه نمی‌توان حدس زد یا پیش‌بینی کرد. با این‌همه می‌توان مواد مصرفی اولیه را به نحوی مدیریت و استفاده کرد که تا حدی هزینه‌های تولید کاهش یابد به ویژه اینکه لوازم یدکی و ماشین‌آلات باید از اجناس مرغوب تهیه شوند تا در چرخه تولید برای چندین سال قابل مصرف باشند نه لوازمی که یکبار مصرف به شمار می‌آیند. در کنار آن ماشین‌آلات در خط تولید باید از فناوری و دانش روز برخوردار باشند تا نیاز به نیروی کار کمتری احساس شود. هرچه درصد نیروی کار کمتر باشد و کار اصلی را ماشین‌آلات انجام دهند، سرعت، دقت و هزینه کمتری در بر داشته و به طور قطع با این رویه تولیدکننده می‌تواند سرمایه‌گذاری بیشتری در بخش تولید کند.

 


چاپ